eitaa logo
خیمه‌گاه ولایت
38.5هزار دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
6.6هزار ویدیو
243 فایل
#کانال_رسمی_خیمه‌گاه_ولایت خیمه‌گاه ولایت وابسته به هیچ نهاد و حزبی نیست. ما از انقلاب و درد مستضعفین و پابرهنگان و مظلومان جهان میگوییم، نه از سیاست بازی‌های سیاسیون معلوم الحال. اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر جهت ارتباط با ما👇 @irani_seyed
مشاهده در ایتا
دانلود
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_دوم در سال 1391 رییس جمهور سوریه نیز ابتکار عمل سیاسی جدیدی ار
ایران مقابل 81 کشور که در راس آن آمریکا و اسراییل بودند، ایستاد. زمینه برای گفتگوی طرفهای درگیر آماده نبودما در شرایطی پیشنهاد مذاکره را مطرح کردیم که هیچ یک از طرفهای درگیر اصلا برای مذاکره آمادگی نداشت. آن موقع همه صحبت از جنگ میکردند. شاید شصت تا هفتاد درصد خاک سوریه در دست یا محاصره معارضین مسلح و تروریست ها بود و همه میگفتند تادوهفته دیگر حکومت بشار اسد سقوط میکند. وقتی ما به مذاکره سیاسی دعوت میکردیم، مخالفین حکومت سوریه و مخالفین راهبرد سیاسی ایران در منطقه میگفتند ایرانی ها با طرحشان که اسم زیبای مذاکره هم دارد میخواهند همه را فریب بدهند؛ وگرنه در شرایطی که پیروزی در دست ماست، چه دلیلی دارد مذاکره کنیم؟ به یک معنا شاید اگر مخالفین درایت داشتند، با خود میگفتند الان که هفتاد درصد خاک سوریه در محاصره یا اختیار ماست و در موضع برتر قرار داریم، میتوانیم مذاکره کنیم و از مذاکره نتیجه بگیریم. اما آنها از پیروزی میدانی خود اطمینان داشتند و شرایط منطقه ای و بین المللی هم آنها را تایید میکرد. باراک اوباما و هیلاری کلینتون با سران معارضین که بعضی ها واقعا وزنی هم نداشتند در کاخ سفید ملاقات میکردند. خبر آن را منتشر و آن ها را برای ادامه جنگ تروریستی و فروپاشی نظام سیاسی سوریه تشویق میکردند. آنچنان روحیه میدادند که اینها میگفتند آمریکا پشت سر ماست؛ همه ی دنیا از ما حمایت میکند، پس چرا مذاکره کنیم؟ ادامه میدهیم تا بشار اسد را ساقط کنیم. معارضین پیروزی را به اندازه ای در دسترس می دیدند که بعضی ها میگفتند اگر در میدان عمل هم کاری نکنیم، از طریق همین مصاحبه ها بشار اسد سرنگون و نظام ساقط میشود. این مخالفین راجع به جمهوری اسلامی ایران هم میگفتند دولت سوریه در آستانه فروپاشی است و در این شرایط آشفته و آمریکایی ها هم شدیدترین تحریمها را یا به تعبیر هیلاری کلینتون تحریمهای کشنده را علیه ایران اعمال کرده اند، ایرانی ها از روی اجبار، طرح سیاسی برای سوریه پیگیری میکنند. چون فعلا کار دیگری از دستشان ساخته نیست. درحالی که اساساً برداشت غلطی از وضعیت داشتند. خانم هیلاری کلینتون بعدها در خاطراتش گفت سیاست ما در سوریه چه ضربه هایی از جمهوری اسلامی ایران خورد. او نوشت فقط در یک مورد حزب الله لبنان به عنوان متحد جمهوری اسلامی، تنها 1000 رزمنده وارد سوریه کرد و این هزارنفر معادله را به نفع بشار اسد و به ضرر ما تغییر دادند. در آن مقطع حتی وقتی دولت سوریه را به گفتگو دعوت میکردیم، آنها جواب میدادند طرح شما طرح خوبی است؛ ولی ما الآن در میدان جنگ باید با دشمن قدرتمندانه برخورد کنیم، تروریستها را پس بزنیم و از موضع قدرت آن ها را پای میز مذاکره بیاوریم. اما هیچگاه با اقدامات سیاسی جمهوری اسلامی ایران مخالفت نمیکردند؛ به ویژه شخص رهبری سوریه، آقای بشار اسد، در اوج دفاع و مبارزه با تروریسم به راه حل سیاسی ایمان داشت. در این زمان، علاوه بر مذاکرات دیپلماتیک وزارت خارجه، گفتگوهای سطح بالایی بین سردار سلیمانی و مقامات ارشد سوریه در حوزه ابتکارات سیاسی و میدانی داشت. وزارت اطلاعات، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، و دستگاههای امنیتی نظام نیز در حفظ امنیت ملی کشور و امنیت منطقه اقدامات چندلایه ای را انجام میدادند. یکی از شانس های بزرگ ما در سوریه و منطقه ارائه ارزیابی های دقیق میدانی و اطلاعاتی بود که تجربه ارزشمند و عمکلرد عالی نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران آن را تضمین میکرد. آقای دکتر ولایتی هم به دفعات به عنوان مشاور بین الملل مقام معظم رهبری به سوریه سفر میکرد که بنده هم همواره همراهشان بودیم و مذاکرات سودمندی برگزار میشد. دبیرشورای عالی امنیت ملی هم به عنوان هماهنگ کننده عالی در کشور، در این صحنه نقش ویژه ای داشت.
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_سوم ایران مقابل 81 کشور که در راس آن آمریکا و اسراییل بودند، ا
برگزاری نشست تهران در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی ایران اولین گفتگوی سیاسی نمایندگان دولت سوریه و معارضین را در تهران برگزار کرد. تعداد زیادی حزب، گروه معارض، و تشکل سیاسی و مدنی معتقد به گفتگو از داخل و خارج سوریه از آمریکا تا اروپا و منطقه غرب آسیا را شناسایی و به ایران دعوت کردیم. برخی از اینها محدودیت و ملاحظه سیاسی داشتند و نمیتوانستند به ایران بیایند. به همین علت در لحظات آخر اعلام انصراف کردند. آنها میگفتند ما روش غربیها و سعودی ها را قبول نداریم؛ ولی برای شرکت در این جلسه هم ملاحظه داریم. سرانجام، بیش از 170 نماینده از معارضین، احزاب، گروهها، و نهادهای مدنی در جلسه حاضر شدند. از طرف حکومت سوریه هم «قدری جمیل»، معاون وقت نخست وزیر به همراه یک تیم به ایران آمدند. جلسه سه شبانه روز در هتل استقلال تهران ادامه داشت. اداره آن جلسه با من بود و مدیریت ارشدش را آقای دکتر صالحی، بعنوان وزیرخارجه برعهده داشت. این اولین گفتگویی بود که بین دو طرف متخاصم در سوریه برگزار شد. فضای اعمال فشار برای فروپاشی نظام سوریه آنقدر سنگین بود که حتی اقای قدری جمیل معاون نخست وزیر سوریه و رییس هیئتی که آقای بشار اسد فرستاده بود، چندهفته بعد از نشست تهران به یکی از کشورهای خارجی مهاجرت کرد. اما اصول خود را در حمایت از وحدت، حاکمیت، و تمامیت ارضی سوریه حفظ کرد. قدری جمیل چارچوب ها و طرحهای سیاسی ایران را قبول داشت و ما همچنان با او ارتباط داریم. از همه جریان های سیاسی و افرادی که مبنای گفتگو را پذیرفته بودند، دعوت بعمل آمد. البته باید بگویمف همه کسانی که به تهران آمدند، یک وجه مشترک داشتند؛ یعنی علیرغم مخالفت با نظام سوریه، مخالف جنگ و حمل سلاح بودند و بر راهکار سیاسی تاکید داشتند. ما بعد از این نشست، هم با این گروه ها و هم با آنها که به تهران نیامدند ارتباط را ادامه دادیم.حتی تلاش کردیم بدون هیاهو و جنجال بعضی از این گروه ها را جداگانه به داخل سوریه بفرستیم تا با دمشق مذاکره و گفتگو کنند. ولی بزرگترین مشکل آنها این بود که همگی در اروپا ساکن بودند و اگرچه با نهادهای امنیتی و سیاسی این کشورها ارتباط قوی داشتند، اما در داخل سوریه فاقد وزن و نفوذ بودند. همان موقع عده ای در داخل و خارج کشور میگفتند ایران تعدادی معارضین آرام و صلح طلب را در تهران جمع کرده و یک نمایش راه انداخته است. اما واقعیت این است که جو اجلاس بسیار متشنج بود. دعواهای تعصبی و جدی عربی، بخش قابل توجهی از وقت و فضای جلسه را گرفت. جلسات این نشست، یکی از سخت ترین جلساتی بود که اداره اش به من واگذار شد. در سه چهار روزی که گفتگوها ادامه داشت، افراد و گروهها تا هنگام اذان صبح مشغول کشمکش و گاه درگیری سیاسی بودند. ➖➖➖➖➖➖➖➖ ⛔️ و هرگونه استفاده از این مطلب فقط باذکر منبع و لینک کانال‌های «» که در پایین درج شده است می باشد.⛔️ ♻️ تلگرام 🔰 https://t.me/+TTDEwsMDDrWGaJdJ ♻️ ایتا 🔰 https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff ♻️ سروش 🔰 http://sapp.ir/kheymegahevelayat ♻️ توییتر 🔰 https://twitter.com/kh_Velayat
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_چهارم برگزاری نشست تهران در چنین وضعیتی جمهوری اسلامی ایران ا
نقش آقای دکتر صالحی، وزیر خارجه وقت، در آن مقطع حساس و خیلی پررنگ و مفید بود. یکی از مواردی که در حاشیه و متن اجلاس به ما کمک کرد حضور دائمی ایشان در اتاقی در هتل«محل نشست» بود. در طول مدت اجلاس، ایشان در اتاقی مستقر شد و حتی شبها را هم در هتل ماند. چون گفتگوها، گاه بسیار پر تنش بود و امکان داشت آداب و نزاکت دیپلماتیک در جلسه رعایت نشود، نمیتوانستیم ریسک کنیم و از وزیرخارجه بخواهیم اداره جلسه را برعهده بگیرد. حضور ایشان در افتتاحیه و اختتامیه قابل قبول بود؛ اما در بقیه ساعات جلسه منطقی نبود. آقای دکتر صالحی در تمام مدت اجلاس در هتل حضور داشت تا اگر لازم شد هیئتی با ایشان ملاقات کند، گفتگویی شود، یا بخواهیم از ایشان مشورت بگیریم، در دسترس باشد. با همه این فراز و نشیب ها، بعد از حدود 3 شبانه روز، معراضین توانستند به یک بیانیه واحد برسند. نوشتن آن بیانیه ساعتها گفتگو و وقت و انرژی برد. کار را گروه های سوری انجام میدادند. ما هم تلاش میکردیم بستر را برای گفتگو تسهیل کنیم. نمیخواستیم به نفع یا علیه هیچ گروهی عمل کنیم. درباره آقای بشار اسد نکته ای را باید در نظر داشت. ایشان در مقاطع مختلف نشان داده بود که اگر برای مقابله با رژیم صهیونیستی، کشوری یا گروهی از محور مقاومت مثل حزب الله لبنان نیاز به کمک تسلیحاتی داشته باشد، از آن دریغ نمیکند. با این وجود وقتی بحران سوریه شروع شد، ما در بعضی سطوح نگرانی هایی داشتیم. به دلیل ساختارهای سیاسی خاص و وجود حکومت های خاندانی، عشیره ای، سلطنتی، درکشورهای عربی اساسا نقش رهبران کاریزماتیک در این جوامع خیلی مهم است و این رهبران هستند که همه اجزای کشور را به هم متصل نگه میدارند. اگر به هر دلیل اینها نباشند، موجودیت کشورها دچار چالش میشود. آن زمان در بین برخی کارشناسان ایرانی این نظر وجود داشت که آقای بشار اسد متفاوت از پدرش مرحوم حافظ اسد است. برخی تحلیلگران ما اعتقاد داشتند چون او از جمله رهبرانی نیست که تجربه جنگ و عبور از بحرانهای سخت را داشته باشد، درمورد میزان مقاومت او باید نکران بود. به هرحال ایشان یک چشم پزشک و تحصیلکرده اروپاست که تجربه زیادی در کشورداری و حکمرانی نداشته است. شاید نباید انتظار داشت بحران را به شکل موثری مدیریت کند. واقعیت این است که من از جهت خیلی نگران در اوایل بحران نگران بودم و آن را در برخی جلسات داخلی بیان میکردم. اولا؛ ما نقش رهبری را در سوریه مهم میدیدیم. ثانیا؛ احساس میکردیم رهبری بشار اسد با سابقه چشم پزشکی ممکن است یکی از نقاط آسیب پذیر باشد. اما در عمل دیدیم آقای بشار اسد خیلی محکم و قوی بحران ایستاد. در اوج بحران سفری به سوریه داشتم که در دیدار با آقای بشار اسد به ایشان گفتم خوب است خانواده شما برای استراحت سفری به ایران بیایند و چند روز در تهران، اصفهان و... استراحت کنند. آقای بشار اسد در پاسخ به چند نکته اشاره کرد. ایشان گفت من موقعیت سوریه در ایستادگی مقابل بحران کنونی را علاوه بر عوامل مختلف داخلی، مدیون امام خامنه ای میدانم؛ و خیلی علاقه دارم ایشان را یکبار از نزدیک ببینم. علاوه بر آن، در اوپا که درس میخواندم، به همراه خانمم یک بار به رستوران های اروپایی میرفتیم؛ و ذائقه مان با غذاهای ایرانی مانوس است. خیلی دوست دارم درخیابان های تهران قدم بزنم و سرزده به رستوران بروم. ولی واقعیت این است که با توجه به شرایط سوریه و در اوج مقاومت مردم در برابر تروریست ها، الآن زمان مناسبی برای این کار نیست. یکی از ویژگی های آقای بشار اسد تا قبل از بحران، که الآن هم آن را حفظ کرده، این است که ناگهان بدون اینکه دوربین یا سناریوی از قبل طراحی شده باشد، با خانواده اش وارد یکی از رستورانهای شهر میشد و می نشست و با مردم غذا میخورد. بشار اسد میگفت همسرم را مامور کرده ام، به خانواده شهدا سر بزند و عهد بسته ایم که تا پایان بحران از کنار مردم جدا نشویم. مخاطبان محترم خیمه گاه ولایت، برای تایید این مطالب، میتوانید به خاطرات شهید حاج حسین همدانی که در کانال خیمه گاه ولایت منتشر شده است رجوع کنید. امیرعبداللهیان در ادامه توضیحات خود میگوید: اما چرا این مطالب را با آقای بشار اسد در میان میگذاشتم؟ پاسخ روشن است. وقتی ما از آقای بشار اسد صحبت میکنیم، از متحد خود سخن میگوییم. ما نمیخواستیم روشی در پیش بگیریم که آقای بشار اسد احساس کند سیاست دوگانه داریم. این رویکرد رهبری معظک نظام بود و سردار سلیمانی هم همواره بر آن تاکید داشت. اوایل درگیری و بحران، یکی از مقامات غربی، به امیر عبداللهیان گفته بود که اوایل ما خیلی تلاش میکردیم بفهمیم پشت پرده سخنان رهبری ایران چیست؟ اما بعد از سالها به این نتیجه رسیدیم که صادق تر و صریح تر از رهبری ایران در دنیا وجود ندارد.
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_پنجم نقش آقای دکتر صالحی، وزیر خارجه وقت، در آن مقطع حساس و خی
چون همان حرفی که به مردم میزند، همان سیاستی است که جمهوری اسلامی در عمل دنبال میکند. ایشان خیلی شفاف و علنی میگوید ما در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه از مقاومت حمایت کردیم. خیلی با صراحت اعلام میکند که ما در عراق و افغانستان کمک کردیم و در قبال همسایگان این نگاه را داریم. برای ما خیلی مهم بود که وقتی با معارضین سوری صحبت میکنیم، آقای بشار اسد احساس نکند پشت او را خالی کرده ایم. به همین دلیل بعد از اینکه طرح 4 ماده ای، مراحل تهیه و تدوین را گذراند، جمهوری اسلامی ایران، قبل از اینکه طرح را مصوب نموده و بخواهد آن را به سازمان ملل و دیگر نهادهای بین المللی ارائه کند؛ تصمیم گرفت در این مورد از نزدیک با آقای بشار اسد گفتگو کند و ایشان را به طور کامل درجریان قرار دهد. در واقع هدف این بود که در ابتدای کار به ایشان بگوییم این ایده و پیشنهاد ماست، شما هم اگر نظر یا ملاحظه ای دارید، بگویید. چرا که وقتی ما ازتشکیل دولت وحدت ملی سخن میگفتیم، روش دیگران را دنبال نمیکردیم. دنبال ایجاد نوعی آشتی میان طرفهای درگیر سوری بودیم؛ اما دیگران میگفتند اول بشار اسد از قدرت کناره گیری کند، و شخص دیگری به جای او بیاید و بعد دولت ملی تشکیل شود. آن زمان جناب آقای دکتر صالحی برای ارائه این طرح سفری به سوریه داشت که من هم ایشان را همراهی کردم. آقای بشار اسد در دیدار آقای صالحی نظرات درستی داشت و البته از کلیت راه حل و طرح سیاسی ایران حمایت کرد. مجددا با اصلاحیه هایی در طرح اولیه به سوریه رفتم و با آقای بشار اسد و آقای ولید معلم وزیر امور خارجه جزئیات آن را نهایی کردیم. به این ترتیب مطمئن شدیم اگر این طرح را در عرصه بین المللی پیش ببریم، آقای بشار اسد و نظام سیاسی سوریه با آن همراهی میکنند و از همه مهمتر اقدام و حرکت ما تاثیر منفی روی نظام مستقر سیاسی سوریه نمیگذارد. به عبارت دیگر، مشترکا به این جمع بندی رسیدیم کهع طرح مورد بحث میتواند به خروج سوریه از بحران کمک کند. اما برای موفقیت آن به عوامل مختلفی نیاز بود؛ از جمله اراده و همراهی کنشگران فعال در سوریه و نیز فعالان منطقه ای و بین المللی. همزمان با این ابتکار سیاسی، ارسال کمکهای انسان دوستانه از مسائل جدی جمهوری اسلامی ایران بود. به دلیل جنگ داخلی، روند معیشت و زندگی مردم سوریه به شدت آشفته بود. با در نظر گرفتن همه مولفه ها، تلاش ایران از ابتدا این بود که هرچه زودتر از طریق سیاسی بحران سوریه به سامانی برسد تا در نهایت مردم بتوانند در فضای امن و آرام برای آینده سیاسی کشورشان تصمیم بگیرند. دمشق در محاصره؛ ورود مستشاران ایرانی تلاش ها برای گفتگو با طرف های مختلف درگیری و معرفی طرح 4 ماده ای ایران در حالی دنبال میشد که در میدان نبرد گروه های مخاف حکومت، یعنی ارتش آزاد، که با حمایت ترکیه سازمان دهی شده بود، جبهه النصره و جیش الاسلام که مورد حمایت عربستان سعودی بودند، و بعضی گروه ها که بعدها مشخص شد با دستگاههای امنیتی دیگر کشورها ارتباط دارند، آرام آرام دمشق را محاصره میکردند. در نتیجه از نیمه دوم سال 1391 شاهد شرایط بسیار سخت در دمشق و محاصره این شهر توسط گروههای تروریستی و مسلح بودیم. حلقه محاصره آن قدر تنگ شده بود که حتی حرم حضرت زینب هم از حملات برخی جریانات تروریستی مستقر درچندصدمتری حرم در امان نماند. وقتی شرایط به این مرحله رسید، درخواست حکومت سوریه برای تقویت مستشاران نظامی ایران به صحنه دریافت شد. از آن طرف با توجه به حساسیت جمهوری اسلامی برای دفاع از اماکن متبرکه و حرم های حضرت زینب و حضرت رقیه سلام الله علیها، رسیدگی ویژه به این مسئله نیز در دستور کار مشترک تهران و دمشق قرار گرفت. به این ترتیب، جمهوری اسلامی ایران به درخواست دولت سوریه اقداماتی را آغاز کرد. این اقدامات عبارت بود از ارائه مشورت به فرماندهان ارتش و نظامیان سوریه که بتوانند مقابل تروریست ها بایستند. تجربه جمهوری اسلامی ایران در مقابله با گروهک های تروریستی منافقین در دهه 60 به اضافه تجربه فراوان سالهای اخیر در کمک مستشاری به دوستانمان در سوریه و سپس عراق کمک بزرگی بود تا بتوانیم دمشق و برخی مناطق سوریه را در برابر تعرضات پیچیده سازمان یافته داعش و گروه های تروریستی حفظ کنیم. ⛔️ و هرگونه استفاده از این مطلب فقط باذکر منبع و لینک کانال‌های «» که در پایین درج شده است می باشد.⛔️ ♻️ تلگرام 🔰 https://t.me/+TTDEwsMDDrWGaJdJ ♻️ ایتا 🔰 https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff ♻️ سروش 🔰 http://sapp.ir/kheymegahevelayat ♻️ توییتر 🔰 https://twitter.com/kh_Velayat
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_ششم چون همان حرفی که به مردم میزند، همان سیاستی است که جمهور
فشارهای روانی سهمگین بر دمشق اوایل بحران، سوریه اوج فشار را تحمل میکرد. مخالفین بشار اسد که از حمایت های بزرگ مالی، تسلیحاتی، و تبلیغاتی ده ها کشور برخوردار بودند، برای سقوط دمشق برنامه ریزی ویژه ای داشتند. این فشار تنها در بعد نظامی نبود. در کنار حملات شدید نظامی، جنگ روانی برای درهم شکستن روحیه مردم سوریه هم به شدت جریان داشت. مداخله گران خارجی و مخالفین، فشار زیادی روی دمشق وارد میکردند تا بی ثباتی و نا امنی این شهر را چندبرابر بزرگ نمایی و تبلیغ کنند. به این ترتیب تلاش میکردند بر روحیه نظامی ها، مقامات سیاسی، و مردم سوریه تاثیر بگذارند. در این یک سال اتفاقاتی در سوریه افتاد که هرکدام از آنها میتوانست برخی حکومتها را تا مرحله نابودی پیش ببرد. نکته: همانگونه که پیش تر خدمت شما مخاطبان محترم خیمه گاه ولایت عرض کردیم، جمهوری اسلامی ایران یک تنه جلوی این نابودی را گرفت. با ایستادن مقابل 81 کشور که در راس آن آمریکا و انگلیس بودند. برای مثال چند ده میلیون دلار به «ریاض فرید حجاب» نخست وزیر وقت سوریه، پیشنهاد کردند تا به عنوان معترض کشور را ترک کند. وسیله فرار او را هم فراهم کردند. 50 درصد مبلغ را نقد در داخل سوریه به او پرداخت کردند و 50 درصد دوم را وعده دادند در اردن، بعد از مصاحبه او علیه بشار اسد به او بپردازند. ریاض فرید به همراه خانواده اش در 16 مرداد 1391 از کشور سوریه خارج میشود و به اردن فرار میکند. بعد از ورود او به اردن از او میخواهند علیه بشار اسد مصاحبه کند، اما او میگوید باید قبل از مصاحبه نصف دوم پول را که قرار بود به او بدهند، پرداخت کنند. به او جواب میدهند پول بیشتری در کار نیست، مهم این بود از سوریه بیرون آمدی، راه برگشتی نیست و او را تهدید میکنند که اگر مصاحبه نکند برایش مشکلاتی ایجاد خواهد شد. در موارد دیگر معارضین به یک افسر میان رده ارتش 700 هزار یورو پیشنهاد میکردند تا از ارتش جدا شود. ارتباط تروریستها و رژیم صهیونیستی قبل از سال 1389 تصور غالب که درباره سوریه و مخاطرات پیش روی نظام سیاسی آن وجود داشت این بود که احتمال دارد کشورهایی تلاش کنند با استفاده از روش های نرم یا از طریق کودتای آرام و بی سر و صدا وضعیت سوریه را تغییر دهند. اما در ابتدای بحران نشانه هایی مبنی بر ورود تروریست ها از سراسر دنیا به داخل سوریه آشکار شد و بعد از آن اطلاعاتی به دست آمد که نشان میداد برخی کشورهای منطقه با ذوق زدگی در صدد ویرانی سوریه و تغییر نظام سیاسی این کشور هستند. به این ترتیب روز به روز تصویر واقعی تری از تحولات و مسیر آن در اذهان شکل گرفت. برای بازیگران سیاسی که تروریستها را وارد این کشور میکردند، سرنگون بشار اسد و فروپاشی و تجزیه همزمان سوریه و عراق بخشی از یک برنامه ریزی بزرگ بود. اهداف اصلی آنها در لایه های پیچیده تری قرار داشت. آنها به جریانی مثل جبهه النصره ماموریت دادند تا در منطقه جولان سوریه مستقر شود. این منطقه در جوار مرزهای رژیم اشغالگر صهیونیستی قرار دارد. اسراییلی ها با رهبران جبهه النصره توافقاتی کردند و امکانات فوق العاده ای در اختیار این گروه گذاشتند تا امنیت مرزهای رژیم صهیونیستی را از داخل خاک سوریه تامین کند. از بندهای اصلی این توافقات، به رسمیت شناختن رژیم اسراییل بود. اگر آن گروه این بند را میپذیرفت بندهای بعدی توافق هم به امضای صهیونیست ها میرسید. به این ترتیب جبهه النصره بخشی از نیروهایش را در جولان مستقر کرد تا مانع هرگونه تعرض به مرزهای رژیم اسراییل بشود. متقابلا اسراییل تعهد کرد به غیر از تامین تسلیحاتی و مالی، نیروهای جبهه النصره را که در سوریه مجروح میشدند، از طریق جولان به داخل سرزمین های اشغالی فلسظین منتقل و مداوا کنند. صهیونیست ها برای این کار نزدیک مرز جولان سوریه بیمارستانی صحرایی برپا کردند و در صورت نیاز افراد مهم این گروه تروریستی را با هلی کوپتر به بیمارستان های تل آویو و شهرهای دیگر فلسطین اشغالی منتقل و معالجه میکردند.
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_هفتم فشارهای روانی سهمگین بر دمشق اوایل بحران، سوریه اوج فشار
چرا ایران سوریه را به اصلاحات تشویق نکرد؟ گاه این سوال مطرح میشود که ایران، با توجه به روابط نزدیکی که با سوریه دارد، چرا قبل از آغاز بحران، دمشق را تشویق نکرد که اصلاحات سیاسی یا اجتماعی را به طور جدی دنبال و اعمال کند؟ پاسخ این است که این امر ارتباط مستقیمی به ما پیدا نمیکرد. به این معنا که اگرچه ما با سوریه و شخص آقای بشار اسد رابطه دوستانه ای داریم، ولی در مناسبات دیپلماتیک نمیتوان به یک کشور گفت که نظام سیاسی شما اشکال دارد؛ بروید و اشکالات خودتان را بر طرف کنید. این موضوع جدا از تبادل اطلاعات است. اگر یک دستگاه امنیتی به اطلاع یا کدی برسد که نشان دهد تحرک امنیتی علیه کشور متحد و دوست در شرف وقوع است، حتما آن را کانالهای امنیتی و اطلاعاتی به دولت دوست منتقل میکند. «اگر این موارد در عالم دیپلماتیک گفته شود» آن کشور خیلی راحت میتواند در جواب بگوید مسائل داخلی مربوط به خود ما و ملت ماست. بالاخره در دنیا شاخصه هایی وجود دارد که همه باید برمبنای آن عمل کنند. مثلا در سوریه رییس جمهور و نمایندگان مجلس با رای مستقیم مردم انتخاب میشوند. یا در عربستان سعودی اعضای مجلس ملی همه منصوب پادشاه هستند و فقط فرزندان عبدالعزیز میتوانند حاکم باشند. حتی ما وقتی با حکومت عربستان سعودی مذاکره میکنیم به آنها نمیگوییم خوب است نظام سیاسی خود را اصلاح کنید تا رای مردم تعیین کننده باشد. بالاخره درست باشد یا غلط، شاخصه هایی در هر نظام سیاسی وجود دارد و در چارچوب همان شاخصه ها میتوانید تصمیم بگیرید چگونه تعاملات خود با آن کشور را تنظیم کنید. البته مردم کشورهای منطقه همواره مورد توجه و احترام ما هستند و ما وظایفی انسانی_اسلامی در قبال آن داشته و به آن اهتمام داریم؛ اما بدون دخالت در امور کشورشان. ضمن اینکه بشار اسد به سرعت اصلاحات سیاسی را آغاز کرد. ولی مشکل این بود که طرفهای مقابل حاضر نبودند رییس جمهور قانونی سوریه را به رسمیت بشناسند و به اصلاحات توجهی نداشتند و فروپاشی نظام سیاسی را دنبال میکردند. اما وقتی بحران بالا گرفت و دولت سوریه از ایران خواست که مستشاران نظامی خود را برای کمک اعزام کند، سعی کردیم در موضوعات مختلف با حفظ شان دولت سوریه، با رعایت ادب دیپلماتیک و با حفظ نظام شان دولت سوریه با رعایت ادب دیپلماتیک و با حفظ حریم حاکمیت ملی این کشور، مطالبی را که میدانستیم در امنیت سوریه تاثیر دارد، به آن ها منتقل کنیم. ⛔️ و هرگونه استفاده از این مطلب فقط باذکر منبع و لینک کانال‌های «» که در پایین درج شده است می باشد.⛔️ ♻️ تلگرام 🔰 https://t.me/+TTDEwsMDDrWGaJdJ ♻️ ایتا 🔰 https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff ♻️ سروش 🔰 http://sapp.ir/kheymegahevelayat ♻️ توییتر 🔰 https://twitter.com/kh_Velayat
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_هشتم چرا ایران سوریه را به اصلاحات تشویق نکرد؟ گاه این سوال م
منافع کشورهای درگیر در بحران سوریه/ عربستان سعودی کشورهای منطقه، که با هدف سرنگون کردن نظام سیاسی در مسائل سوریه دخالت میکردند، هر یک با انگیزه ای وارد میدان شده بودند. برای عربستان سعودی خیلی مهم بود که سلسله اقدامات تاخیری در کشورهای منطقه انجام شود تا موج خیزش ملت های مسلمان منطقه به عربستان سعودی نرسد. بالاخره شیعیان در مناطق شرقی عربستان تحت فشار، محدودیت، و تبعیض زندگی میکنند. زندگی مردم اهل سنت عربستان هم در همه مناطق کشور سعودی مطلوب نیست. من در دو دهه گذشته این فرصت را داشته ام که مناطق و شهرهای مختلف عربستان را از نزدیک ببینم. در دهه 70 با اتوموبیل به بسیاری از بخش های عربستان سعودی سفر کرده ام. هموطنان ما وقتی برای حج به عربستان سفر میکنند، فرودگاه شیک جده و شهرهای مکه و مدینه را میبینند. دیپلمات های ما، علاوه بر آن، شهر ریاض را هم میبینند. در این مناطق همه چیز منظم به نظر میرسد. ولی واقعیت این است که مقداری از ریاض و مکه و مدینه فاصله بگیرید میتوانید ببینید که حتی مردم اهل سنت در چه وضعیتی زندگی میکنند. یعنی زمینه های بی عدالتی های حکومت حتی در مردم اهل سنت عربستان هم وجود دارد. در مناطق شیعه نشین سعودی، شیعیان صرفا در دوره پادشاهی ملک عبدالله، اندکی آرامش داشتند. با درک این مطلب حاکمان عربستان به دنبال این بودند که موج اعتراضات مردمی، عربستان را در بر نگیرد. لذا از هر اقدامی با هدف تاخیر در این روند استقبال میکردند. به عبارت دیگر عربستان علاقمند بود قبل از خودش کشور دیگری درگیر این موضوع شود. برای اینکه فرصت داشته باشد تا بنتواند اوضاع را مدیریت کند. با این توضیح میتوان دریافت که یکی از انگیزه های عربستان از دخالت در سوریه ایجاد تاخیر در حرکت و جوشش مردم عربستان علیه نظام موروثی و غیر دموکراتیک سوریه بود. واقعیت این است که برخی رهبران مدعی در جهان عرب پس از آنکه در زمان جمال عبدالناصر و جنگ 6 روزه از اسراییل شکست خوردند. همه ابهتشان فرو ریخت. اسراییل که آن زمان امکانات زیادی هم نداشت توانست بر اعراب پیروز شود. ولی همین اسراییل در جنگ 33 روزه لبنان، موسوم به «حرب تموز» با وجود اینکه تا بن دندان مسلح بود نه در مقابل ارتش و کشور لبنان که در مقابل یک گروه مقاومت به نام حزب الله نتوانست 33 روز بیشتر دوام بیاورد و در نهایت درخواست آتش بس کرد. عربستان و برخی کشورهای عربی عملکرد موفق سوریه را در حمایت از مقاومت و فلسطین تحقیر خود میدانستند، و وجود رهبری به نام بشار اسد با این ویژگی ها در میان رهبران جهان عرب را به سختی تحمل میکردند. رفتار اسد در قبال اسراییل، میزان ترس، سازش، و خیانت برخی دیگر کشورهای عربی را به افکار عمومی جهان عرب نشان میداد. به همین دلیل، بعضی سران عرب، از رفتن بشار اسد، و جایگزینی کسی که اهل سازش با اسراییل باشد، استقبال میکردند. عربستان مایل نبود سوریه در محور مقاومت نقش آفرینی کند. در اثنای بحران سوریه و با روی کار آمدن ملک سلمان و نقش آفرینی محمد بن سلمان ولیعهد عربستان دیداری بین محمد بن سلمان و یک مقام امنیتی حکومت سوریه انجام شد. درخواست سوریه دست برداشتن عربستان از تامین مالی و تسلیح تروریسم تکفیری بود و درخواست طرف سعودی فاصله گرفتن بشار اسد از طرف مقاومت بود. روشن است که اسد این درخواست را نپذیرفت. علاوه بر اینها در تحلیل رفتار حاکمان سعودی، نمیتوان رقابت با جمهوری اسلامی را نادیده گرفت. اگر عربستان میخواست به ایران لطمه بزند، و تعارض یا رقابت خود را با جمهوری اسلامی دنبال کند، سقوط سوریه را امتیاز بزرگی برای خود میدید. سقوط سوریه از نظر عربستان سعودی، به معنای نابود شدن یکی از بخش های اصلی محور مقاومت و قطع بازوی جمهوری اسلامی در منطقه بود. به این ترتیب عربستان سعودی با تمام توان تلاش میکرد امکانات مالی و امنیتی اش را در خدمت آمریکا و اسراییل به کار گیرد. این کشور، تروریستهای دارای تفکر وهابی را از طریق شبکه هایی که در دنیا دارند، فراخوان کرد و به شکل هدایت شده وارد سوریه نمود. مجری این طرح هم براساس اطلاعات منابع امنیتی موثق در منطقه، و غرب، شخص بندر بن سلطان رییس وقت سرویس امنیتی سعودی بود.
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_بیست_و_نهم منافع کشورهای درگیر در بحران سوریه/ عربستان سعودی کشوره
و اما قطر... قطر کشوری ست که خیلی علاقه دارد در منطقه نقش آفرینی کند و کنشگر فعال باشد. با توجه به ظرفیت این کشور، نقش آفرینی آن با عربستان متفاوت است. مثلا، در جنگ 33 روزه شیخ حمد بن خلیفه ثانی امیر پیشین پدر شیخ تمیم، امیر فعلی قطر واسطه آتش بس بین مقاومت و ارتش لبنان و اسراییل بود. او از یک طرف کمک کرد، آتش بس مورد نظر اسراییل برقرار شود و از طرف دیگر سعی کرد رابطه خودش را با حزب الله را حفظ کند. بنابراین قطر به دنبال ایفای نقش است. این نقش درمواردی مثبت و درمواردی منفی بوده است. قطر به دلیل رویکرد، و نگاهش به اخوان المسلمین مصر سعی کرد در کنار آنها قرار بگیرد. اما در سوریه، نقش متعارضی داشت. گفته میشد از یک طرف برخی گروه های مسلح، مرتبط با قطر بودند و در عین حال برای اینکه بگوید، در موضوع سوریه حضور فعال دارد، سعی میکرد تحرک سیاسی هم داشته باشد. البته در دوران نخست وزیری شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست وزیر و وزیر خارجه سابق غلظت مخالفت قطر با سوریه بیشتر بود؛ اما به تدریج منطقی تر شد. قطر در سالهای اخیر از روحانی اهل سنت یوسف قرضاوی در دوحه میزبانی کرده است. او هم برای سقوط بشار اسد، فتاوایی اختلاف آفرین میان مسلمین صادر کرد. ایفای نقش قرضاوی، در مسئله سوریه بخشی از برنامه قطر در این زمینه بود. در بحران سوریه این قرضاوی نبود که بر تصمیمات قطر تاثیر میگذاشت، بلکه این قطر بود که در مسیر برنامه ریزی هایی که برای منطقه داشت از وجود عنصری مثل قرضاوی استفاده میکرد. او تندروی و افطار گری را به حدی توسعه داد که قطری ها هم به وحشت افتادند و احساس کردند ادامه فعالیت او ممکن است امنیت قطر را به مخاطره بیندازد. مواضع قطر در قبال وضعیت سوریه وقتی اصلاح شد که اولا دانستند خیلی از اقداماتی که علیه دولت سوریه انجام میدهند، به نتیجه نمیرسد و بشار اسد به راحتی دگرگون نخواهد شد. ثانیا دچار مشکلاتی با عربستان سعودی شدند و عربستان به همراه مصر، امارات، و بحرین و قطر را تحریم کردند. در نتیجه قطر، به تدریج وارد انزوایی در حوزه خلیج فارس شد که از ناحیه سعودی به او تحمیل گردید. اما تهران، روابط خود را با دوحه تحکیم بخشید و در کنار ترکیه به مقابله با تحریمها علیه قطر کمک کرد. 🔰 ادامه دارد... ⛔️ و هرگونه استفاده از این مطلب فقط باذکر منبع و لینک کانال‌های «» که در پایین درج شده است می باشد.⛔️ ♻️ تلگرام 🔰 https://t.me/+TTDEwsMDDrWGaJdJ ♻️ ایتا 🔰 https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff ♻️ سروش 🔰 http://sapp.ir/kheymegahevelayat ♻️ توییتر 🔰 https://twitter.com/kh_Velayat
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_سی و اما قطر... قطر کشوری ست که خیلی علاقه دارد در منطقه نقش آفرینی
نقش کویت در بحران سوریه در طول بحران سوریه، کویت تلاش میکرد نوعی سیاست حکیمانه و معتدل را دنبال کند. هم فعال باشد و هم نقش سازنده در مقایسه با دیگر کشورها داشته باشد. از جمله کارهایی که کویت انجام داد این بود که دوبار، در اوج بحران نشست هایی با هدف جمع کردن کمک برای آوارگان سوری برگزار کرد. هر دو بار دبیرکل وقت سازمان ملل، آقای بان کی مون، و سازمان های بین المللی را به اجلاس دعوت کردند. کویتی ها میخواستند بگویند که هم با مردم سوریه هستند و هم در تحولات آن نقش مثبت و سازنده دارند. انها در مسائل حساس، موضع گیری روشن و واضح نمیکردند. علیه بشار اسد یا معارضین موضع نمیگرفتند بلکه بر مباحث انسان دوستانه تمرکز داشتند. سعی هم میکردند بزرگترین آمار و ارقام کمک را به نام هدیه شیخ صباح «امیر کویت» به سوریه اختصاص دهند. سوال این است که چرا کویت این کار را میکرد؟ کویت اساسا تلاش میکند در کشمکش های منطقه ای طرف مثبت تحولات باشد و نقش سازنده ایفا کند. در عین حال، گاهی تحت فشار عربستان سعودی و فشارهای خارجی قرار میگیرد. کویت بافت جمعیتی خاصی اعم از شیعه و سنی دارد. ولی فضای حاکم بر ذهن امیر کویت، این است که در منطقه آرامش حاکم باشد. امیر کویت میفهمد که آرامش در منطقه به نفع همه طرف ها است. حاکمان کویت هیچ گاه، نقش مثبت و کمک های ایران در جریان اشغال کویت از سوی صدام را در دهه نود میلادی فراموش نمیکنند. کویت حتی سیاست های تند عربستان در قبال یمن را تایید نمیکند. اما در شرایطی هم نیست که با آن مخالفت علنی کند. در نتیجه، در جنگ یمن هم، برای برقراری صلح تلاش کرد. اما سعودی به شدت کارشکنی نمود. امیر کویت پس از دریافت پیام آقای روحانی برای گفتگو و همکاری منطقه ای میتوانست دو گونه برخورد کند؛ یا پیام را مسکوت بگذارد، یا فعالانه برای تحقق آن اقدام نماید. او پس از دریافت پیام ایران، در میانه بحران سوریه و درگیری های منقه ای، از جمله ماجرای یمن، یکی از وزرای کویت را مامور کرد که با مسئولان حوزه خلیج فارس گفتگو کند و به آنها بگوید ایران چنین پیام سازنده ای به ما داده؛ خوب است پاسخی به ایران بدهیم و در این زمینه هماهنگ باشیم. اینها یک مقدار به منش و روحیات امیر کویت برمیگردد. ضمن اینکه تجربه اشغال نظامی کویت از سوی صدام هم در نگاه آنها به مسائل تاثیر گذاشته است. پس از آن واقعه به خوبی حس میکنند جنگ یعنی چه؛ و حمایت از افراد جنایتکاری مثل صدام، چه نتایجی میتواند داشته باشد. به نظرم درسی که آنها از آن قصه گرفته اند، موجب شده تا این رویه و منش معتدل در رفتارشان دیده شود. و اما ترکیه... درمورد ترکیه مطلبی وجود دارد. جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد، علیرغم اینکه در مسئله سوریه به ویژه درمورد آینده بشار اسد دیدگاه متعارضی با آنکارا داشت، ولی اجازه ندهد این تفاوت دیدگاه روابط ممتاز ایران و ترکیه را تحت تاثیر قرار دهد. به نظر من این هنری بود که دو طرف نشان دادند و ضمن مدیریت درست مسائل سوریه، در بخشهایی که اختلاف نظر داشتند، مناسبات دوجانبه را حفظ و ارتقا دهند. درباره ترکیه باید بدانیم که بعد از حاکمیت چهره های اخوان المسلمین در تونس و مصر، برای حکومت ترکیه که متمایل به تفکر اخوانی بود، فرصت جدیدی فراهم شد تا بیش از پیش در منطقه به ایفای نقش بپردازد. ترکیه در آن دوران تحت تاثیر اندیشه سیاسی آقای احمد داود اغلو وزیر خارجه وقت بود. ایشان استاد دانشگاه و از متفکران حرب حاکم عدالت و توسعه به شمار میرفت. رساله دکترایش را هم درباره عمق راهبردی ترکیه و احیای تفکر نوع عثمانی نوشته است. این نگاه اندیشه بازگشت ترکیه به بزرگی و قدرت دوران عثمانی در منطقه شامات را ترویج میکند و دولت ترکیه آن را به عنوان راهبرد سیاسی غیر اعلامی دنبال میکرد.
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_سی_و_یک نقش کویت در بحران سوریه در طول بحران سوریه، کویت تلاش میکرد
ترک ها فکر میکردند با توجه به تحولات منطقه به تعبیر آنها «بهار عربی» و روی کار آمدن اخوانی ها در مصر و تونس فرصت جدیدی پیش آمده که شاید زمینه ای برای احیای امپراتوری عثمانی به شکل دیگری در منطقه شامات باشد. سیاستی که آمریکایی ها در قبال سوریه و برای ساقط کردن بشار اسد داشتند در تقویت انگیزه ترکیه بی تاثیر نبود. بالاخره ترک ها میدیدند که آمریکا موج سنگینی علیه نظام سیاسی سوریه و اسد به راه انداخته است و فرصت خوبی است که در مسیر اهداف شان به این موج بپیوندند. در عین حال وقتی از مدل حکومت های اخوان المسلمین در تونس و مصر صحبت میشد، آمریکایی ها یک خط قرمز و یک راهکار داشتند؛ آنها با این واقعیت مواجه بودند که مردم غرب آسیا و شمال آفریقا بر در و دیوار شهرهای خود مینوشتند« الاسلام هو الحل الوحید». آمریکایی ها در مصر و تونس جریانات اسلامی اخوانی ها را میدیدند که قدرت را تقریبا به دست گرفته اند. سوال این بود که مدل حکومتیه مسلمانان در این دو کشور چه خواهد بود؟ قبل از این تحولات، تفکر اخوان المسلمین در ترکیه هم موفق شده بود یک مدل حکومتی تاسیس کند. خط قرمز آمریکایی ها در این تحولات و تغییرات این بود که مبادا در منطقه انفجاری از نوع انقلاب اسلامی ایران رخ دهد؛ و این مدل در منطقه قالب شود. مطلوب آمریکایی ها این بود که اگر قرار است حکومت اسلامی در این کشورها شکل بگیرد و خانمها حجاب داشته باشند، نماز جماعت خوانده شود، و مساجد رونق گیرد، حداکثر نمونه ای از مدل حکومت ترکیه ایجاد شود که در کنار حفظ ظواهر اسلامی کاباره ها هم فعالند؛ در عین حال که رابطه با اسراییل برقرار و سفارت آن دایر است حمایت از فلسطین و قدس هم وجود دارد. خانمِ آقای رییس جمهور و خانم آقای نخست وزیر، محجبه هستند و نماز و روزه و شعار اسلامی هم در جامعه رعایت میشود. از نظر آمریکایی ها این مدل، خطر کمتری برای آنان ایجاد میکرد. در تحولات منطقه، خط قرمز آمریکا و برخی بازیگران تکرار مدل سیاسی نشئت گرفته از انقلاب اسلامی بود. از یک طرف رییس جمهور ترکیه، آقای اردوغان میدید تحولاتی در منطقه رخ داده و ترکیه دوستان جدیدی در مصر و تونس پیدا کرده است و از طرفی آمریکایی ها فکر میکردند اگر بخواهند میان بد و بدتر یکی را انتخاب کنند بین مدل حکومتی ایران و ترکیه، بی شک مدل ترکیه به دلیل عدم تعارض جدی با اسراییل برایشان مطلوب تر است. این امر به ترکیه انگیزه بیشتری میداد و احساس میکرد فضای مناسبی برایش وجود دارد و میتواند با استفاده از آن منافعش را در منطقه آسان تر دنبال کند. از همان زمان در مقالات و مصاحبه ها بحث احیای امپراتوری عثمانی یا نظام نو عثمانی در منطقه شکل گرفت تا شاید به تحولات عراق و سوریه سمت و سوی خاصی بدهد. همچنین تشدید شعله اختلافات مذهبی همان چیزی بود که عربستان سعودی بر آن میدمید. عربستان مدعی بود ایران در عراق از شیعیان و در سوریه از علوی ها و در لبنان از حزب الله شیعه حمایت میکند. اما هیچ وقت نمیگفت که همین ایران از گروه های سیاسی سنی در عراق و منطقه قوی ترین حمایت ها را در مبارزه با تروریسم کرده است. همین ایران از حماس و جهاد اسلامی که اهل سنت هستند بیشترین حمایتها را در مقابله با رژیم صهیونیستی کرده است. هیچ وقت نمیگفت همین ایران همیشه پرچم وحدت شیعه و سنی را در جهان اسلام به اهتزاز در آورده است. 🔰 ادامه دارد... ⛔️ و هرگونه استفاده از این مطلب فقط باذکر منبع و لینک کانال‌های «» که در پایین درج شده است می باشد.⛔️ ♻️ تلگرام 🔰 https://t.me/+TTDEwsMDDrWGaJdJ ♻️ ایتا 🔰 https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff ♻️ سروش 🔰 http://sapp.ir/kheymegahevelayat ♻️ توییتر 🔰 https://twitter.com/kh_Velayat
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_سی_و_دوم ترک ها فکر میکردند با توجه به تحولات منطقه به تعبیر آنها «ب
تغییر نگاه ترکیه به تروریست ها سیاست ترکیه در قبال بحران سوریه بدون تغییر باقی نماند. هرچه عمر بحران طولانی تر شد، واقعیت های بیرونی از قضای سوریه و خطرات حمایت از تروریست ها تاثیر بیشتری گذاشتند. گفته میشد در ترکیه ظاهرا عناصری فعال بودند که دور از چشم دولت به چشم خود سر بخشی از کار انتقال تروریست ها را به سوریه انجام میدادند. دولت ترکیه هم به دنبال شکست بشار اسد بود. تروریست ها از این طریق، هم وارد سوریه میشدند و هم پشتیبانی هایی هم دریافت میکردند. اما آنچه ترکیه را از مسیر قبلی باز گرداند افزایش فراوان تعداد نفرات و میزان تردد داعش در ترکیه بود که تقریبا از کنترل دولت خارج شد. تروریست ها به تدریج فعالیت هایی را هم در خاک ترکیه آغاز کردند. یک روز در ایستگاه اتوبوس شهری بمب میگذاشتند و روز دیگر شهروندان را ترور کردند. به تدریج گوشه ای از ناامنی هایی که داعش در سوریه و عراق ایجاد کرده بود در ترکیه هم مشاهده شد. تفزایش فعالیت های تروریستی کم کم در حال تبدیل شدن به بحرانی برای آنکارا بود. این نگرانی کمک فراوانی کرد که ترکیه در سیاستش تجدید نظر کند. البته این به معنای آن نیست که ترکیه راهبردش به طور کامل در سوریه تغییر داده باشد بلکه در چهارچوب منافع و امنیت ملی خودش به نقطه ای رسید که باید رئیکردش را اصلاح کند. و اما لبنان... سر ریز نا امنی های ناشی از رشد تروریست در سوریه وارد لبنان میشد. داعش وقایع فجیعی در لبنان رقم زد. همان ایام سفارت ما در بیروت مورد حمله تروریستی قرار گرفت؛ آن زمان به دفعات در منطقه ای از بیروت یک خودرو منفجر میشد و غده ای بی گناه را به خاک و خون میکشید. به این ترتیب تحولات و ناامنی سوریه بر امنیت لبنان تاثیر مستقیم داشت؛ به همین دلیل علاوه بر حزب الله لبنان که با داعش مقابله میکرد، ارتش هم در تامین امنیت مرزهای مشترک با سوریه و دفاع از لبنان و تامین امنیت داخلی فعالانه مشارکت داشت. خوشبختانه صاحبان عقائد و افکار مختلف، و اکثر احزاب سیاسی لبنان در مقابله خطر با داعش متفق القول بودند و به اقدامات حزب الله لبنان در بستن راه ورود تروریست ها از خاک سوریه به سمت لبنان امید داشتند. حزب الله شهدای زیادی برای مقابله با تروریسم در سوریه و امن کردن لبنان تقدیم کرد. اینان بخشی از مدافعان حرم بودند. حزب الله همزمان از توطئه صهیونیست ها هم غافل نشد. و اما حماس... در دوران حکومت مرحوم حافظ اسد، شاخه اخوان المسلمین سوریه، بر خلاف اخوان در مصر و تونس و دیگر کشورهای منطقه اقدام به عملیات مسلحانه علیه دولت کردند. اعضای اخوان که برای رسیدن به اهدافشان دست به اسلحه بردند، از سوی دولت سوریه سرکوب شدند. به طور طبیعی در نگاه بخشی از اخوانی ها ، این اقدام حافظ اسد، اقدامی علیه اخوان المسلمین تفسیر شد. با این پیشینه تاریخی، افرادی که ایدئولوژیشان نشئت گرفته از اندیشه های اخوان المسلمین است، وقتی احساس کردند شرایط سوریه به سمتی پیش میرود که احتمال تغییر وجود دارد، فکر کردند بهترین فرصت برای انجام آن کار ناتمام را به دست آورده اند؛ تا اخوانی ها قدرت را به دست گیرند. این نگاه موجب شد افراد اندکی در حماس نسبت به تحولات سوریه و آینده دچار تردید شوند. در جریان بحران سوریه من چند ملاقات با آقای خالد مشعل مسئول دفتر سیاسی حماس در محل دفترش در دوحه قطر داشتم.
خیمه‌گاه ولایت
#خاطرات_امیر_عبداللهیان #پارت_سی_و_سوم تغییر نگاه ترکیه به تروریست ها سیاست ترکیه در قبال بحران سو
در یکی از ملاقات ها خیلی صریح با او صحبت کردم و با گلایه به ایشان گفتم شما از رهبران مقاومت هستید، که تحولات منطقه ای و بین المللی را خوب درک میکنید. میدانید سرنگون کردن بشار اسد، هیچ گاه به نفع مقاومت فلسطین نخواهد بود. برای ما عجیب است و البته جای تاسف دارد که افراد بسیار اندکی در حماس، نسبت به آینده سوریه دچار تردید و احیانا فاصله گرفتن از بشار شوند. شما تاثیر این موضع گیری را بر سرنوشت فلسطین میدانید که این کار خبط بزرگی است و باعث تضعیف محور مقاومت میشود. مثل این است که درون کشتی نشسته اید و آن را سوراخ میکنید. آقای خالد مشعل در پاسخ به تفصیل سخن گفت و سعی کرد در تعریف و تمجید از آقای بشار اسد و تشکر از میزبانی حکومت سوریه از گروه های فلسطینی سنگ تمام بگذارد. او این مطالب را در یک جلسه خصوصی گفت. احتمالا برای اینکه من را به عنوان معاون وزیر خارجه ایران متقاعد کند. فردای آن روز، همراهان من که در جلسه بودند خبری بر اساس سخنان آقای مشعل تنظیم و منتشر کردند. تیتر خبر این بود که«خالد مشعل از بشار اسد و حمایت های او از فلسطین تشکر کرد.» همان زمان آقای اسماعیل هنیه از رهبران حماس نگاهی راهبردی به سوریه و رهبری آن داشت و خیلی دقیق و روشن مواضع خود را بیان میکرد. در همان اثنا، ایشان به تهران سفر کرد و گفتگوهای مثبت و سازنده ای در این زمینه با مقامات ایران داشت. البته در فاصله زمانی کوتاه نظرات خالد مشعل هم در مسیر دقیق و صحیح قرار گرفت. اما این اختلاف نظر و عدم درک مسائل سیاسی روی فلسطینی هایی که ناامیدانه در اردوگاه های آوارگان زندگی میکنند هم تاثیر گذاشت. البته تحولات میدانی در این زمینه تاثیر اصلی را گذاشت. یعنی ممکن است در پس ذهن بعضیها همچنان حدف بشار اسد در قدرت مطرح بود، اما پس از مدتی این افراد دیدند بشار اسد سقوط نخواهد کرد. علاوه بر آن تحولات بعدی نشان داد که واقعا آمریکا و صهیونیست ها پشت این مسئله هستند. برخی به این درک رسیدند که شتاب زده عمل کرده اند. حتی اگر بشار اسد هم ساقط میشد، اجازه نمیدادند روی کار بیاید، همانطور که اجازه ندادند اخوان المسلمین مصر در قدرت باقی بماند. 🔰 ادامه دارد... ⛔️ و هرگونه استفاده از این مطلب فقط باذکر منبع و لینک کانال‌های «» که در پایین درج شده است می باشد.⛔️ ♻️ تلگرام 🔰 https://t.me/+TTDEwsMDDrWGaJdJ ♻️ ایتا 🔰 https://eitaa.com/joinchat/2868117506C71fc999fff ♻️ سروش 🔰 http://sapp.ir/kheymegahevelayat ♻️ توییتر 🔰 https://twitter.com/kh_Velayat