eitaa logo
خزعبلات؛
268 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
228 ویدیو
4 فایل
ـ‌محزون ولی امیدوارـ بدون اکسیژن زنده میمانم، بدون چای هرگز. سبز باش و‌ سبز بمون' راستی یادت نره لبخند بزنی* https://daigo.ir/secret/685040610
مشاهده در ایتا
دانلود
به مناسبت روز دختر می‌پردازیم به واکاوی گونه‌های مختلف دختران در عصر حاضر و تعریف اشکال گوناگون دختران مخصوصاً پسرانی که تل می‌زنند. دخترا تو خرج کردن دو دسته‌ان: دختران “خرج دارن، ارج دارن”ی و دختران “تو رو قرآن مجید بذار خودم حساب کنم”ی دسته‌ی اول که معلومه، هم خرج دارن، هم ارج دارن هم خاک تو سر شانس من دسته‌ی دوم اینجوری هستن که نه ببین تو اون سری برام آب معدنی گرفتی، حالا بذار این دفعه من برات ماشین بخرم. بعد طرف میگه اون آب معدنی رو که خودم خوردم، دختره میگه نه تو به نیت من خریدی، گابریل گارسیا لاکرونیا گفته است الاعمال البنیات. پس نیت خیلی مهمه. دخترا تو دانشگاه هم دو دسته‌ان: دخترایی که میرن درس میخونن موفق میشن دخترایی که میرن درس نمیخونن و موفق میشن، یعنی شوهر می‌کنن البته من جزو هیچکدوم نیستم، میرم، درس نمیخونم و موفق هم نمیشم، فقط میرم دخترا تو رابطه هم دو دسته‌ان دسته اول اینجوری‌ان که پسر خوشگله حدودا یک ماهه که بهم پیام نداده، حتما به فضای بیشتری نیاز داره و دلش می‌خواد یکم تنها باشه، قربونش برم آقایی جان و جهانم دسته دوم اینجوری‌ان که اکه هی… ۳۸ دقیقه است که نگفته من رو از همه‌ی موجودات و جمادات بیشتر دوست داره… حتما فکرش پیش یکی دیگه است، حتما اضافی هستم، انگار من توی زندگیشم ولی نقشی ندارم اصلا. باید بهش پیام بدم بگم هه خوش باشی با عشق جدیدت. تو با اون بخواب من با قرص خواب. دخترا تو متوجه شدن هم دو دسته‌ان دسته اول اینجوری‌ان که عه زد بلاکم کرد، این یعنی منظورش اینه زندگیش بدون من همین شکلیه، بلاک و ‌تاریک… به این میگن یه عشق پاک و رویایی دسته دوم اینجوری‌ان که وا طرف اسمم رو رو بازوش تتو کرده، هر روز گریه میکنه تا باهاش ازدواج کنم، برام کادوهای میلیان میلیانی میخره و جلو خونمون بنر زده دوستت دارم و از پدرت هم نمیترسم. قصدش چی میتونه باشه غیر از فریب دادن و سو استفاده از بنده؟ دخترا تو خرید کردن دسته ندارن، یعنی همشون مثل همن مثلا میرن لاک میگیرن میبینن وا هیچ روسری‌ای ندارن با این لاکه بپوشن، مانتویی ندارن، شلواری ندارن، کیف و کفش و ماشین و جت شخصی‌ای که به این لاک بخوره رو ندارن و در اکثر مواقع پول هم ندارن که ستشون رو تکمیل کنن، تا ستشون کامل بشه یچیزی این وسط کهنه میشه و خلاصه این روند تا قیامت ادامه در نهایت، باید بگیم که دخترا، با این دسته‌بندی‌ها و تقسیمات عجیب و غریب، همیشه یه جور جادو دارن که در هر شرایطی خودشون رو به بهترین شکل ممکن نشون میدن. گاهی دقیقا نمی‌دونیم که این دسته‌ها به کجا می‌رن یا چه وقت به هم می‌ریزن، ولی چیزی که مسلمه اینه که هر دسته‌شون یه شگفتی داره که دنیا رو به جایی زیبا و بی‌بدیل تبدیل می‌کنه. پس به هر حال، چه با لبخند و چه با درگیری در انتخاب لباس، دخترا همیشه می‌دونن چطور یه روز خوب رو بسازن اگه کمک بیشتری ازم برمیاد بگو تا راهنماییت کنم. شاید بگید چرا آخرش اینجوری شد که باید بگم تقصیر من نیست. پایان بندی رو دادم چت جی بی تی نوشت. این چت‌جی‌بی‌تی رو آمریکا و اسرائیل ساختن یا قرارگاه کرامت‌الکاتبین بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق؟ خلاصه که روزتون مبارک دختر خانمای گل بعلاوه اقاپسرهایی که تل می‌زنید. -میم مثلِ زهرا-
بله دختر هم روز میخواد، هم بوس، هم پول💸
دلم عمیقاً یه مهمونی گنده‌ی دخترونه‌ی ادایی میخواد که همه بابتش بریم لباس بخریم و شیتان پیتان کنیم و کفش پاشنه بیست سانتی تق تقی بپوشیم و آرایش کنیم و یه خط چشم به وسعت کرانه دریای خزر بکشیم💅🏻🎀🩰💘💖💗💓💞💝💟💝💕🥂
هدایت شده از  خزعبلات؛
یه چله هست که از فردا شروع میشه اسمشو نمیدونم ولی میگن خیلی فضیلت داره. میتونیم مثلاً روزی ۱۰۰ تا صلوات بفرستیم یا مثلا سعی کنیم نمازامونو اول وقت بخونیم یا یکی از گناهامونو بزاریم کنار... هر کاری که فکر میکنین چهل روز میتونین پیوسته انجام بدین رو انتخاب کنین حتی اگه کم باشه. امیدوارم بتونیم با این چله حداقل کمی روحمونو برای محرم پاک کنیم و آماده بشیم.
خزعبلات؛
یه چله هست که از فردا شروع میشه اسمشو نمیدونم ولی میگن خیلی فضیلت داره. میتونیم مثلاً روزی ۱۰۰ تا صل
چله کلیمیه از امروز شروع میشه. اگه پایه باشید هر روز صوت زیارت آل یاسین رو بزارم که باهم دیگه گوش کنیم. شرایط خاصی هم نداره هرموقع از روز که وقت آزاد داشتید گوش بدید. من خودم به شخصه سعی میکنم به جای گوش دادن آهنگ توی راه مثلاً خونه، آل یاسین گوش بدم.
چه روز پرکاری بود
زِ عناوینِ جهان، خادمی‌ات مارا بس. آقای امام رضا
لعنت به بطالت و بیهوده وقت گذروندن. درود بر درس خوندن، کار کردن، حمالی و این چیزا.
امروز تا ظهر دانشگاه بودم ظهر برگشتم خونه ناهار خوردم بعد رفتم سرکار تا غروب بعدش سریع اومدم خونه آماده شدم رفتم مراسمی که به مناسبت روز دختر بود چون اونجا خادم تشریفات بودم خلاصه پدرم کاملاً در اومد تا ساعت یازده اونجا با هزار تا دختر کوچیک و بزرگ سر و کله زدم بعد اومدم خونه مامانم میگه وا مگه تو قرار نبود واسه روز معلم برای کل بچه های کلاس داداشت کیک درست کنی؟ آخه زنننن زودتر میگفتی😭😭😭 هیچی دیگه خسته و کوفته و له شده خودمو کشوندم تو آشپزخونه برای بیست و‌ پنج تا بچه کیک شکلاتی پختم الانم باید برم آشپزخونه رو تمیز کنم تا کیک آماده بشه و فر رو خاموش کنم فرداهم تا بوق سگ دانشگاه دارم😭.
جشنی که امشب رفتم برای دخترای هفت تا هفده سال بود و خب قاعدتاً ما فقط اونجا به عنوان مسئول و خادمیاران آستان قدس حضور داشتیم. یعنی من کاملاً سلامت روانم رو امشب از دست دادم از بس که حرص خوردم.
دقیق هزار تا دختر اونجا بودن که توی دو تا سالن مختلف جشن داشتن و بر اساس سنشون دو گروه شده بودن