هی..
مریم خانوم؛
الان دقیقا ۷ساله که نیستی تا با واکرت بیای در خونهتُ به روم باز کنی..
بشینی کنج حیاط و درددل کنی و از وارثی بگی که میخواد خونهرو بازسازی کنه..
اما تو میخوای اتاقِ پسر شهیدت همینجوری دست نخورده و خاکی باقی بمونه...
با تمام وسایلش،
با عکس بزرگی که نقاشی چهرهاشه(:
حالا خونهاتُ بازسازی کردن..
برای اتاقاش درای آهنی گذاشتن و دیگه اهمیتی به درخت گردوی وسط حیاط نمیدن....
هی..
فاطمهخانومی که میگفتی صنوبر صدام کنین(:
الان خیلی وقته که بردنت تهران...
الان خیلی وقته که بوی نون تازه از در خونهات نمیزنه بیرون و نمیپیچه تو کوچه..
الان خیلی وقته نیستی تا برات یه کاسه آش بیارم و کنارت بشینم تا دوباره برام ماجرای ماری که خودت کشتیُ تعریف کنی!
اما هنوزم در خونهات بازه(:
هنوزم انگار خودت نبستیش چون پاهات کم جون شده و نمیتونی برای کسی بازش کنی...
امشب میخوام یه شعر در وصف امیرالمؤمنین بزارم..
طولانیه اما پرستیدنیه(:
حقشو ادا کنید دیگه....
مست بشید باهاش!
نه مراست قدرت آن که دم زنم از جلال تو یاعلی(:
نه مرا زبان که بیان کنم صفت کمال تو یاعلی(:
شده مات عقل موحدین همه در جمال تو یاعلی(:
چو نیافت غیر تو آگهی ز بیان حال تو یاعلی(:
نبرد به وصف تو ره کسی مگر از مقال تو یاعلی(:
هله ای تجلیِ عارفان، تو چه مطلعی تو چه منظری
هله ای موله عاشقان، تو چه شاهدی تو چه دلبری
که ندیدهام به دو دیده ام چو تو گوهری چو تو جوهری
چه در انبیاء چه در اولیاء نه تو را عدیلی و همسری
به کدام کس مثلت زنم که بود مثال تو یاعلی؟(:
توئی آن که غیر وجود خود به شهود و غیب ندیدهای
همه دیدهای نه چنین بود شه من تو دیدهی دیدهای
فقرات نفس شکستهای، سبحات وهم دریدهای
ز حدود فصل گذشتهای به صعود وصل رسیدهای
ز فنای ذات به ذات حق بود اتصال تو یاعلی(:
چو عقول و افئده را نشد ملکوت سر تو منکشف
ز بیان وصف تو هر کسی رقم گمان زده مختلف
همه گفتهاند و نگفته شد ز کتاب فضل تو یک الف
فُصحای دهر به عجز خود ز ادای وصف تو معترف
بُلغای عصر به نطق خود شدهاند لال تو یاعلی(: