eitaa logo
شـــهــیــدانـــه🌱
10.9هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
2.1هزار ویدیو
35 فایل
کدشامدکانال 1-1-874270-64-0-1 رمان به قلم هانیه‌محمدے #مــهربانــو کپی حرام است و نویسنده راضی نیستن ❣حــامـےمــن❣مسیراشتباه❣گذر از طوفان https://eitaa.com/anjoman_romam_eta/4 زیرمجموعه https://eitaa.com/joinchat/886768578Caaa1711609 تبلیغات @Karbala15
مشاهده در ایتا
دانلود
♥️💫♥️♥️💫♥️💫♥️♥️💫♥️♥️💫♥️♥️💫♥️♥️💫♥️♥️💫♥️♥️💫 ✨حــــــامـــــی مـــــن💫 چند ساعتی که داخل ماشین بودیم شیشه ماشین رو پایین کشیده بودم چشم به منظره های کنار جاده دوخته بودم زنگ گوشی مامان سکوت چند ساعته رو شکست _جانم آبجی؟ _مرضیه جان اگرموافقید یه کم جلوتر برای شام نگهداریم _اره خوبه بچه ها هم گرسنه شونه _پس اولین رستوران نگه میداریم _باشه خدانگهدار _راضیه میگه اولین رستوران نگهداریم بعد از شام حرکت کنیم دوباره بعد از چند دقیقه ماشین جلوی یه رستوران سنتی توقف کرد و همه پیاده شدیم خاله و همسرشون تخت های داخل حیاط رستوران رو برای خوردن شام انتخاب کرده بودن, به سمتشون رفتیم و همگی کنارهم نشستیم, بعد از چند دقیقه مادرجون و آقاجون و دایی هم به جمعمون اضافه شدن بابا لیست منو رو سمتم گرفت _ببین چی دوست داری تا سفارش بدیم _هرچی خودتون می خورید من هم همون رو می خورم بابا و باجناق با تصمیم جمع برای همه چلو جوجه سفارش دادن بعد از چند دقیقه دوتا گارسون که لباس فرم سنتی پوشیده بودن با دو سینی بزرگ به سمتمون امدن مردای خانواده سینی ها رو تحویل گرفتن و تشکر کردن ♥️💫♥️💫♥️💫♥️💫♥️ 💫♥️💫♥️💫♥️💫♥️💫 ♥️💫♥️💫♥️💫♥️💫 ♥️💫براساس واقعیت♥️💫 ▪کُپی حَرام اَست▪ و پیگرد الهی و قانونی دارد▪