eitaa logo
✳️حافظان امنیت ✳️
1.6هزار دنبال‌کننده
79.4هزار عکس
15.2هزار ویدیو
201 فایل
مطالب شهدا و اخبار روز #خادم_امام_رضا #خادم_شهدا #راوی_برتر_جنگ #بختیاری جامونده از غافله #ایثار و #شهادت #جانباز_شیمیایی #فارغ_تحصیل_دانشگاه_شهدا #جزیره_مجنون #فعال #فرهنگی #اجتماعی #سیاسی https://eitaa.com/kakamartyr3
مشاهده در ایتا
دانلود
او اولین خبرنگار جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب بود که در سفر خارجی مسئولان به الجزایر حضور داشت و در حادثه‌ی طبس به عنوان اولین خبرنگار در محل حادثه بود.
اول حسن خودش را معرفی کرد. بعد مسائل کلی مطرح شد. ایشان در همه ی حرف ها، تاکیدش روی مسائل اخلاقی بود. یادم نمی‌رود، قبل از اینکه وارد این جلسه شوم، وضو گرفتم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: خدایا خودت از نیت من باخبری، هر طور صلاح می‌دونی این کار رو به سرانجام برسون. بعد ها در دست‌نوشته های او هم خواندم که نوشته بود: برای جلسه ی خواستگاری با وضو وارد شدم و همه ی کار ها را به خدا واگذار کردم. ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ "
🌱سرباز که بود، دو ماه صبح ها تا ظهر آب نمی خورد. نماز نخوانده هم نمی خوابید. می خواست یادش نرود که دوماه پیش یک شب نمازش قضا شده بود... 📚منبع: یادگاران، جلد ۴، کتاب حسن باقری، ص ۸ 🌷
«هرگز نباید به دشمن آسایش فکری داد تا بتواند طرح‌ریزی کند، باید متکی به تخریب ابتکارِ عملِ دشمن قبل از وقوع هر حمله‌ای از جانب آن باشیم...» 
برای ترمیم سنگرها رفته بودیم که وقت نماز شد. شهید باقری گفتند: اول نماز بخوانیم.یکی از بچه‌ها گفت: اینجا خطرناک است،بهتر است وقتی به جای امنی رفتیم نماز بخوانیم.شهید باقری در جواب گفتند: کسی که به جبهه می‌آید نماز اول وقت را رها نمی‌کند.سپس خود شروع به خواندن نماز کرد. آتش دشمن بر سر ما لحظه‌ای قطع نمی‌شد.ما وحشت زده شده بودیم ولی او به آرامی و بدون عجله نمازش را می‌خواند.نمازش سرشار از لذت و عشق به خدا بود... راوی:هم رزم شهید 🌺 🕊🌹
✳️حافظان امنیت ✳️
. بسم رب الشهدا . با معرفت آن دم آخری لا اقل «رویت را برمیگرداندی» چه کاری بود آخر این چشم در چشم شدنت . حالا «با نگاه خیره ی جا مانده ات چه کنیم مرد؟» که هی میخراشدمان که هی مینوازدمان که هی میسوزاندمان . زخمی شده ایم بخدا دست نگاهت بد سنگین است خوش انصاف میماند ردش به روی صورت آن قَدَر نواخته ما را که ورد زبان مان شده شرمندگی . دیگر «دزد شده ایم» «از بس دزدیده ایم چشمان مان را» تا چشم در چشمت نشویم وصیت هایت کم نبود؟ که زیر بارشان کمرهایمان گرفت و زانوهایمان کم آورد نوبت رسیده به چشم هایمان که درد بگیرد؟ تا کی بچرخانیمشان که نگاه در نگاهت نشویم؟ . خدا خیرت بدهد اخوی «زیادی نگاهت به آسمان بود» سر به هوا بودنت کار دست مان داد کاش آن دم آخر حواست را کمی جمع میکردی و هنگام رفتن کوله ات را سلاحت را وصیت هایت را و « نگاهت را هم » می بردی با خودت که اینگونه ما آشنایان به حرف و غریبه ها به عمل را «شرمنده نکنند» و هی تنبلی هایمان را به رخ مان نکوبند . . پ ن : طبق معمول ای که همین اواخر نوشتم ش پ ن : ممنون از دوست عزیزی که این عکس رو برای این متن پیشنهاد کرد پ ن : اونجایی دزد شدیم دزدی دیدیم دزدی کردیم . که نگاه مون رو از نگاه شهدا دزدیدیم . #شهیدهمت #شهید_مصطفی_چمران#شهید_محمود_کاوه#حاج_حسین_خرازی#شهید_احمد_کاظمی#تهران#فکه#شهید_باکری
« شهادت » پایان کسانی است ، که به تکلیف‌شان عمل کردند نهم بهمن مغز متفکر اطلاعات عملیات جنگ جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه و فرمانده وقت قرارگاه کربلا حین شناسایی در منطقه‌ی فکه جهت عملیات والفجرمقدماتی ۱۳۶۱ « یادشان گرامی‌ با ذکر صلوات »
🍂 دو فرمانده راوی:سردار محمد علی جعفری «برای من ارتباط بین حسن باقری و رشید در نوع خودش جالب بود. حسن و رشید خیلی با هم صمیمی بودند؛ اما رفاقتشان مانع آن نمی‌شد که با هم شوخی و بحث نکنند. آقارشید در کار خیلی جدی بود. ناگفته نگذارم که اخلاقش هم کمی تند بود. مجرد هم بود. همین باعث میشد حسن خُلق تندش را مدام به رخش بکشد و به او بگوید: «تا وقتی زن نگیری، اخلاقت همین است که هست. اصلاً هم خوب نمیشود ┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌┅••༅✦༅••┅┄‌‎‎‌‎‎‎‌‎‌‎‎‌‎‎‎‌
🖼 جنگیدن در راه خدا خستگی نمیاره 💠: اگر می بینیم در کار خستگی وجود داره، باید بریم اون مورد رو حل بکنیم؛ کار، کاری نیست که توش خستگی داشته باشه؛ جنگیدن در راه خدا خستگی نمیاره؛ اگر داریم خسته می شیم، باید بررسی کنیم ببینیم علتش چیه؟! چرا داریم خسته می شیم؟! ایراد اینه که یه چیز غیر خدایی قاطی قضیه هست؛ اگر غیر خدایی یا غیر شرعی داخلِ مسئله جنگ ما نباشه، یقین بدونید که هر لحظه بر لذتِ جنگیدن اضافه می شه...