eitaa logo
نکات اخلاقی، تربیتی نوجوانان و جوانان🌸
1.7هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
12.4هزار ویدیو
279 فایل
عشق یعنی دعای خیر امام زمانت همراهت باشه 🌸شعر 💮داستان های مذهبی و کودکانه ⚘کلیپ های صوتی و تصویری 💐و کلی مطالب آموزنده و زیبا التمـــــ🌸ـــــآس دعا
مشاهده در ایتا
دانلود
🌹 🌹 🌹🌹 قسمت اول 🌹🌹 🇮🇷 هزاران ساله که کسی ، 🇮🇷 قدم به دنیا نگذاشته بود . 🇮🇷 مدت زیادی از آخرین موجوداتی که 🇮🇷 در زمین بودند و زندگی می کردند ، 🇮🇷 می گذشت . 🇮🇷 خیلی وقته که در دنیا ، 🇮🇷 کسی خدا را عبادت نکرده بود . 🇮🇷 خداوند عاشق بنده هاست ، 🇮🇷 دلش برای موجودات دنیایی اش ، 🇮🇷 تنگ شده بود . 🇮🇷 به خاطر همین تصمیم گرفت 🇮🇷 تا موجوداتی خلق کند 🇮🇷 که با همه موجوداتی که قبلاً ساخته 🇮🇷 فرق داشته باشند . 🇮🇷 در دنیا ، جای زیبا و باصفایی وجود داشت 🇮🇷 كه به آن ، بهشت دنیا می گفتند . 🇮🇷 خداوند ، چندتا از فرشته ها را ، 🇮🇷 در آنجا جمع کرد . 🇮🇷 و دستور داد تا از سرتاسر زمین ، 🇮🇷 خاک جمع کنند ‌. 🇮🇷 فرشتگان ، از این دستور خداوند ، 🇮🇷 تعجب کردند و به همدیگر می گفتند : 🌟 خداوند سبحان ، این خاکها را ، 🌟 برای چه می خواهد . 🇮🇷 اما کسی جواب آن را نمی دانست . 🇮🇷 خداوند خودش گفت : 🕋 می خواهم با آنها ، 🕋 انسان خاکی و زمینی ، درست کنم 🕋 تا در زمین به عنوان جانشین من باشند 🕋 و مرا عبادت کنند . 🇮🇷 شیطان ، از شنیدن نام انسان ، حسادت کرد 🇮🇷 و به فرشته ها گفت : 🔥 ما نباید بذاریم که خدا چنین کاری بکنه 🔥 چون انسان ها ، 🔥 فقط دنبال جنگ و فساد و خونریزی هستند . 🇮🇷 فرشته ها ، از شنیدن این حرف ، 🇮🇷 شوکه شدند . 🇮🇷 و خاطرات وحشتناکی از خونریزی ، 🇮🇷 قتل ، غارت و فسادی که ، 🇮🇷 توسط خلقت های پیشین صورت گرفت ؛ 🇮🇷 در جلوی چشمشان ، ظاهر شد . @kodak_novjavan1399
🌹 🌹 🌹🌹 قسمت دوم 🌹🌹 🇮🇷 هزازان سال قبل ، در دنیا ، 🇮🇷 سه طائفه از جنیان زندگی می کردند : 👈 جن ها ، شیاطین و نسناس 🇮🇷 خداوند نیز ، 🇮🇷 نعمت های زیادی به آنها داده بود 🇮🇷 بعضی از آنها ، مومن بودند 🇮🇷 و به عبادت خدا می پرداختند 🇮🇷 و بعضی هم کافر بودند 🇮🇷 و کارشان قتل و غارت و فساد بود . 🇮🇷 خداوند ، چند بار به آنها هشدار داد 🇮🇷 که دست از فساد و قتل بکشند 🇮🇷 و همچنین فرشته هایی را ، 🇮🇷 برای هدایت آنها فرستاد 👈 اما هدایت نشدند . 🇮🇷 در میان آنان ، 🇮🇷 شخصی به نام حارث زندگی می کرد . 🇮🇷 حارث ، از طایفه شیاطین بود 🇮🇷 ولی خداوند را عبادت می کرد . 🇮🇷 اما اهل امر به معروف و نهی از منکر نبود 🇮🇷 برایش مهم نیست 🇮🇷 که در اطرافش چه می گذرد 🇮🇷 خداوند ، باز به جنیان هشدار داد 🇮🇷 و به آنها مهلت داد تا توبه کنند 🇮🇷 ولی مهلت آنها تمام شد 🇮🇷 و همچنان با بی رحمی ، 👈 همدیگر را می کشتند . 👈 و در زمین فساد می کردند . 🇮🇷 خداوند ، به فرشته ها ماموریت داد 🇮🇷 تا به جنگ با جنیان بروند 🇮🇷 و زمین را ، از شر آنان پاک کنند . 🇮🇷 فرشتگان با شمشیر به زمین رفتند 🇮🇷 و با جنیان جنگیدند . 🇮🇷 عده زیادی از آنان را کشتند 🇮🇷 و عده ای را دستگیر و زندانی کردند . 🇮🇷 در اين ميان ، 🇮🇷 حارث ، جان سالم به در برد . 🇮🇷 و از مرگ نجات پيدا كرد . 🇮🇷 و به دست ملائكه اسير شد . @kodak_novjavan1399 🌹
🌹 🌹 🌹🌹 قسمت سوم 🌹🌹 🇮🇷 چند روز بعد ، 🇮🇷 فرشتگان قصد برگشتن به آسمان داشتند . 🇮🇷 حارث ، با حزن و اندوهی که 🇮🇷 در چشمانش دیده می شد 🇮🇷 و با چشم گریان به فرشتگان گفت : 🔥 من ، از مؤمنان هستم . 🔥 و در فتنه و فساد و کشتار ، 🔥 اصلاً شركت نداشتم . 🔥 شما تمام خويشان و هم نوعان مرا كشتيد 🔥 و من تنها ماندم . 🔥 مرا با خودتان به آسمان ببريد ؛ 🔥 تا در آن جا با شما باشم 🔥 و خداى خود را عبادت كنم . 🇮🇷 فرشتگان ، دلشان به درد آمد 🇮🇷 و از خداوند جوياى تكليف شدند . 🇮🇷 خداوند به آنها اجازه داد 🇮🇷 كه او را به آسمان ببرند . 🇮🇷 روز شنبه بود که او به آسمان اول رسید . 🇮🇷 گاهی به عبادت مشغول بود . 🇮🇷 و گاهی به گردش در آسمان ها ، 🇮🇷 و بررسى اوضاع می پرداخت . 🇮🇷 در آن ميان ، 🇮🇷 بر سر راه خود ، لوحى را ديد . 🇮🇷 كه نوشته هایی از نور داشت . 🇮🇷 لوح را برداشت و آن را خواند . 🇮🇷 که در آن نوشته بود : 🍎 من پاداش هيچ عمل كننده اى را ، 🍎 ضايع نمى كنم ؛ 🍎 بلى ، كسى كه كارى كند 🍎 و دنيا را بخواهد ، 🍎 خدا ، دنيا را به او مى بخشد . 🍎 و كسى كه آخرت را بخواهد ، 🍎 خداوند نیز ، او را به آرزويش مى رساند . @kodak_novjavan1399 🌹