eitaa logo
کـَــهْفُــــ ‌الشُــهَـدا🇵🇸🖤
7.6هزار دنبال‌کننده
5.9هزار عکس
2.2هزار ویدیو
234 فایل
بسم‌ࢪب‌الزهــــــــــږا❤️ بمون‌حالا‌کہ‌دعوت‌شدی‌ شاید‌‌شہدایہ‌رزقی‌برات‌کنارگذاشتن🌱:) براے‌حرفاے‌دلټ👇 https://daigo.ir/secret/2956196564 شرط‌کپی‌یہ‌صلوات‌برا‌ظهورمولاوشادی‌روح‌شہدا براتبادل‌وتبلیغ‌قیمت‌پایین👇 @ya_zahra076
مشاهده در ایتا
دانلود
کـَــهْفُــــ ‌الشُــهَـدا🇵🇸🖤
﷽ #سه_دقیقه_درقیامت (قسمت چهل وپنجم_دکتر) دکـتر جـراحی که مرا عمل کرد، انسان مؤمن و محترمی بود. پز
(قسمت چهل وششم_تنهایی) آن روز در بیمارستان، با دعا و التماس از خدا خواستم که این حـالت بـرداشته شـود. من نمی‌توانستم اینگونه ادامه دهم. بـا ایـن وضعیت، حتی با برخی نزدیکان خودم نمی‌توانستم صــــــــحبت کــــــــرده و ارتـــــــباط بـــــــگیرم! خـدا را شـکر ایـن حـالت بـرداشته شد و روال زندگی من به حالت عادی بازگشت. امـا دوست داشتم تنها باشم. دوست داشتم در خلوت خودم، آنـچه را در مـورد حـسابرسی اعـمال دیـده بودم، مرور کنم. تـنهایی را دوسـت داشتم. در تنهایی تمام اتفاقاتی که شاهد بــودم را مــرور مــی‌کردم. چــقدر لــحظات زیـبایی بـود. آنـجا زمـان مـطرح نـبود. آنـجا احتیاج به کلام نبود. با یک نـــــگاه، آنــــچه مــــی‌خواستیم مــــنتقل مــــی‌شد. آنـجا از اولـین تـا آخـرین را می‌شد مشاهده کرد. من حتی بــرخی اتــفاقات را دیــدم کــه هــنوز واقـع نـشده بـود. حـتی در آن زمـان، بـرخی مسائل و قضایا را متوجه شدم که گفتنی نیست. مـن در آخـرین لحظات حضور در آن وادی، برخی دوستان و هـمکارانم را مشاهده کردم که شهید شده بودند، می‌خواستم بــــــدانم ایــــــن مـــــاجرا رخ داده یـــــا نـــــه؟! از هـمان بـیمارستان تـوسط یکی از بستگان تماس گرفتم و پـیگیری کردم و جویای سلامتی آن‌ها شدم. چندتایی را اسم بردم. گـــفتند: نـــه، هـــمه رفـــقای شـــما ســالم هــستند. تـعجب کردم. پس منظور از این ماجرا چه بود؟ من آن‌ها را درحـالی کـه بـا شـهادت وارد برزخ می‌شدند مشاهده کردم. چـند روزی بـعد از عـمل، وقـتی حالم کمی بهتر شد مرخص شـدم. امـا فـکرم بـه‌ شـدت مـشغول بـود. چرا من برخی از دوسـتانم کـه الـان مـشغول کـار در اداره هستند را در لباس شهادت دیدم؟ التماس دعای فرج 🌹🍃 👈 .... 🍃🍃🍃 @kafoshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
شماره تلفنـ حرمـِ حضرت‌معصومه 😍🌸 02537175555 •[بالاےضریح‌میڪروفون‌نصب‌شده]•🕊 زنـگ‌زدیـن‌واشڪتـون‌ دࢪ اومـد بعد زیآࢪټ ؏ـآشۅࢪا دعاڪنیدبراظهوراقا🌿🌙 (نـشـࢪ بـدیـد شـایـد ڪـسے دلـتـنـگ باشـه) 💫 میون اشکاتون من رو سیاهم دعا کنید💔 التماس دعای فرج❤‍🩹
سلام رفقا 🌷 توناشناس کلی شهید گفتید ک بزارم کانال خیلیا گذاشته شده ولی بعضیا مونده حلال کنید 🍃 ان‌شالله‌از‌شهدای‌تیپ‌فاطمیون بیشتر‌گذاشته‌میشه‌ چون‌زیادی‌غریبند 🥀💙
🥀🥀 هر جا که به نام علی‌اکبر (ع) مزین بود مهدی صابری هم یک‌گوشه‌ آن مشغول بود. فرقی نداشت هیئت محلی‌شان باشد یا گروهان مخصوص تیپ فاطمیون. برای همین وصیتش را بعد از بسم‌الله با «یا علی‌اکبر ِ لیلا» آغاز کرد. رفته بود که برای ایام فاطمیه برگردد؛ همین هم شد. روز شهادت حضرت زهرا (س) خبر شهادتش را آوردند. 💔 شهید‌تیپ‌فاطمیون مهدی‌صابری🕊 🍃🍃🍃 @kafoshohada
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کـَــهْفُــــ ‌الشُــهَـدا🇵🇸🖤
﷽ #سه_دقیقه_درقیامت (قسمت چهل وششم_تنهایی) آن روز در بیمارستان، با دعا و التماس از خدا خواستم که ا
(قسمت چهل وهفتم_تنهایی) یـک روز بـرای ایـنکه حـال و هـوایم عـوض شود، با خانم و بـــــچه‌ها بــــرای خــــرید بــــه بــــیرون رفــــتیم. به محض اینکه وارد بازار شدم، پسر یکی از دوستان را دیدم کـــــه از کـــــنار مـــــا رد شــــد و ســــلام کــــرد. رنــگم پــرید! بــه هــمسرم گــفتم: ایــن فـلانی نـبود!؟ هـمسرم کـه متوجه نگرانی من شده بود گفت: چیزی شده؟ آره، خودش بود! ایـن جـوان اعـتیاد داشـت و دائم دنبال کارهای خلاف بود. بــرای بــه دسـت آوردن پـول مـواد، هـمه کـاری مـی‌کرد. گـفتم: ایـن زنده است؟ من خودم دیدم که اوضاعش خیلی خـراب بـود. مرتب به ملائک التماس می‌کرد. حتی من علت مرگش را هم می‌دانم. خـانم مـن با لبخند گفت: مطمئن هستی که اشتباه ندیدی؟ حالا علت مرگش چی بود؟ گـفتم: بـالای دکل، مشغول دزدیدن کابل‌های فشار قوی برق بـــوده کـــه بـــرق او را مـــی‌گیرد و کــشته مــی‌شود. خــانم مــن گــفت: فــعلاً کــه ســالم و سـر حـال بـود. آن شب وقتی برگشتیم خونه خیلی فکر کردم. پس نکنه اون چــــیزهایی کــــه مــــن دیــــدم تــــوهم بـــوده؟! دو سـه روز بـعد، خـبر مـرگ آن جـوان پـخش شد. بعد هم تــشییع جــنازه و مـراسم خـتم هـمان جـوان بـرگزار شـد! مـن مـات و حیران مانده بودم که چه شد؟ از دوست دیگرم کـه بـا خـانواده آن‌ها فامیل بود سؤال کردم: علت مرگ این جــوان چــه بــود؟ گــفت: بــنده خــدا تــصادف کـرده. مـن بـیشتر توی فکر فرو رفتم. اما خودم این جوان را دیدم. او حـال و روز خـوشی نـداشت. گـناهان و حـق الـناس و... حـسابی گـرفتارش کرده بود. به همه التماس می‌کرد تا کاری برایش انجام دهند. چـند روز بعد، یکی از بستگان به دیدنم آمد. ایشان در اداره بـــــرق اصـــــفهان مـــــشغول بــــه کــــار بــــود. لـابه‌لای صـحبت‌ها گـفت: چند روز قبل، یک جوان رفته بود بالای دکل برق تا کابل فشار قوی را قطع کند و بدزدد. ظاهراً اعـتیاد داشته و قبلاً هم از این کارها می‌کرده. همان بالا برق خـــشکش مـــی‌کند و بـــه پـــایین پـــرت مـــی‌شود. خـیره شـده بـودم بـه صـورت این مهمان و گفتم: فلانی رو مــــــــی‌گی؟ شـــــــما مـــــــطمئن هـــــــستی؟ گـــــفت: بـــــله، خــــودم بــــالا ســــرش بــــودم. امـــــا خـــــانواده‌اش چـــــیز دیـــــگه‌ای گــــفتند. التماس دعای فرج 🌹🍃 👈 .... 🍃🍃🍃 @kafoshohada