#خاطره_شهید
دائم الوضو بود...
محمدحسین برادرش به شوخی میگفت:
《داداش چه خبره! اونقدر وضو میگیری رنگت عوض شده!😅
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🌱
«@khodaaa112»
#خاطره_شهید
گفت ؛ دیشب خانه ما را دزد زد!
ناراحت شدم و ابراز تاسف کردم
گفت : نه! الحمدلله که خانه ی ما را دزد زد!
اگر خانه ی دیگری بود آنها با نظام و انقلاب بد می شدند...
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🌱
«@khodaaa112»
#کلام_شهید
سخنان مقام معظم رهبری را حتما گوش دهید
قلب شمارا روشن میکند و راه درست را
نشانتان میدهد.
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🌱
«@khodaaa112»
#خاطره_شهید
قبل از عملیات بود ...
داشتیم با هم تصمیم میگرفتیم
اگر گیر افتادیم چطور توی بی سیم📞
به همرزمامون خبر بدیم ...
ڪه تڪفیریا نفهمن ...
یهو سید ابراهیم (شهید صدرزاده) از فرمانده های تیپ فاطمیون
*بلند گفت : آقا اگر من پشت بی سیم گفتم همه چی آرومه من چقدر خوشبختم ...
بدونید دهنم سرویس شده .....* 😂
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🌱
«@khodaaa112»
#خاطره_شهید ♥️📝
#خاطره_شهید
تو شهر حلب دوتایی سوار موتور میرفتیم.
دیدم حسن سرش پایینِ داره میره ..
مدح امیرالمومنینعلی(علیهالسلام) رو هم میخوند و من ترکش نشسته بودم...
ترسیدم، فقط میتونست دو سه متر جلو تر رو ببینه!
گفتم : داداش مواظب باش تصادف میکنیم!
ولی توجه نکرد.
همینطور که میخوند ،با ناراحتی گفتم: سرتو بیار بالا خیلی خطرناکه!!
بازم توجه نکرد...
داشتم عصبانی میشدم، که با جدیت گفت: چه کارم داری؟ نمیخوام سرمو بیارم بالا!
یک لحظه توجه کردم دور و برمون...
دیدم اطرافمون پر از زن های بی حجابه ، میترسید چشمش بیوفته به نامحرم!
راوی #شهید_مصطفے_صدرزاده
درباره ی #شهید_حسن_قاسمی_دانا
«خٌذْنیِ مَعَكْ🌱
«@khodaaa112»
#کلام_شهید
کلام مقام معظم رهبری را گوش دهید
قلبتان را روشن میکند و راه درست را نشانتان میدهد
شادی روح شهدا صلوات
#شهید_مصطفی_صدرزاده
هدایت شده از 🇵🇸راهیـان نــور مـجازی🇮🇷
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄
چند وقت پیش برای خودم و فاطمه دوتا چادر سفارش دادم برامون بدوزن .
چادرها آماده شد .
با دوست عزیزی که زحمت دوختش رو کشیده بودن داشتم هماهنگ میکردم که اگه ممکنه چادر ها رو به دستم برسونن ؛ خودم شرایط تحویل گرفتنش رو نداشتم.
ایشون قبول کردن و گفتن اسنپ میگیرن و برامون میفرستن .شب چهارشنبه سوری بود ؛ بعد از چند دقیقه تماس گرفتن که هر چقدر تلاش کردم هیچ راننده ای درخواستم رو قبول نمیکنه ، اگه امکانش هست اسنپ رو شما بگیرین .
درخواست اسنپ دادم هیچ راننده ای قبول نکرد .
دوباره هم اسنپ و هم تپسی رو همزمان گرفتم .
بعد از ۲۰ دقیقه اسنپ پیدا شد .
تماس گرفتم : ببخشید آقا میخواستم
یک بسته ای رو به دستم برسونید .
راننده قبول نکرد و سفر رو لغو کردم .
و مجدد هم درخواست اسنپ و تپسی ...
دیر وقت شده بود و من هم خیلی عجله داشتم .
بعد از چند دقیقه در ناامیدی تمام راننده ای قبول کرد .
تماس گرفتم : ببخشید آقا امکانش هست بسته ای رو به دستم برسونید ؟
بعد از چند دقیقه مکث گفتند: داخل بستتون چیه ؟
گفتم :لباس.
ایشون قبول کردند .
نگرانی بعدی این بود که خودم خونه نبودم و مونده بودم چطوری بهشون بگم بسته رو به نگهبانی تحویل بدن .
چون معمولا کسی قبول نمیکنه و باید کسی باشه که بسته رو تحویل بگیره .
راننده رسید و تماس گرفت : ببخشید خانم من رسیدم .
گفتم اگه امکانش هست بسته رو به نگهبانی تحویل بدید .
گفتند: همون آقایی که داخل ساختمون نشستند؟
گفتم بله ، بهشون بگین که بسته برای ...۱۱_۱۸.
دیدم اون آقا ادامه داد .
۱۸_۱۱_۵
خیلی تعجب کردم اما اصلا توجه نکردم و دوباره تکرار کردم بفرمایید بسته برای ...
دوباره گفتند: خانم من این شماره رو از دیشب حفظم ۵_۱۱_۱۸
ساکت و مبهوت مونده بودم .
_ببخشید خانم تو بسته چادره؟
دوتا چادر ؟
+بله
_شما تو خانوادتون شهید دارین ؟
شهید گمنام ؟
+شهید داریم ولی گمنام نه.
راننده با حس و حال عجیبی گفت :
من دیشب خواب دیدم ،خواب دیدم شهیدتون بهم دوتا چادر داد و گفت :
اینارو تحویل نگهبانی بده .
بگو برای ۵_۱۱_۱۸
من از دیشب این شماره رو حفظم .
شهید شما دیشب منو تا اینجا آورد که چادرها رو به شما برسونم .
نمیدونم حکمتش چیه...🌿🤍
۱۴۰۲/۱۲/۲۲
#شهید_مصطفی_صدرزاده
#سیدابراهیم_به_روایت_خانواده
#در_راه_فتح_قله_ایم
🇵🇸|🇮🇷| دعوت شهدا هستید 👇 |
.... به ما بپیوندید| @rahiankhuz |
7.62M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهیدانه🌱
یهووقتاذانشد؛
دشمنبالایکوه،ماپایین!
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🌱
«@khodaaa112»
#کلام_شهید
سخنان مقام معظم رهبری را گوش دهید قلبتان را بیدار میکند و راه درست را نشانتان میدهد
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🕊✨
«@khodaaa112»
#کلام_شهید
اگر میخواهید کارتان برکت پیدا کند به دیدار خانواده های شهدا بروید
#شهید_مصطفی_صدرزاده
«خٌذْنیِ مَعَكْ🕊✨
«@khodaaa112»