🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💗پـلاک پنهـــان 💗
#part61
نیم ساعت از تماسش با کمیل می گذشت ولی هنوز عصبی به گوشی که در دستش بود خیره بود،و با پایش بر زمین ضربه می زدو آرام زیر لب غر میزد:
ــ نرنم بیرون از خونه،نتونسته چند نفرو بگیره من باید تو خونه زندونی بشم،من احمق نباید زنگ میزدم
با صدای آیفون خودش را برای بحث مجددی اینبار با پدرش آماده کرد،اما در باز شد و صغری با جیغ و داد وارد اتاق شد و سمانه را محکم در آغوش گرفت.
ــ سلام عشقم
ــ تو اینجا چیکار میکنی؟
ــ اومدم بدزدمت بریم دور دور
سمانه مشتی به بازویش زد و از او جدا شد.
ــ خاله هم اومده؟
ــ نه
ــ چرا؟
ــ دارم بهت میگم میخوایم بریم دور دور مامانم کجا بیاد
ــ چی میگی تو
ــ بابا کمیل زنگ زد گفت سریع آماده بشم بیایم دنبالت بریم دور دور
روی تخت نشست و ادامه داد:
ــ آخه میدونی داداشم فک کرده تو وزارت کلی آدم وحشتناک هست که کلی با کمربند و شلاق شکنجت دادن
و بلند زد زیر خنده،سمانه هم با مقایسه واقعیت آنجا با چیزهایی مه کمیل برای استتار گفته بود خنده اش گرفت.
ــ بی مزه
ــ تو که اماده ای،چادرتو فقط سرت کن
ــ وایسا ببینم شوخی نمی کردی تو؟؟
ــ نه بخدا،کمیل الان بیرون منتظره
سمانه در جایش خشک شده بود ،باورش نمی شد که کمیل به دنبال او آمده،او فکر می کرد که کمیل بیخیال او شده و پیگیر کار و حالش نیست ولی اینطور نبود...
می خواست کمی ناز کند و بگوید که نمی آید اما می ترسید کمیل و صغری بیخیال شوند و برودند،سریع به طرف چادرش رفت،اما یا یادآوری مادرش با حالت زاری نگاهی صغری انداخت:
ــ وای صغری مامان نمیزاره برم بیرون
صغری شروع کرد به خندیدن:
ــ وای سمانه اینهو دخترا پونزده ساله گفتی،نگران نباش بسپارش به داداشم.
صغری بلند شد و به طرف در رفت:
ــ من به جا داداشم بودم و تو به درخواست خووستگاریم جواب منفی می دادی دیگه بهت سلام هم نمی کردم،بدبخت داداشم،من بیرونم تا آماده بشی
صغری از اتاق خارج شد،سمانه احساس کرد دیگرنایی برای ایستادن ندارد سریع روی صندلی نشست و چشمانش را روی هم گذاشت.
قضیه خواستگاری را فراموش کرده بود،حرف های آن شب کمیل در سرش می پیچید وسمانه چشمانش غرق اشک شدند، قلبش با یادآوری درخواست کمیل فشرده شد،احساس بدی نسبت به کمیل بر قلبش رخنه انداخت.
دوست داشت بیخیال این بیرون رفتن شود اما با صدای مادرش که به او می گفت سریع اماده شود،متوجه شد برای پشیمانی دیر شده...
شیعه مَہد؎🌱
منتظرنظراتِشماعزیزان هستم🥲 https://eitaa.com/joincha_313 چنلناشناسشیعهمهدی https://harfeto.time
خیلی دوست دارم نظراتتون رو درباره این رمان (پلاک پنهان) و رمان های قبلی مون
بدونم😍🥲🥺
ممنون میشم 😄
نظرات قشنگ تون رو بگید تا ادمین هامون
توی کانال قرار بدن ✨
اگر دوست داشتید خودم جواب میدم و اگر رمانی مدنظرتون هست یا دوست دارید بخونید رو بگید من براتون پارت گذاریش میکنم 🙃😉💚
بچهها اتفاقات خیلی عجیب و جالبی در راهه❤️🔥💔❤️🩹
اگر کسی این رمان رو دنبال نمیکنه واقعا خیلی ضرر کرده😄
پس از الان شروع کنید به خواندن که خیلی باحاله و قراره باحال تر هم بشه 💔❤️🔥
قراره یه اتفاقی بیفتد که خیلی باحاله✨😍💔
سلام و صبح ۵ شنبه ۶ شهریور شما امام زمانی ان شاءالله
شیطان کجاست ؟
واقعا شيــطان را در شهر نمی بيــنی؟ اينجاســت و بیداد میکنه ما نمــیبینیم
لابلای كــم فروشــی های بقــال محل!
توی فحــش های ركــيك همسایه به همــسایه
روی روســری بادبرده ی دخــتركان شــهر!
روی ساپورت های بــدن نما
مردانی که خودشـان را مثل زن آرایش میکنند.
تو واقعــا صدای خنده هايش را نمیشــنوی؟
لای موســيقی های تند ماشــين ها
توی دعـواهای بــی انتـهای پدر و پسـر
توی بـی احترامی به پدر ومادر
بين جيـغ های پــيرزن مال باخته!
تو واقعا جولان دادنش را ميان زمين و آسمان نمی بينی؟
نمی بينــی دنيا را چقــدر قشنگ رنگ آميزی كــرده و بی آنــكه من و تــو
بدونیــمـ"جاهليت مدرن" را برايمــان ســوغات آورده است؟
توی وجود من و تو چقــدر شك و شبــهه انداختــه اســت؟
توی رختــخواب گرم و نرمــت موقع نماز صبــح؟
زمان قايم كردن اســكناس هايت وقت ديدن صنــدوق صدقات؟
موقع باز كــردن ســايت هــای ناجور اينترنــت؟
نفوذش را نمی بینــی؟
میان تغییر لــب و بینی و چهره انسانها و دســت بــردن در کار خدا
او هميــن جاســت. هر جا كه حق نباشــد. هر جــا كه از یاد خداغافل باشیــم چقدر به شيــطان نخ می دهيــم...!؟
ای مــردم از گام های شــیطان پیروی نکنیــد ،هــمانا او برای شمــا دشمنی آشکار است.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ
ای مردم! از آنچه [از انواع میوه ها و خوردنی ها] در زمین حلال و پاکیزه است، بخورید و از گام های شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او نسبت به شما دشمنی آشکار است.
(سوره بقره آیه ۱۶۸)
یکدمازیاد ِتوفارغنشودخاطر ِدل
جایخوندررگ ِما،عشقتوجریاندارد¹²⁸ .
💠 #تلنگر⚠️
#فضـایمجـٰازے
شـاید مجــازے باشـه
اما هر ڪلیڪش تو پرونده اعمالمون ثبتـــــ میشــه !
هــر چــے نـوشتیـم، دیـدیــم، شنیدیـم...(:
باید پاسخگو باشیـم رفیق
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو معشوق خدایی . .
اگه میخوای عاشق خدا بشی !. .
اگه این کلیپو میبینی
ساده ازش نگذر🤍 (:
#پیشنهاد_دانلود🎥
#پناهیان #خداجونم
🖇 #تلنگرانه 🌱
اوّلینومهـم ترینچیـزیڪه مارا ازامامزمان دور مےکند گناهِ ماست! ومهم ترینچیـزیڪهفــرج حضـرت را جلــو میانـدازد ترکگناه است(: بهقولاستادرائفیپور: مشکـلخودِماییم... #الّلهُــمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَــــالْفَــرَج🪴️
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله:
موج های بلا را
با دعا برگردانید.
📚بحارالانوار، ج93، ص289
#حدیث