امشب وسط خوندن دعاها چشمم تار شد
نمیتونستم صفحه موبایل رو به درستی ببینم
اشکام همینطوری میریخت و احساس میکردم که توی آغوش خدا مچاله شدم
در آخر زمزمه کردم و گفتم خدایا من همون بندهی بدتم ، اما تو همیشه خدای خوب من میمونی
همیشه برای من پناهی ، همیشه برای من آغوشی
روزی نباشه که منو از در رحمتت برگردونی..
توی روضهها یادم میکنن
روضهی علیاصغر و محسن
و این درد دلم رو کمتر میکنه .. :)
باغ خرمالو؛
توی روضهها یادم میکنن روضهی علیاصغر و محسن و این درد دلم رو کمتر میکنه .. :)
میگفت توی روضه علیاصغر اشک چشمام خشک شده بود
اما میگفتم اگه مریم بود الان سنگتموم گذاشته بود..
تو این جنگ اگر از موشک و پهپاد هم نَمیریم، قطعا از کمخوابی میمیریم.
(اونی که با صدای مهیب انفجار بیدار شده، داره حاضر میشه بره راهپیمایی روز قدس)
بچه ها، شماهم موقع خرید میبینید کدوم مغازه عکس حضرت آقاهارو داره، بعد خرید میکنید ؟