#معرفی_کتاب
#دخیل_عشق
#مریم_بصیری
#کتاب_جمکران
✅"دخیل عشق" رمانی زیبا و خواندنی است
که داستان دخیل بستن زنی به نام حوریه در کنار ضریح حضرت امام رضا (ع) برای ازدواج با یکی از یادگاران دفاع مقدس را روایت میکند.☺️👌
حوریه پرستاری است که دل در گروی مهر جانبازی به نام رضا دارد❤️
اما حجب و حیا مانع از بیان عشقش میشود🙈
و درنهایت دست تقدیر رضا را با خود میبرد. 😭
حوریه تنها میماند
اما کمی بعد سر و کله یک خواستگار پیدا میشود و... 😌🙊
خط به خط, همراه ما باشید🌹🇮🇷https://eitaa.com/joinchat/3071082506Cce1e021776
#دخیل_عشق
#بخشی_از_متن_کتاب
✅ همیشه فکر میکنم من عاشقترم یا تو؟ 🤔
معلومه من عاشقترم.
من دلبستن رو خوب بلدم رضا، اما دلکندن رو نه.😔
صدای دختر انگار از جایی دور میآید.
گوشهای رضا هنوز از موج انفجار سوت میکشد😓😥
همان انفجاری که پرتش کرده بود طرف میدان مین و سیمهایخاردار.😞
نمیتواند از جایش تکان بخورد و فقط دست چپش به کمک دست راستش میآید.
- صدای من رو میشنوی رضا؟😕
- از من دل بکن حوری! من دیگه نمیتونم بمونم.😔
حوریه سینهخیز خودش را از روی خاکریزی بالا میکشد و نگاهش را به رضا میدوزد.👀
رضا در میان سیمهایخاردار گیر افتاده است.😱
دختر دست میاندازد بهطرف سیمهایخاردار.
خون از میان انگشتهای حوریه روان میشود و روی برفها میچکد.
کوهِ دل رضا از دیدن زخمِ دست دختر فرو میریزد. 💔
رضا آوار میشود و به بازی قطرههای خون خودش و حوریه در روی برفها نگاه میکند.😞😔
دختر در گرگومیش هوا تلاش میکند دست رضا را از میان سردی سیمهایخاردار بیرون بکشد.
خاری در بازوی رضا فرو رفته است و حوریه هرچه میکند نمیتواند دست رضا را رها کند.😔
جوان درد میکشد اما پردۀ تبسم را بر روی دردهایش میکشد و با لبهای ترکخوردهاش به حوریه لبخند می زند!...☺️
خط به خط, همراه ما باشید🌹🇮🇷https://eitaa.com/joinchat/3071082506Cce1e021776