#اختصاصی
#علوم_شناختی_و_رسانه
گناه و شرم برخی از شبکههای عصبی هیجانات در مغز را در نواحی پیشانی و گیجگاهی مغز به کار میاندازند اما الگوی آنها کاملاً متفاوت است. وقتی رفتار شما با وجدان شما مغایرت داشته باشد، احساس گناه بروز میکند. وقتی فکر میکنیم به اعتبار خود لطمه زدهایم ، شرم تحریک میشود. در طی مطالعات fMRI، دانشمندان دریافتند که شرم فعالیت زیادی را در قسمت راست مغز ایجاد میکند اما در آمیگدالا نه. در حالت گناه، فعالیت در آمیگدالا و لوبهای پیشانی وجود دارد اما فعالیت عصبی در هر دو نیمکره مغز کمتر است. محققان نتیجه گرفتند که شرم، با عوامل گسترده فرهنگی و اجتماعی در ارتباط بوده و احساسات پیچیدهتری را موجب میشود. از طرف دیگر، احساس گناه فقط با استانداردهای اجتماعی آموخته شده شخص ارتباط دارد. به عبارت دیگر اگر استانداردهای محیطی تغییر کند، ممکن است رفتارهایی که در ذهن گناه تفسیر میشد، دیگر ماهیت منفی نداشته باشد و فرد احساس بدی نسبت به ان نداشته باشد و بالعکس!
❌نکته: احساس بد یا خوب فرد صرفا یک عکس العمل نسبت به هنجار محیطی است ولی ماهیت ان هنجار یا ناهنجار یا گناه تغییر نمیکند، این طور می شود که یک حالت بی حسی دسته جمعی نسبت به گناه رخ می دهد!
اصل وجود گناه و کار زشت هیچ وقت تغییر نمی پذیرد مانند اینکه اگر همه در یک شهر، نسبت به گناه دزدی و یا گناه حرف زشت زدن عادت کنند در اصطلاح بالا، استاندارد محیطی منفی بودن گناه دزدی و حرف زشت زدن برای مردم عادی شود دیگر حس بدی در افراد این جامعه نیست! و این یعنی فاجعه!
وقتی حس گناه از بین رفت، طبیعتا شرم هم جایگاه خودش را از دست می دهد. روایات مختلفی در این باره وجود دارد که عادی شدن گناه و یا ارتباط گناه فرد بر اجتماع و بالعکس چه تاثیراتی خواهد داشت. در حقیقت مطلب شما موید این موضوع می تواند باشد که اتفاق ناخوشایند عادی شدن گناهان، در گرو تغییر استانداردهای ذهنی جمعی یک منطقه یا یک شهر یا یک کشور است.
حالا شما نقش رسانه در استانداردسازی فرهنگی در جامعه فعلی مان را مشاهده کنید!
استاد مرادی
تربیت افسران جنگ نرم