eitaa logo
مهوا
200 دنبال‌کننده
1هزار عکس
66 ویدیو
9 فایل
•|﷽|• 🌕 مهوا. [ م َهَْ ]: ماه شکفته‌شده، ماه کامل 💌📣 مهوا، قصه‌ی ماه‌‌ِ شهید است و ما روایتگران این قصه‌ایم. «مجموعه‌ی فرهنگی دانشجوییِ مهوا» •|کانون شهدای دانشگاه تهران|• 🔗 صفحات مهوا: https://zil.ink/kanoon_mahva ادمین کانال: @Maahvaadmin
مشاهده در ایتا
دانلود
🌌 بالاخره بعد از یک‌ساعت قصه و لالایی و کلنجار، داشت خوابش می‌برد. پلک‌هایش سنگین شده بود؛ به‌محض شنیدن صدای رعدوبرق‌ها با خوشحالی به طرفش رفتم و گفتم: «می‌شنوی؟ دیدی گفتم آن شب صدای رعدوبرق بود؟ این شب‌ها مدام صدای رعدوبرق می‌آید... بهار می‌آید...» ⚡️ طفلک، هاج‌وواج مبهوت مانده بود که چرا مادرش که تا آن لحظه اصرار داشت او را بخواباند، الان سعی در اثبات رعدوبرق بودن صداها دارد... 🧸 انگار خدا می‌خواست ما مادرها پیشِ فرزندانمان دروغ‌گو نباشیم... نباید این فرصت را از دست می‌دادم، آخر کودکان را چه به جنگ و بمب و موشک؟! ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به شهید ، عزیزِ ایران. 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
مهوا
🚀 «روایت‌نویسی در بحران»؛ از «دفاع» تا «نبرد آینده» 🧑🏻‍🏫 در روزهای پرهیاهوی جنگ دوازده‌روزهٔ ایران و اسرائیل، وقتی صدای آژیر و انفجارها شهرها را پر کرده بود، دو مجموعهٔ «مهوا» و «تا ثریا» پروژه‌ای را آغاز کردند: برگزاری نشست‌های مجازی «روایت‌نویسی و مستندنگاری در دوران دفاع». 🔍 این کلاس‌ها دقیقاً در دل همان روزها برای آموزش روایت در شرایط جنگی شکل گرفتند و پس از آتش‌بس با عنوان «روایت نبرد آینده» ادامه یافتند. آنچه در این نشست‌ها گذشت، خود بخشی از تمرین روایت‌نویسی در بحران بود. ⚔️ در این کلاس‌ها از مدرس نشست، دکتر «مهدی کاموس» چنین آموختیم: «جنگی آغاز نشده؛ جنگ فقط تغییر شکل داده است. از تحریم‌ها، نبردهای سیاسی، فرهنگی و عملیات روانی، حالا به نبرد نظامی رسیده. پس فکر نکنیم جنگ تازه شروع شده؛ ما در ادامهٔ یک جنگ طولانی هستیم که فقط لباسش عوض شده.» این نگاه محور اصلی بحث‌ها بود: دوران دفاع نه فقط در جبهه، که در روایت، رسانه و ذهن. 🗃 سرفصل‌های کلاس‌ها عملی و دقیق بود: دو جلسه دربارهٔ چیستی روایت در شرایط ناپایدار و بحران و دو جلسه در باب روایت‌نویسی و مستندنگاری در جنگ برگزار شد. در این کلاس‌ها فهمیدیم که «نباید از دفاع مقدس کپی کنیم. باید اشتباهات گذشته را ببینیم: روایت‌های بیش از حد حماسی، غفلت از داستان‌های محلی، تأخیر در ثبت اسناد. حالا در این جنگ فرصت داریم این خطاها را تکرار نکنیم.» پس از آتش‌بس، بحث به «روایت نبرد آینده» رسید: اگر جنگ دوباره به شکل سایبری، اقتصادی یا فرهنگی بازگردد، چگونه روایتش کنیم؟ 🖋 این نشست‌ها بیش از یک کلاس، یک کارگاه عملی برای روایت‌نویسی در بحران بودند؛ کارگاهی که دانشجویان را به سلاح قلم مجهز می‌کرد. دانشجویانی که با نگرانی وارد شدند و با دفترچه‌ای پر از روایت و حافظه‌ای پر از تصویر بیرون آمدند. 📘 پ.ن: مفتخریم اعلام کنیم که حاصل هر دو کارگاه به نگارش کتاب انجامیده است. تاکنون یکی از این آثار منتشر شده و از طریق کانال مهوا در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. کتاب «ایران؛ روایت یک سیال غیرنیوتونی» بر پایهٔ جزوات و داده‌های کارگاه «مستندنگاری و روایت دفاع» تدوین شده و می‌توانید آن را از طریق لینک مربوطه مطالعه کنید. ✍ مهشاد حمزه‌لو 📰 •|گروه نشریه مهوا|• @kanoon_mahva
5790373018093035265_196752814543794.mp3
زمان: حجم: 4.4M
👣 ایپزود چهارم: باید راه بیفتم 💔 تیزی صدایش تا مغز استخوانم را خراشید. باید خودش می‌آمد! 🎙 گوینده: زینب واگذاری 💻 تدوینگر: فاطمه‌زهرا شاباز ✍ نویسنده: الهه یزدی 📻 •|گروه رادیو مهوا|• @kanoon_mahva
مهوا
📢 هنوز خیبر هست و خندق هنوز بدر هست و احد. هنوز حنين هست و تبوک هنوز جنگ است و ندای تکبیر مجاهدان بد
🗣 درد من از گروه سوم است. گویا در این دنیا نیستند و فریاد استمداد انقلاب را از حلقوم امام نمی‌شوند! خدایا تو خودت به کرم خود دل‌ها و گوش‌هایشان را بیدار و بینا و شنوا گردان و توفیق پوشیدن لباس رزم را به آنان بده. 📘 کتاب | ص۴۸. ✍ شهید 💌 •|گروه گنجینهٔ مکتوب، سی‌امین نیایش|• @kanoon_mahva
مهوا
📝 روایت از حماسه‌نگار جنگ رمضان؛ «گذرگاه رمضان در خاورمیانه» جنگ رمضان به مرحله‌ای رسیده که بخشی از موج‌های وعدهٔ صادق به تل‌آویو و حیفا و بخشی دیگر به ۳۰ پایگاه آمریکایی در کشورهای عربی. درس‌های ایران از جنگ دوازده‌روزه به بار نشسته. هوافضایی‌ها در سه شیفت مشغول تولید موشک هستند؛ در‌حالی‌که هنوز از سیلوهای ذخیرهٔ خود استفاده نکردند. این یعنی «بجنگ تا بجنگیم»؛ تا کی؟ تا تسویه‌حساب نهایی با استکبار. 🛩 واقعاً مانده‌ام کدام صحنه از شگفتی‌ها را بنگارم. تصور شکستن بت F35 وسوسه‌ام می‌کند که به دنبال شکارچیان گران‌قیمت‌ترین جنگندهٔ تاریخ بروم. ناگهان غرشی در آسمان جنوب ایران می‌شنوم، اما جنگنده کیلومترها از من فاصله گرفته، بدون هیچ خطری ادامه می‌دهد. وقت امتحان آخرین دستاورد فناوری هوافضا فرارسیده. 🤲 هدف با پشتیبانی دعای نود میلیون، F35 است. خلبانش مغرورِ سیستم رادارگریز، با آرامش خاطر به پرواز ادامه می‌دهد. من اما این نبرد را نوعی فینال تصور می‌کنم. خدای من! چه می‌بینم؟ آن جنگندهٔ افسانه‌ای، زخم بر بدن، در حال برگشت به پایگاه خود است. دیگر جان پرواز ندارد. یعنی شکست این افسانه نیز چون ناو «جرالد فورد و لینکلن» به واقعیت پیوسته است؟ برمی‌گردم به سنگرم در آسمان جنوب ایران؛ به آشیانهٔ عقاب‌ها. رد تنگهٔ هرمز را می‌گیرم تا می‌رسم به فاو، به والفجر ۸، به روز ششم عملیات در بهمن ۱۳۶۴، به نبرد سخت هوایی و گارد ریاست جمهوری عراق که می‌خواستند فاو را از ما پس بگیرند. وقتی این صحنه‌ها را می‌نوشتم، یکی از ناوهای آمریکا به کمک صدّام آمده بود، اما چیزی شبیه مترسک بود و در نهایت، فاو را با احداث پل بعثت نگه داشتیم. اکنون ولی همه چیز عوض شده. صدها انفجار در کویت، عراق، عربستان، امارات و قطر می‌بینم؛ فناوری ارتش ایران چه «به‌روز» شده، دست‌مریزاد. کمی دورتر، حیفا و تل‌آویو که در محاصرهٔ موج ۶۵ و ۶۶ سپاه قرار گرفتند؛ عجب جنگی‌ست این جنگ رمضان. ✨️ ناگهان، غیر از این انفجارها، نورهایی متفاوت توجهم را جلب می‌کند: بیت‌الله‌الحرام، بیت‌المقدس، مدینه، کربلا، نجف. واقعاً چه حکمتی در انتظار مسلمانان است؟ برمی‌گردم به تنگهٔ هرمز، به گلوگاه اقتصاد دنیا که در مشت ایران است. عبور روزانهٔ بیش از ۱۳۰ کشتی از این تنگه به صفر رسیده. ترامپ جز اعتراف به شکست در این مرداب مرگ، چارهٔ دیگری ندارد؛ به شرطی که مردم ایران همچنان در میدان بمانند. هنوز وقت جشن پیروزی نهایی نرسیده؛ وقت بزرگ‌ترین تشییع جنازهٔ رهبر شهید، وقت تغییر نگرش جهان به قدرت واقعی ایران و توخالی بودن استکبار. 🚀 موج‌های وعدهٔ صادق تا دعای سحر آخرین روز رمضان ادامه دارد و ما به استقبال عید فطر و نوروز می‌رویم. نوروز شلمچه، مجنون، فاو و اکنون نوروز... با اجازهٔ خانوادهٔ داغدار شهدا، «نوروز ۱۴۰۵ بر مردم ایران مبارک» 🪴 اندکی صبر، سحر نزدیک است. ✍ 📕 حماسه‌نگار و نویسنده کتاب‌های مهم دفاع مقدس مانند «سفر سرخ» 🔖 پ.ن: با افتخار منتشرکنندهٔ نوشته‌های این نویسندهٔ بزرگ دفاع مقدس هستیم. @kanoon_mahva
🏚 ببین رفیق که در جبهۀ مقابل کیست مبر ز یاد که در این میانه، قاتل کیست 👥 به وعده‌های الهی، رفیق شک نکنی به گوشه‌گیری خود ظلم را کمک نکنی 🌌 برای ما و تو بی‌امتحان نبوده شبی ز دامنت بتکان گرد عافیت‌طلبی ✍ شاعر: محمد رسولی 🇵🇸 •|گروه فلسطین مهوا|• @kanoon_mahva
⏰️ به وقت رفتن چشم به ساعت می‌دوزم. عقربه‌ها همین‌طور با سرعت در حال عبورند؛ پنج، شش، هفت... ⌛️ دلهره می‌گیرم. زمان به خاطر من نمی‌ایستد! باید عجله کنم. لباس بچه‌ها را تندتند می‌پوشانم، توی شیشهٔ پسرکم شیر می‌ریزم، چادر را روی سرم می‌کشم و راهی می‌شوم. ساعت ۸ باید میان میدان باشم؛ جهادم دیر نشود! 🖋 به قلم زهرا کریمی ✍ •|گروه نویسندگی مهوا|• @kanoon_mahva
💡 شب‌های عملیات، یکی از دعاهای پایه‌ثابت رزمنده‌ها بود. چون می‌دانستند که توسل، میان‌بُرترین راه برای باز کردن گره‌های کور است. در تاریکی نیمه‌شب می‌نشستند و با تمام وجود، به ریسمان چهارده نور مطلق چنگ می‌زدند. 🇮🇷 حالا در نقطه‌ی اکنونِ ما، وطن در میانه‌ی کارزار دیگری است... این شب‌ها، همه شب عملیات است و ما همه با هم در خاکریز وطن! 📿 می‌خواهیم دوباره آن سنتِ شیرین دعای نیمه‌شب را زنده کنیم. هر شب ساعت ۲۰، دقایقی را از هیاهوی خبرها فاصله می‌گیریم و با «دعای توسل» به آرامش و نصرت الهی پناه می‌بریم. و هر بار این دعا را هدیه می‌کنیم به پیشگاه یکی از شهدا، تا امضای سبزشان پایِ توسل‌هایمان حک شود. 💌 دعای توسل شب را هدیه می‌کنیم به دریابان ، حافظ استقلال و مرزهای آبی خلیج فارس ایران. 🕊 🕰 هر شب ساعت ۲۰، قرائت دعای توسل 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! @kanoon_mahva
🔍 ...اما در واقع امر، گول‌زنک‌های غربی است که در لباسی تازه به استعمار آن دنیای دوم برود. ✍️🏼 📗 🗻 آوای دماوند، مکانی برای آفرینش حماسه‌ای جدید! 📚 •|گروه کتاب مهوا، برش کتاب|• @kanoon_mahva