گاهی احساس میکنم قدرتی برای باز کردن گرههای کور ندارم
و بازهم به بغل امام رضا پناه میبرم از خستگی و تیرگی دنیا
باغ خرمالو؛
انقد کار بر سرمان ریخته که فرصت زاری نداریم
البته دوستان چون پول نداریم
هر دفعه فیلمهای کاروان کربلامون رو میبینم
دلم میره کربلا و نجف
و من اشکی میشم= )
شب به سختی میخوابی ، صبح به سختی بیداری ، ظهر تا شب به سختی جان میدهی ، و دوباره این پروسه تکرار میشود.