بنام خدا
گاهی جواد برایم از امدادهای غیبی در جبهه میگفت.میگفت شبها که برای نماز شب بیدار و برای گرفتن وضو میروم؛ در دامنه کوه کنار مقر افرادی نورانی میبینم. میگفت: اصغر خدا اینها را نشان ما میدهد که بدانیم نیروهای غیبی از طرف خداوند هستند که مارا در جبهه ها یاری میدهند.
بعد هم جواد جریانی که برای خودش اتفاق افتاده بود را گفت. یک رستوران بعد از اهواز بود که بچه هایی که برای استحمام و کارهای شخصی به اهواز می آمدند؛ زمان برگشت به آنجا میرفتند و ناهار چلوکباب میخوردند که قیمت هر پرس غذا بیست و پنج تومن بود.جواد میگفت یکروز با حدود بیست نفر از بچه ها برای حمام به اهواز رفتیم.وقت برگشت گفتم: بچه ها امروز ناهار دعوت من چلوکباب!
وقتی همه را دعوت کردم؛ دست توی جیبم کردم دیدم جیب هایم خالی است. چیزی نگفتم به سمت رستوران میرفتیم که یک تویوتا کنارم ایستاد. راننده صدایم زد جواد آقا...
رفتم به سمتش آشنا بود. در حال روبوسی و احوالپرسی دیدم دست کرد و پولی تو جیبم گذاشت و در گوشم گفت: این پول را یکی از بچه ها در شیراز داد و گفت: برسان بچه های جبهه خرج کنند!
وقتی رفت پول را دراوردم؛ دیدم پانصد تومان است؛ دقیق به اندازه پول ناهار هر بیست نفر. یک شعف و شادی خاصی در من ایجاد شد. با همان پول برای همه بیست نفر چلوکباب خریدم.
راوی: حاج اصغر روزیطلب
🌸
من کان لله کان الله له
#شهیدمحمدجوادروزیطلب
مزارشهید:#گلزارشهداشیراز
قطعه دوم خیبر ردیف ۱۷
http://Eitaa.com/khademfars
سلام
ان شاءالله فردا عصر از ساعت ۱۶:۳۰
روایتگری از زندگی شهید حاج مهدی زارع
#گلزارشهداشیراز
با حضور خانواده شهید
مزار شهید در جوار شهیداسلام نسب هست
لطفا مبلغ باشید و این پیام را برای دوستان ارسال کنید
یاحسین
http://Eitaa.com/khademfars