ام ایمن و ام الفضل (همسر عباس) پیکر مطهر حضرت خدیجه را شستشو دادند و با او وداع کردند.
وقتی حضرت خدیجه در آن لحظات آخر در مورد حضرت زهرا ابراز نگرانى کرد، اسماء بنت عمیس تعهد نمود که در شب زفاف او، به جاى حضرت خدیجه برایش نقش مادرى ایفا کند.
خبر پیک اجل، مادر کوثر شده بود
صحبت از رفتن غمخوار پیمبر شده بود
ملک الموت برایش پر و بال آورده
مادر حضرت صدیقه کبوتر شده بود
وقف اسلام شد و وقف خدا و قرآن
عاشقانه چقدر حامی رهبر شده بود
اصلاً از برکت او هست اگر اسلام هست
این چنین بود که او از همه برتر شده بود
تا چه حد است مقامش که کنار زهرا
نام او وارد ادعیه دفتر شده بود
بار بست همدم و دلدار پیمبر حالا
نوبت ام ابیهایی دختر شده بود
***
نگاهت از غمی جانکاه میگفت
ز صدها داغ با هر آه میگفت
میان کوچه خالی بود جایت
که زهرای تو «وا اُماه» میگفت
***
خدیجه گریه نکن این همه از این غمها
که گریهها بنماید به جای تو زهرا
برای فاطمه امشب نماز صبر بخوان
ببوس سینه او را، ببوس دستش را
***
اگر تو بودی، یاس تو غنچه وا میکرد
بجای تکیه بر آن در، تو را عصا میکرد
اگر خدیجه تو بودی، به پشت در زهرا
بجای فضه در آنجا تو را صدا میکرد
***
اگر کفن تو نداری عبای من به تنت
ولی چه چاره کنم بر حسین بیکفنت
میآوری تو به مقتل خدیجه، زهرا را
چه میکنی تو در آن لحظههای آمدنت