دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید
ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح!
نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید
مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
تا سرو قباپوش تو را دیدهام امروز"
در پیرهن از ذوق نگنجیدهام امروز"
من دانم و دل، غیر چه داند که در این بزم"
از طرز نگاه تو چه فهمیدهام امروز"
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کرد"
بر خود، چو سر زلف تو پیچیدهام امروز"
هشیاریم افتاد به فردای قیامت"
من آینهٔ طلعت معشوق وجودم"
از عکس رخش مظهر انوار شهودم"
ابلیس نشد ساجد و مردود ابد شد"
آن دم که ملائک همه کردند سجودم"
تا کس نبرد ره به شناسایی ذاتم"
گه مؤمن و گه کافر و گه گبر و یهودم"
هواتو دارم♥
که تقدیمت جان و جهانم..🛐
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاشکی نداشتم تو رو از اولشم..نبودی تو 🫂🫀
حالِ بیدار شدن نیست
با خیالِ تو باید
خوابید؛
رویا دید؛
صبح ارزانی مردم
دلِ من خوابِ تو را میخواهد"
تا چند مرا از خود ای دوست جدا داری؟
من هیچ نمیگویم، آخر تو روا داری؟
صحرا همه دریا شد از آب عقیقِ تو
این سوخته را آخر لب تشنه چرا داری؟ "