..
Γ🌸🍃••
🌷خاطره ای از شهید محمد علی رجایی:
📝آخر میوه فروش های بازار یه پیرمرد نحیف میوه می خروفت؛ بساط کوچک و میوه های لک دارش معلوم بود که خریداری ندارند. اما پیرمرد یک مشتری ثابت داشت و او شهید رجایی بود.
رجایی می گفت:
میوه هایش برکت خدا هستند، خوردنش لطفی دارد که نگو و نپرس...
به دوستاش هم می گفت:
این پیرمرد چند سر عائله دارد، از او خرید کنید...!
📚منبع : کتاب خدا که هست
✍🏻 نوشته مجید تولایی
#عشاق
#راهُرسمِبچهها...
#یادشهداباصلوات
@khadem_koolebar
..
Γ🌸🍃••
📝خاطره ای از شهید محمود دولتی مقدم:
✍🏻توی شرایط حساس، یه شب نگهبانها پستشون رو بدون اجازه ترک کردند؛ محمود دستور داد وسط محوطه سینه خیز بروند و غَلت بزنند تا تنبیه بشن و حساب کار دستشون بیاد..
تنبیهِ نگهبانها که شروع شد، یه مرتبه دیدیم محمود هم لباسش رو در آورد و همراه اونا شروع کرد به سینه خیز رفتن، وقتی هم نگاه های متعجب ما رو دید، گفت:
یک لحظه احساس کردم از روی هوای نفس میخوام اینا رو تنبیه کنم؛ به همین خاطر کاری کردم که غرور بر من پیروز نشه...
📚منبع :مجموعه رسم خوبان کتاب مقصود تویی، صفحه ۴۵
#عشاق
#راهُرسمِبچهها
#یادشهداباصلوات
@khadem_koolebar