1203bc1277-5b22cbcec2fbb8f5008b7623.mp3
1.52M
═══✼🍃🌹🍃✼═══
دعای عهد کم حجم
✨🕊الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج🕊✨
🍃🔰برای حفظ سلامتی، این دعا را هر صبح و شب بخوانید:
🌸اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ🌸
🌼اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي دِرْعِكَ الْحَصِينَةِ الَّتِي تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ تُرِيدُ. (سه مرتبه)🌼
🍃🌛خداوندا، مرا در زره نگهدارنده و قوی خود _ که هر کس را بخواهی در آن قرار میدهی _ قرار بده!🌜🍃
🌸اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ🌸
🔰بهجتالدعاء، ص ٣۴٧ ( مجموعه ادعیه، اذکار و دستورالعملهای عبادی مورد توصیه حضرت #آیت_الله_بهجت قدسسره)
https://eitaa.com/joinchat/3105030160C48eb92cb10
این عمار👇👇👇
@aynaammar_gam2
─┅═ঊঈ🍃🍂🍁🍃ঊঈ═┅─
💐 #حکمت ۲۹۵
امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: دوستان تو سه كس اند و دشمنان تو نيز، سه كس اما دوستان تو: دوست تو و دوست دوست تو و دشمن دشمن توست و دشمنانت: دشمن تو و دشمن دوست تو و دوست دشمن توست.
@khorshidebineshan
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
💐 #حکمت ۲۹۶
و امام مردى را ديد كه چنان بر ضدّ دشمن خويش مىكوشيد که به خود زيان مىرسانيد بدو فرمود:
تو همانند کسی هستی که به خود نیزه فرو برد
تا كسى را كه پشت سرش است بكشد.
@khorshidebineshan
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
💢سفر به آینده تاریخ ۳۷💢
#داستان_مهدوی
#قسمت_سی_و_هفتم
💢بازگشت به کوفه💢
خبر مى رسد که کشورها یکى پس از دیگرى توسط یاران امام زمان فتح شده اند.☺️
و جالب آنکه بسیارى از کشورها بدون هیچ گونه مقاومتى تسلیم شده اند🤝 و از جان و دل حکومت عدل مهدوى را پذیرفته اند و یاران امام فقط با چند شهر و گروه جنگ⚔ کرده اند.
👌آرى در سرتاسر جهان 🌎 حکومت واحدى تشکیل شده است و در جاى جاى دنیا صداى توحید و یکتاپرستى طنین انداز است و همه شهرهاى دنیا پر از انسان هایى است که محبّت اهل بیت(علیهم السلام) را در سینه دارند❤️
✅تنها دین جهان، دین اسلام است و این همان وعده اى بود که خدا به پیامبرش داده بود.
از روزى که امام زمان در مکّه 🕋 ظهور کرد تا امروز که حکومت واحد جهانى تشکیل شده است، فقط هشت ماه(نقل قول مختلف)⏳ گذشته است.
اکنون دیگر امام، اسلحه خود را بر زمین مى گذارد؛ زیرا در سرتاسر زمین امنیّت برقرار شده است🤗
امام کوفه 🕌 را به عنوان محل حکومت جهانی و مسجد سهله را محل زندگى خود انتخاب مى کند. 😍
مسجد کوفه دیگر گنجایش مردم را ندارد به همین دلیل، امام اقدام به ساختن چند مسجد جدید در شهر کوفه مى کند.😊
🔚#ادامه_دارد
✍تنظیم شده در واحد تحقیق و پژوهش
•┈┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈┈•
✅#خورشید_بی_نشان را در ایتا دنبال نمایید👇
@khorshidebineshan
نماهنگ _ کلمینی.mp3
3.64M
زهرای من
بعد از تو دنیا قشنگ نیست
گریه میکنم و
از این میترسم
که بی تو ...
زیاد زنده بمانم.
❤️از عاشقانه های امیرالمؤمنين علی علیه السلام بر مزار هستی اش فاطمه زهرا سلام الله علیها❤️
بحارالانوار_ج۱۳_ص۲۱۳
@khorshidebineshan
#کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان
🔶 جلسه دوم اسلام و یهود رو تقدیم حضورتون میکنم. همه گوش بدید و نظرتون رو برامون بفرستید تا سایر عزیزان هم انگیزه بیشتری برای گوش دادن و ترویج اون پیدا کنند. ممنونم😌🌹
مجله تربیتی خورشید بی نشان
📗📙📗 📙📗 📗 ༻﷽༺ #از_روزی_که_رفتی #فصـل_چهارم #قسمـت_هشتاد_هفت زینب سادات با گریه گفت: کاش بابا بود
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#از_روزی_که_رفتی
#فصـل_چهارم
#قسمـت_هشتاد_هشت
بذارید اثبات کنه چقدر مرد میدونه! حق نیست وقتی همه شماها، فرصتی برای اثبات خودتون داشتید و موفق بیرون اومدید، حالا به این جوان فرصت ندید. شمایی که حتی به محمدصادق هم فرصت دادید!
***
محمدصادق فریاد زد: نه! اون نمیتونه این کار رو بکنه! حق ندارن این کار رو بکنن!مسیح دستش را گرفت و نشاند: با فریاد زدن چیزی درست نمیشه.
اگه از اول حرف منو گوش میکردی، اینجوری نمیشد!
مریم از آشپزخانه خارج شد و خدا را شکر کرد بچه ها بیرون رفته اند.اوضاع محمدصادقش بهم ریخته بود و مریم کسی را جز خود محمدصادق مقصر نمیدانست. شاید اگر او هم کسی چون آیه و ارمیا را داشت، مثل زینب سادات خود را نجات میداد.
محمدصادق جواب مسیح را داد: اون پسر ِ چی داره؟ اون به درد زینب نمیخوره. زینب با یک زندگی قانونمند نظامی بزرگ شده. زندگی پر از هرج و مرج یک دکتر، اون رو خسته میکنه. در ثانی، اون پسر اصلا در حد زینب نیست. نه دین داره، نه ایمان!
مسیح گفت: اما خودش رو خوب نشون میده تا دل زینب رو بدست بیاره. اونوقت تو چکار کردی؟ هر چی شدی که اون بدش میومد و فراریش دادی!
مریم به حرف هایشان گوش داد. مثل همیشه در حاشیه بود.
محمدصادق: یعنی این قدر احمق هستن؟ اون عموی بی لیاقتش چرا جلوش رو نمیگیره!
مریم گفت: درست صحبت کن.
محمدصادق و مسیح متوجه مریم شدند. مریم که نگاهشان را دید قدم به سمتشان برداشت و در عین حال گفت: زینب سادات عاقل و بالغ هست و میدونم انتخاب درستی کرده!
⏪ #ادامہ_دارد...
📝 #کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان 🍒
⭕️ برای رفتن به پارت اول رمان 😍👇
https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294
📗
📙📗
📗📙📗
📗📙📗
📙📗
📗
༻﷽༺
#از_روزی_که_رفتی
#فصـل_چهارم
#قسمـت_هشتاد_نه
محمدصادق اخم کرد و مسیح ابرو بالا انداخت اما مریم بدون توجه حرفش را زد. میخواست یک بار هم که شده، برای آینده برادرش هم که شده، قدمی بردارد.
ادامه داد: زندگی قلدری کردن نیست. تحقیر کردن طرف مقابل و بالا بردن خودت نیست. زندگی این نیست که فکر تو درست هست و همه به رای تو کارهاشون رو انجام بدن. تو بد کردی محمدصادق! به زینب سادات و خودت بد کردی. چون مسیح رو الگوی خودت کردی. تو دردهای خواهرت رو ندیدی! ندیدی که تو قفس طلاییش داره میپوسه.
ندیدی منت هایی که سرم میذاره، روح من رو مثل خوره میخوره. ندیدی بخاطر دروغ هایی که قبل ازدواج گفت چقدر آسیب دیدم. مسیح من رو خواست و بدست آورد. اون فقط پیروزی برای خودش و خواسته هاش میخواست. ندید که چند نفر برای خوش آمد اون شکستن. من رو تو این
چهار دیواری زندانی کرد و فکر کرد عجب مردی هست که حرف، حرف خودش هست.
نگاهش به نگاه مسیح نشست. مسیحی که مات حرف های او بود. مریم ادامه داد: مهم نیست که زنت رو به زور تو خونه نگه داری! مهم این که خودش تصمیم بگیره! خونه داری بد نیست! خیلی هم خوبه! به شرطی که اجبار نباشه.
مسیح گفت: من مجبورت نکردم! تو آزاد بودی بری سرکار.
مریم پوزخند زد: آزاد؟ با حرف ها و تهدیدها و منت هایی که میذاشتی؟
با زبونت که مثل زبون مار نیش میزد و هر بار خواستم جایی برم و کاری کنم، هزار جور حرف زدی؟ که من از بس کار کردم، خانمی بلد نیستم و خوشی بهم نیومده و باید مثل کلفت ها برای مردم کار کنم؟ یا اینکه سرکار بری کی مواظب بچه ها باشه و تو که خونه هستی از پس اینها
برنمیای! یادت هست؟ تو من رو با حرفهات زمین گیر کردی! تو من رو با زبونت میسوزوندی.
⏪ #ادامہ_دارد...
📝 #کانال_تربیتی_خورشید_بی_نشان 🍒
@khorshidebineshan
⭕️ برای رفتن به پارت اول رمان 😍👇
https://eitaa.com/khorshidebineshan/13294
📗
📙📗
📗📙📗