کنجِخلوت...!
من بار سفر بستم و یک شهر نفهمید... ؛
دیگر چه بلاییست غمانگیزتر از این؟
یاقوتِ لبِ لعلِ تو یاقوتِ مرا قوت!
یاقوت نهم نامِ لبِ لعلِ تو یا، قوت؟'
قربانِ وفاتم به وفاتم گذری کن..
تا بوت همی بشنوم از رخنه تابوت(:
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
غافل دادیم دل به دستت
ما را یاد و تو را فراموش(:
ای دل خسته چه حالست که از دردِفراق
هر دم از بارِ دگر خستهترت یافتهام..
ای در این حادثه ها
نام تو آرامش من...
ای حواست به من و
حالِ دلِ سرکشِ من...
ای خیالِ خوشِ لبخندِ تو امنیت من...
ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من...˼
سحر بیست و هشت یاد رضا کرده دلم
یا غریب الغربا ، عکس حرم کُشت مرا
#امیرحسین_چراغی