eitaa logo
شیعه مَہد؎🌱
1.4هزار دنبال‌کننده
7هزار عکس
6.6هزار ویدیو
67 فایل
‹‹بِسـم‌‌ِاللّھ‌‌ِالخَلَق‌َالمَہد؎.🤍 ماشیعه‌مَہد؎فرزند‌نائب‌امام‌زمان فرزندشهیدسیدعلی‌خامنه‌ای💔 منتظرانتقام‌باشید شیعه‌به‌دنیا آمدیم‌که‌مؤثردرتحقق ظهورمولاباشیم.🤍🌚 مُتولدِ1403/2/22 اينجا!؟ چنلےازبوی دلنتگی‌فراقِ مَہد؎ِفاطمه🫀⛓ آیدی مالک: @gomnAm1_3_5
مشاهده در ایتا
دانلود
حضرت علیّ ابن موسی الرّضا علیه آلاف التّحیّة و الثّناء فرمودند: مَن لَم يَشكُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلوقينَ لَم يَشكُرِ اللّه َعَزَّوجلَّ. هر كه در قبال خوبى مردم تشكر نكند، از خداوند عزوجل هم تشكّر نكرده است. حَضرَتِ‌عِشقْ‌عَجَبْ‌كربْ‌و‌بَلايى‌دارَدْ... شَبِ‌جُمعه‌حَرَمَشْ‌حـال‌وهَوايى‌دارَدْ:)💔
برابر نیست!
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ای پناه بی پناه ها . . ❤️‍🩹
🖤🥀
ولی میگما جدی جدی از فردا باید بریم مدرسه 🫠
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سعی کنید همیشه عکس شهید روی پس زمینه گوشی تون باشه هر موقع که بهش نگاه کردید از رفتارش الگو بگیرید مثلا این شهید خیلی خوش اخلاق بودن میتونید به عنوان پس زمینه انتخاب کنید و هروقت که نگاه تون افتاد به تصویرشون یادتون بیوفته هیچ چیز مثل رفتار خوب تاثیر ندارد "جمله خود شهید"
سلام به همگی امیدوارم حال دلتون خوب باشه🪄 پارت داریم البته با چند دقیقه تأخیر 🎀
~\ شاهرخ /~ هر چی بود و نبود، به ماهرخ و بحث توی خونه مربوط نمیشد! با ظاهری که در عین طوفانی بودنش خیلی بیخیال بود سری تکون دادم و گفتم: +از شرکت بود! چنگال رو توی سالاد فرو کرد و همزمان گفت: _خب؟ چی باعث شده بود که بیرون از ساعت کاری بهت زنگ بزنن؟ به زور پوفی که داشت از دهنم بیرون میومدو خوردم. من یه تیمسار جدی و موفق بودم، چطور وقتی جلو ماهرخ بودم کم میاوردم؟ +مدیر عامل شرکت بود، برای قردادِ فردا زنگ زده بود! ابرویی بالا انداخت و سر تکون داد. هر دو در سکوت مشغول غذا خوردن بودیم و هر کی تو افکار خودش سی میکرد! باید چیکار میکردم؟! ~\ ماهرخ /~ بعد از خوردن شام، با هم میزو جمع کردیم. حواسم کامل سمت شاهرخ بود، حتی ریتم نفس کشیدنش! خودمو بی خیال نشون میدادم اما کاملا متوجه عوض شدن حال شاهرخ شدم! اما به هر حال قبلا هم گفتم؛ زیاد پا پیچ هم نمی‌شیم! ظرفا رو توی ماشین ظرفشویی گذاشتم و شاهرخ قرص مخصوص ماشین رو داخلش انداخت. بعد انجام کارا آشپزخونه رو به مقصدی که نمی‌دونم ترک کرد.... الان قرار بود کلا همین شکلی بمونه؟! یه برج زهرمار اخمو؟! اخمام از این فکر توی هم رفت. شاهرخ توی هر شرایطی سرزنده بود! ادامه دارد.... به‌قلم: رازا    ₊✧──────✧₊ ☆ ₊✧──────✧₊