eitaa logo
خوبان پارسی‌گو
1.4هزار دنبال‌کننده
871 عکس
356 ویدیو
27 فایل
خوبان پارسی‌گو بخشندگان عمرند ساقی بده بشارت رندان پارسا را #حافظ @javadmd14
مشاهده در ایتا
دانلود
ردّپا هر کجا نگاه می‌کنم ردّپای اوست پس چرا هرچه می‌روم نمی‌رسم به دوست؟! 📗 جهان را به شاعران بسپارید ✏️
خاطره‌ها گاه‌وبی‌گاه می‌آیند کنارم می‌نشینند می‌خندند گریه می‌کنند اما، پیر نمی‌شوند
🔸هنوز فرصت هست هنوز فرصت هست برای دیدن یک گل هنوز فرصت هست هنوز می‌شود آیینه را تماشا کرد و خط کشید به روی خطوط ناروشن هنوز می‌شود از خانه تا خیابان رفت و چشم را به تماشای واقعیت برد نگاه کن! هجوم وسوسهٔ میدان و آرزوی فروش دو پاکت سیگار چگونه غربت مردان روستایی را گره زده است به آغاز بی‌سرانجامی و چشم مزرعه می‌سوزد و چشم مزرعه در انتظار کسی است که بند حادثه او را ز روستا دزدید کسی که دور شد از روزهای بذرافشان و ردپای طلوع گیاه را گم کرد نگاه حادثه می‌گوید کسی به فکر شکفتن و خوشه‌دادن نیست دو پاکت سیگار برای گریهٔ گل‌های روستا کافی است هنوز فرصت هست هنوز می‌شود از چشم‌های بارانی دری گشود به معنای اولین خورشید و پشت حوصلهٔ عشق زندگانی کرد نگاه کن شاعر هنوز روشنی نام یک ستارهٔ سبز چراغ کوچهٔ ماست به جست‌وجوی کسی باشیم هنوز باور مردان سبز این‌جایی است هنوز کودک امسال چشم‌درراه است و چشم پیرزنی با افق گره خورده است: کجاست گم‌شدهٔ عشق چه بی‌شمار سفر کردند چراغ کوچهٔ ما هم بود نگاه کن شاعر چراغ کوچهٔ ما را چرا نمی‌بینی هنوز شعر تو از جنس مهربانی نیست هنوز کودک امسال با تو بیگانه است تو مانده‌ای و حصار همارهٔ عادت تمام دغدغه‌ات یک فصاحت موهوم و سنگچین قوافی نگاه کن شاعر تو مانده‌ای و حصار بلند بی‌خویشی تو مانده‌ای و هجوم مکندهٔ تصویر تو مانده‌ای و صدایی که اهل عاطفه نیست تو مانده‌ای و غم «حجم» تو مانده‌ای و غم «موج» تو مانده‌ای و سراب نگاه کن شاعر هنوز شعر به «اخوانیات» مشغول است و چشم‌های تو غمناک زخم انسان نیست و چشم‌های تو در جستجوی عشق نبود و چشم‌های تو در کوچه‌های شهر نگشت و دست عاطفه هرگز تو را نچرخانید نگاه کن شاعر هنوز فرصت هست هنوز آبیِ یک‌دست آسمان با ماست بیا کبوترِ احساس را بیاموزیم هنوز می‌شود از التماس فاصله داشت و پشت کرد به جادوی جاه و سکهٔ نفس و در ادامهٔ مردان سبز روشن شد هنوز می‌شود از یک ستاره درس گرفت و تکیه داد به بازوی بی‌دریغِ سحر و پا‌به‌پای شقایق به آسمان پیوست هنوز فرصت هست هنوز می‌شود از دست خالی یک مرد غم شبانهٔ یک خانه را سراغ گرفت هنوز می‌شود از پله‌های درمانگاه برای دیدن اندوه شهر بالا رفت و صبر کرد و نشست و مثل آینه پرپر شد و سطر اول یک شعر می‌شود آغاز برای دیدن خوبی برای خوب‌شدن برای خیمه‌زدن در نگاه یک کودک هنوز فرصت هست هنوز می‌شود از خانه تا خیابان رفت و چشم را به تماشای واقعیت برد نگاه کن چگونه می‌رمد از من نگاه کودکی‌ام! به جستجوی کسی باشیم کجاست گمشدهٔ من؟ هنوز می‌شود آیینه را تماشا کرد و خط کشید به روی خطوط ناروشن 📗 جهان را به شاعران بسپارید ✏️
دوستش دارم چرا که نه تسلیم قلاده می‌شود نه بازیچهٔ سیرک! آزاد رها وارسته گرگ گرگِ زبان‌بسته! 📙 جهان را به شاعران بسپارید ✏️
خوبان پارسی‌گو
. اگر اختیار با من بود جهان را پُر از پروانه می‌کردم تا زیبایی همهٔ مرزها را تصرف کند
خوبان پارسی‌گو
. با کدام پروانه قرار داشته‌ای که این‌همه زیبایی دامن‌گیر پیراهنت شده‌ است؟
یادش به‌خیر خاطره‌هایی که داشتیم رفتیم و داغ بر دل دنیا گذاشتیم... 📚 جهان را به شاعران بسپارید ✏️
از بی‌نشان تو فراتر ایستاده‌ای فراتر از من و همهٔ شعرهایم از این‌جا تا جایی که تویی قدم نمی‌رسد! دست دراز می‌کنم چیزی می‌نویسم دریایی دلی قابی غمی از بی‌نشان تا نشانی که تویی مرهم نمی‌رسد! در این‌جا و این دم رونقی نیست عطشناک آنم آن دم نمی‌رسد! 📙 جهان را به شاعران بسپارید ✏️
می‌بوسمت و نیست از این بوسه گریزی تقصیر خودِ توست که این‌گونه عزیزی
ای طلوع تازه خیره مانده‌ای خیره در کجا؟ آخرین غروب هفته؟ یا اولین طلوع روزهای بعد؟ آی... راز یک سلام ناگهان! ناگهان، سلام آی... ای طلوع تازه عشق را در نگاه من بخوان تا همیشه بر دلم بتاب تا همیشه در دلم بمان 📒 جهان را به شاعران بسپارید 🖌