خزعبلات؛
خدایا یعنی نمیشه من یه روز سوتی ندم واقعا؟
رفتم تو سلف دانشگاه یچیزی بخرم بعدش که کارتمو دادم خانومه تا حساب کنه گفتم قابلتونو نداره😭😭😭
چرا زننننن چرا باید همچون حرفی بزنی آخه😭😭😭😭
بعد چند ثانیه سکوت یهو من و اون خانومه و دوستام همزمان باهم زمینو از خنده گاز میزدیم
بعدش کلی واسه بنده خدا توضیح دادم که چون من خودم تو مغازه کار میکنم و موقع کارت کشیدن همینو میگم یه لحظه اون حرفو بر حسب عادتم گفتم و قاطی کردم وگرنه اسکل مسکل نیستم بخدا😭😂
خانومه هم برگشت گفت اول صبحی معلومه هنوز ویندوزت بالا نیومده😭😂😂😂
خزعبلات؛
بعد چند ثانیه سکوت یهو من و اون خانومه و دوستام همزمان باهم زمینو از خنده گاز میزدیم بعدش کلی واسه ب
تنها کسی که جلوم آبروش نرفته بود همین خانوم فروشنده سلف بود
آقای امام رضا
از اونجایی که من هستم
تا اونجایی که تو هستی
وجب به وجب دلم برات تنگه:)