جِنابِ او +:
میبینید به خداااااا من توی عید تهش یه بار اون آدمووووو میدیدمممممم حالا هی هر جا من میرم هستتتتتت.
مامان بزرگمم سر سفره بهش گیر داده بود که هیچی نخوردی اینم داشت میگفت خوردم کم مونده بود بگه به خدا خوردمممم منم داشتم سعی میکردم بهش نخندمم/:
جِنابِ او +:
مامان بزرگمم سر سفره بهش گیر داده بود که هیچی نخوردی اینم داشت میگفت خوردم کم مونده بود بگه به خدا
یعنی برای بار هزارم میگم اگه این آدم کراشم انقد در معرض دید هم دیگه نبودیم ولی حالا که از هم متنفریم دم به دم دقیقه تو دهن همیم گاد هلپ میییی
حالا یکی از دخترا که روش کراشه فک کنم یه سال هم دیگرو ندیدن توی هیچ کدوم از جمع ها هم نیست.
مامانش بچه ی فامیل رو بغل کرد بعد داره جلوی خودش میگه که فلانی (پسرش) چشمش گرفته دخترتون ولی خب اختلاف سنی زیاده دیگه .
یه جوری سرم تو گوشی و دارم میخندم طرف فک میکنه دوس پسر دارم در حالی که اینجا دارم چرت و پرت میگم /:
هدایت شده از شوچول اچلیلی ایز هیر 💜🍬
من واقعا به یه ادم مث هیونگ شیک تو زندگیم نیاز دارم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
در حالی که پسرم داره وسط پذیرایی جامه میدره و گریه میکنه یه دختر خانوم گل کنار من نشسته داره بهم لبخنده یعنی قشنگ تفاوت دختر پسر اینجا معلوم میشه 😂😞.
جِنابِ او +:
یعنی برای بار هزارم میگم اگه این آدم کراشم انقد در معرض دید هم دیگه نبودیم ولی حالا که از هم متنفریم
طرف نشسته جلوم گردنم کج شد انقد چپ و راست رو نگاه کردم .
جِنابِ او +:
طرف نشسته جلوم گردنم کج شد انقد چپ و راست رو نگاه کردم .
تازه در طی حرکت خیلی عجیبی باباش هر کی که سر سفره بود رو دعوت کرد جمعه خونشون به خدا شانس منو میبینید 🤣🤌