یعنی خاک تو سر من که به خاطر خودم نباید حالم بد باشه باید به خاطر این امتحان و درس خوندن حالم بد نباشه که از برنامم عقب نمونم :_
وقتی من تصمیم میگیرم ساعت چهار صبح بلند شم ادامه ی درس رو بخونم قیافه خدا همون موقع:
من در حال سیو کردن لباس عروس و ذوق کردن براشون در حالی هیچ شخص مذکری در زندگیم وجود نداره :_
من وقتی از یکی خوشم میاد و توقع دارم از رفتارم بفهمه ، رفتارم باهاش:
نگاه کردن جوری که انگار حقمو خورده و ازش متنفرم همراه پشت چشم نازک کردن براش .
تیکه های آهنگ قحط بود باید حتما همون یه تیکه که میگه kiss me بیوفته توی دهن من که اگه بلند بخونم شرفم میره .
من در حالی دارم توسط زندگی ک.ر.... میشم :
فک کردن به اینکه اگه سریع ازدواج کنم میتونم پسر خالم رو برای دخترم بگیرم و مادر شوهر دخترم خالم میشه و ذوق کردن در این مورد .