eitaa logo
✳️حافظان امنیت ✳️
1.6هزار دنبال‌کننده
79.5هزار عکس
15.3هزار ویدیو
201 فایل
مطالب شهدا و اخبار روز #خادم_امام_رضا #خادم_شهدا #راوی_برتر_جنگ #بختیاری جامونده از غافله #ایثار و #شهادت #جانباز_شیمیایی #فارغ_تحصیل_دانشگاه_شهدا #جزیره_مجنون #فعال #فرهنگی #اجتماعی #سیاسی https://eitaa.com/kakamartyr3
مشاهده در ایتا
دانلود
✍️ برخوردِ با زنی که شوهرش جزو گروه کومله بود... حقوقش رو‌گرفت و از سپاهِ مریوان اومد بیرون. دید زنی بچه به بغل ، کنارِ خیابون نشسته و گریه می‌کنه. رفت جلو و پرسید: چرا ناراحتی خواهرم؟ زن گفت: شوهرِ بی‌غیرتم من و بچه‌ی کوچیکم رو ول کرده و رفته تفنگ‌چیِ کومله شده، بخدا خیلی وقته که یک شکمِ سیر غذا نخوردیم. حاجی بغضش گرفت. بلافاصله دست کرد توی جیبش و همۀ‌ حقوقش رو دو دستی گرفت سمت زن و گفت: بخدا من شرمنده‌ام! این پولِ ناقابل رو بگیرید، هدیۀ مختصریه؛ فعلا اموراتِ خودتون رو بگذرونید، نشانی‌تون رو هم بدید به برادر دستواره ، از این به بعد خودش موادِ خوراکی رو میاره دم درِ خانه و بهتون تحویل میده... 📌خاطره ای از زندگی جاویدالاثر 📚منبع: کتاب آذرخش مهاجر ، صفحه ۱۰۱ (در تصویر با رنگ سبز مشخص شده اند) 🌸 @kakamartyr3
نمی‌توان به تو شرحِ بلای هجران کرد فتاده‌ام به بلایی، که شرح نتوان کرد بلای هجر تو مشکل بوَد، خوش آن بی‌دل که مُرد پیشِ تو و کار بر خود آسان کرد هلالی از دلِ مجروح من چه می‌پرسی؟ خرابه‌ای که تو دیدی فراق ویران کرد (هلالی جغتایی)
تا زمانى كه رسيدن به تو امكان دارد زندگى درد قشنگيست كه جريان دارد... (علی صفری)
روزى را نزديك خواهيم نمود كه اسراييل چنان بترسد و در فكر اين باشد كه مبادا از لوله سلاحمان، به جاى گلوله، پاسدار بيرون بيايد. باشد كه ما شبانگاهان بر سرشان بريزيم؛ همچون عقابان تيزپروازى كه شب و روز برايشان معنا ندارد و باشد آنجايى به هم برسيم كه با گرفتن هزاران اسير از صهيونيست‏‌ها به جهانيان ثابت كنيم‌ ما به اتكا به سلاح ايمانمان می‌‏جنگيم. ▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️ 👆عکس کمتر دیده شده از و یارانش 📷نشسته از سمت سمت راست: جاویدالاثر مقدم نشسته ازسمت چپ(نفر سوم): ، فرمانده سپاه مریوان، فرمانده و بنیانگذار تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص)
7.26M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ نماهنگ ما منتظریم 👈 شامل فیلم های کوتاه از نقش سردار جاویدالاثر حاج در کردستان و دفاع مقدس «ما منتظریم که آقای حاج احمد متوسّلیان ان‌شاءالله بیاید؛ (۲۵/۹/۱۳۷۵)
🌷 ، هر روز صبح بچه‌ها را بلند می‌کرد همراه تجهیزات انفرادی، از کوه‌ها بالا می‌برد، و بعد باید پا مرغی سربالایی را می‌رفتیم و خودش هم همیشه در ردیف اول بود. اجازه استراحت نمی‌داد و زمان برگشت از ما می‌خواست که از بالا روی برف‌ها تا پایین غلت بخوریم، آن هم در سرما و برف! سال58-59. او می‌گفت: فکر نکنید که من می‌خواهم شما را اذیت کنم، می دانم که شما را پدر و مادر ،بزرگ کرده و اینجا آمده‌اید اما باید ورزیده شوید تا در شرایط سخت، بتوانید مقاومت کنید. همین هم شد، در مریوان، پاوه، بچه‌ها از کردها هم جلوتر بودند. شاید کردها خسته می‌شدند اما بچه‌ها نه خستگی سرشان نمی‌شد، هدفشان دفاع از اسلام و ولایت بود. راوی: حاج محمد اکبری