روز ۷۱ جنگ
چگونه سرمایهداران کمپرادور زمینهساز شهادت رهبر ایران شدند؟
گفتگو با دکتر حسین راغفر
یکشنبه بیست اردیبهشت
⭕️ یازده شب زنده از روبیکا و یوتیوب جدال
https://youtube.com/live/1dsewOskGt0
💻 jedaal.tv
🆔 @jedaaltv
علی علیزاده - جدال
روز ۷۱ جنگ چگونه سرمایهداران کمپرادور زمینهساز شهادت رهبر ایران شدند؟ گفتگو با دکتر حسین راغفر
🎙فایل صوتی نهصد و هشتمین اپیزود رادیو جدال منتشر شد.
📣 #اپیزود ۹۰۸: روز ۷۱ جنگ: چگونه سرمایهداران کمپرادور، زمینهساز شهادت رهبر ایران شدند؟
🔹 گفتگو با حسین #راغفر
📆 ۲۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵
⏱️ مدت زمان: ۱۱۰ دقیقه
❗️ باتوجه به محدودیت حجمی ایجاد شده در پیامرسان ایتا در ماههای اخیر، امکان بارگذاری مستقیم فایلهای صوتی روی این پیامرسان میسر نیست❗️
📥 برای دانلود مستقیم فایل صوتی اینجا کلیک کنید.
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مقاومت در میدان , فشار برای
تسلیم در اقتصاد!
چرا همزمان با مقاومت شجاعترین فرزندان ایران در میدان در جبهه اقتصاد مدیران اقتصادی قدم به قدم نسخه تسلیم و فروپاشی دشمن را عملی میکنند
علی علیزاده - جدال
📌 چرا تنگهی هرمز نه میتواند و نه بایستی جایگزین غنیسازی هستهای شود؟
نویسنده: پریسا نصرآبادی
🔻منطق اهمیت «غنیسازی» مبتنی بر «حق تمتّع و استیفا» است و منطق اهمیت «تنگهی هرمز» مبتنی بر مصادیق «حقّ استیفا».
«حقّ تمتع» به معنای شایستگی برای دارا شدن یک حق است و «حقّ استیفا» به معنای شایستگی و توانایی برای اجرای آن حق. در مورد معیّن تنگهی هرمز، حق تمتّع و استیفای ایران رسمیت دارد و مناقشه بر سر برخی مصادیق استیفای این حق است؛ به این معنا که ممکن است حق حاکمیت ایران بر آنکه یک هرمز، به گونهای ترتیب داده شود که به شکل یک «تهدید» علیه ناقضان این حقّ ایران، مورد بهرهبرداری قرار بگیرد.
بنابراین، این دو موضوع ماهیتاً با یکدیگر متفاوت، و لذا غیرقابل جایگزینی هستند.
🔻غنیسازی اورانیوم برای ایران یک حق استراتژیک بنیادین است که ریشه در معاهدهی منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) دارد و طبق «قاعدهی حقوقی استاپل» نیز، از ایران غیرقابل سلب است.
این حق که تضمینکنندهی استقلال، بازدارندگی و خودکفایی ملی است، نباید دستکم گرفته شود و از دست برود.
🔻ادعاهایی نظیر این که «غنیسازی اصولاً کارت بالقوهای نبوده و لذا امروز تبدیل به تنگهی هرمز شده»، «امروز تنگهی هرمز، به مثابه یک بمب اتم در دست ایران است»، و یا «باید کارتهای غنیسازی و تنگهی هرمز را در مذاکرات بازی کنیم و امتیاز بگیریم»، غالباً یا گزارههایی مغالطهمانند و پوششی هستند، و یا فاقد پشتوانهی نظری و عقلانی.
ضمن اینکه، نفس «کارت» نامیدن یک «حق» در منازعات بینالمللی نیز به معنای این نیست که یک کشور به سادگی و سهلانگارانه میتواند از آن درگذرد و از آن به مثابه یک وجهالمصالحه استفاده کند.
امروز استیفای این حق ملّی، نه فقط دستکمی از حقّ ملّیسازی صنعت نفت ایران در دههی بیست شمسی ندارد، بلکه شاید از آن خطیرتر نیز باشد.
دلیل این امر نیز، قرار داشتن ایران در یک بزنگاه تاریخی است که برای دههها و بلکه بیشتر، جایگاه کشورها در نظم جهانی جدیدِ در حال تکوین را تعیین تکلیف میکند.
ایران نباید از این روند پُر شتاب جا بماند.
🔻اگرچه تنگهی هرمز همچنان یکی از ارکان اصلی امنیت انرژی جهانی است، اما ارزش استراتژیک آیندهی آن در میان گذار انرژی و تغییرات زیرساختی این حوزه، در حال تحول است.
این که امروز ایران میتواند قدرت نامتقارنی بر تنگهی هرمز اعمال کند، ابزاری مهم اما «ناپایدار» به دست ایران میدهد که باید از آن به بهترین شکل ممکن، چه اقتصادی، چه سیاسی و چه امنیتی بهرهبرداری کند.
🔻به لحاظ راهبردی، استیفا و تثبیت حق حاکمیت ایران بر تنگهی هرمز، ایران را قادر میسازد که بدون نیاز به تشدید تنش هستهای، امتیازاتی کسب کند.
اگرچه تنگهی هرمز با وجود مسیرهای جایگزین روبهتکوین، اهرمی است که تدریجاً وزن خود را از دست میدهد، اما تسلیحاتی کردن و استفاده از آن به مثابه یک «ابزار تهدیدساز» تا اطلاع ثانوی، «کلید بقای استراتژیک» ایران در برابر تهدیدات وجودی و فشار حداکثری است.
اما نباید از نظر دور داشت که مانند هر تهدیدی، زمانمند است و به شکل نامحدود نمیتواند مورد استفاده قرار بگیرد.
🔻 غنیسازی اما بنا بر ماهیت خود نه یک «تهدید»، بلکه یک حق است. اما صِرف به رسمیت شناخته شدن حقّ تمتّع ایران از غنیسازی هستهای، بدون به رسمیت شناخته شدن حقّ استیفای ایران، ناقص و ناقض حقوق ذاتی و عَرَضی ایران است. به عبارت دیگر، اگر ایران اساساً امکان بهره بردن از حق غنیسازی خود را نداشته باشد، به این معناست که حقّ ایران مخدوش شده است؛ چرا که بدون داشتن حق اجرا و بهرهبرداری از یک حق، صِرف داشتن یک حق بر روی کاغذ کفایت نمیکند و در عمل به معنی سلب اراده از دارندهی حق است.
🔻 حق غنیسازی، «کلید توسعهی استراتژیک» ایران است که باید به عنوان حقی برابر با بسیاری دیگر از کشورها نظیر ژاپن، آلمان یا برزیل از آن بهرهمند باشد.
از دست دادن این حق به هر نحو، ایران را از بازی قدرتهای بزرگ و ایفای نقش در آیندهی تحولات شگرف نظام بینالملل حذف میکند.//
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در برابر تسلیم خواهان
خارجی و داخلی
کوتاه نخواهیم آمد
هدایت شده از Shid TV | شید تیوی
14M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️ راز افول جهانخواری آمریکا: ۷۰ سال جنگ بدون یک «برد کامل»
🟡استاد دپارتمان مطالعات سیاسی در دانشگاه مانیتوبا کانادا: "دو روند همزمان در جریان است: افول سرمایهداری آمریکا و کاهش ابزارهای اعمال زور توسط واشنگتن | ایران با اثربخشی بالا، داراییهای آمریکا در خلیج فارس را نابود کرده و ابزارهای اعمال فشار واشنگتن را محدود ساخته است"
☀️ @shidtv
علی علیزاده - جدال
🔻 بگذار ایران خود را شکست دهد!
نویسنده: ریچارد نفیو
ترجمه و تلخیص: گروه پژوهشی جدال
« _آمریکا باید جنگ را پایان دهد، اما بر فشارها بیفزاید!_ »
_ریچارد نفیو_، که به «معمار تحریمهای ایران» در دورهی ریاست جمهوری باراک اوباما در ایالات متحده اشتهار دارد، در آخرین مقالهی خود با عنوان «بگذار ایران خود را شکست دهد» که در _فارن افرز_ منتشر شده، به چالشهای جنگ جاری آمریکا (و اسرائیل) علیه ایران و سردرگمی راهبردی دولت ترامپ میپردازد و راهبرد جایگزینی پیشنهاد میکند.
▪️ چرخش راهبردی: از «تغییر رژیم» به «تضعیف رژیم»
مقاله با توصیف فضای آغازین جنگ آمریکا علیه ایران شروع میشود؛ لحظهای که ترامپ وضعیت جنگی را فرصتی تاریخی برای نسلهای مختلف دانست و از مردم ایران خواست علیه حکومت قیام کنند. اما خیلی زود دولت او از ایدهی تغییر رژیم عقبنشینی و تأکید کرد که هدف اصلی او جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
نفیو تأکید میکند که تصمیم ترامپ برای اجتناب از سرنگونی تمام عیار جمهوری اسلامی منطقی بوده، زیرا وظیفهی «تغییر رژیم» بر دوش مردم ایران است که در سالهای اخیر با اعتراضات گسترده علیه سرکوب و سوءمدیریت اقتصادی نشان دادهاند از عهدهی آن برمیآیند.
به گمان نویسنده، بررسیها و پژوهشها نیز نشان میدهند که بمباران بهتنهایی نمیتواند حکومتی را سرنگون کند و تجربیات گذشته مانند لیبی و عراق به هرجومرج و خشونت افسارگسیخته منجر شده است.
به علاوه، رهبری جدید ایران و در رأس آن آیتالله سید مجتبی خامنهای و نیز ژنرالهای سپاه پاسداران نهتنها میانهرو یا کمتر رادیکال نیستند، بلکه بهدلیل از دست دادن خانواده و نزدیکان خود توسط آمریکا و اسرائیل، رویکردشان به مراتب تندروتر و تهاجمیتر شدهاست.
▪️ رهبران جدید، همان سیاستهای قدیمی را ادامه میدهند!
نفیو میگوید، به لطف اقدامات آمریکا و اسرائیل، ایران نسل جدیدی از رهبران سپاهمحور دارد که همگی مصمم به شکست آمریکا هستند. تهران همچنان تهدید به سرکوب اعتراضات و حمله به اهداف آمریکایی، اسرائیلی و عربی میکند و هیچ نشانهای از تعدیل نشان نمیدهد، در حالی که چالشهای اقتصادی و فساد پس از جنگ بدتر خواهد شد و منجر به ناآرامیهای بیشتر میگردد.
▪️ توافق محدود، نه جامع!
نفیو معتقد است که جنگ، توان سپاه را تا حدی کاهش داده اما قدرت سیاسی آن را تثبیت کرده و صداهای میانهرو حاشیهای کرده است. بنابراین ترامپ نباید به توافقهای بزرگ تن دهد، بلکه باید با توافق صلحی محتاطانه و محدود از احیای رژیم جدید جلوگیری کند؛ نه اینکه با کاهش فشارها، به این ساختار رهبری جدید جان تازهای ببخشد.
▪️ درسهای برجام و راهِ پیشِ رو
معمار تحریمهای ایران میگوید برجام ۲۰۱۵ با رفع تحریمهای هدفمند، سپاه را تضعیف کرد، زیرا مهارت دور زدن تحریمها توسط سپاه، کمارزش شد؛ اما خروج ترامپ از برجام و اعمال تحریمهای کلی، سپاه را قدرتمندتر ساخت؛ امروز با ایرانِ ۲۰۲۶ که مراکز قدرت، برنامهی هستهای و نارضایتی مردمیِ متفاوتی دارد، آمریکا باید از هر توافقی که رژیم را نجات دهد اجتناب کند و با معیارهای سختگیرانه، شانس واقعی را به مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود بدهد.
▪️ خلاصهی پیشنهادهای راهبردی نفیو به دولت ترامپ
🔸 اجتناب از توافق صلح جامع:
پیشنهادهای گسترده مانند طرح ۱۰مادهای ایران یا ۱۵مادهای ترامپ که رفع تحریمهای گسترده را شامل میشود، باید رد شود؛ زیرا این امر حکومت ایران را با ورود ارز به کشور نجات میدهد و فشار مردمی را کاهش میدهد.
🔸 پیگیری توافق محدود و گزینشی:
تمرکز بر اولویت فوری باز کردن تنگه هرمز، حفظ آتشبس فعلی (با همکاری اسرائیل)، پاکسازی مینها، و توقف حملات مستقیم/غیرمستقیم ایران علیه آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس، بدون پرداختن به مسائل هستهای یا رفع کلی تحریمها اهمیت دارد.
🔸 ادامه فشار شدید تحریمها:
حفظ تحریمهای هدفمند بر سپاه پاسداران و اقتصاد ایران برای جلوگیری از بازسازی نظامی، تشدید فساد و ناکارآمدی، و حمایت از ناآرامیهای داخلی که میتواند به تغییر رژیم واقعی منجر شود، کلیدی است.
🔸 عدم بازگشت به جنگ تمامعیار:
آمریکا باید از حملات جدید پرهیز کند؛ زیرا جنگ توان عملیاتی سپاه را کاهش داده اما قدرت سیاسی آن را تثبیت کرده؛ در عوض، باید اجازه داد فشار اقتصادی و اعتراضات مردمی کار را پیش ببرد.
🔸 معیارهای سختگیرانه برای هر توافقی:
حتی در صورت مذاکرات گسترده، آمریکا باید اطمینان حاصل کند که رژیم ذینفع اصلی نشود و تحریمها تا اثبات تعهدات ایران (مانند محدودیت هستهای و موشکی) برداشته نشود (الهامگرفته از مدل برجام که سپاه را تضعیف کرد).