🌹همراه با نسیم شادمانه در گندمزار میدویدیم و هزارچندگاه نیز دست از بازی میکشیدیم و به جمع کردن سبزی های صحرایی مشغول میشویم آنها را به خانه میبردیم و مادر با جدا کردن انواع خوراکی آن برایمان آش و کوکو میپخت و بر سفره میگذاشت.
🌹 عبدالله از آن غذا نمیخورد و هنگامی که با اصرار ما مواجه میشد معترضانه میگفت: _ این غذا با سبزیجاتی درست شده که از گندمزار مردم جمع شده. از کجا معلوم صاحب آن راضی باشه؟!
✍ راوی: برادر شهید
#شهید_عبدالله_درودی
#آشنایی_با_شهدا