مامانم عبای منووو پوشیدهههه خیلی خانوم شدههههه بعد من شبیه صغرا ۲ ساله از تهران شدم /:
اومدم به بابام بگم خوابت عمیق شده برگشتم میگم خوابت سمیق شده ،خدایا دهن منو ببند/:
جِنابِ او +:
میبینید به خداااااا من توی عید تهش یه بار اون آدمووووو میدیدمممممم حالا هی هر جا من میرم هستتتتتت.
مامان بزرگمم سر سفره بهش گیر داده بود که هیچی نخوردی اینم داشت میگفت خوردم کم مونده بود بگه به خدا خوردمممم منم داشتم سعی میکردم بهش نخندمم/:
جِنابِ او +:
مامان بزرگمم سر سفره بهش گیر داده بود که هیچی نخوردی اینم داشت میگفت خوردم کم مونده بود بگه به خدا
یعنی برای بار هزارم میگم اگه این آدم کراشم انقد در معرض دید هم دیگه نبودیم ولی حالا که از هم متنفریم دم به دم دقیقه تو دهن همیم گاد هلپ میییی
حالا یکی از دخترا که روش کراشه فک کنم یه سال هم دیگرو ندیدن توی هیچ کدوم از جمع ها هم نیست.