کنجِخلوت...!
به امید ِکرمت آمده با دست ِتُهی ؛
زائری که ز همه غیر خودت مأیوس است(:
هدایت شده از کنجِخلوت...!
این یعنی:
عمری ز دیدار مُغیره، رنج بردم
خون دلی بس سختتر از زهر خوردم
کنجِخلوت...!
+از دوشنبههایی بگیم که به یاد کریم آل الله؛ حضرت۱۱۸، پر از لذتُ برکتِ برای ما...
یه بار دیگه اینُ گوش بدیم؟
اینجا خانهی یک خانوادهی ۷ نفرهست.
پدرومادر، مادربزرگ و ۴پسر کنار
یکدیگر زندگی میکنند.
حالا حدود ۵ سال است که شامِ
شهادت امامحسن علیهالسلام را
اینجا میآییم و میگذرانیم..
محمدسجاد و محمدهادی که هیچ،
این روضهی هرساله نذر پسر
دومشان محمدحسن است.
حالا اما پسر چهارم؛ محمدحسین
نام دارد که سندرم داون دارد.
تربیت خانوادگیشان در مودبانهترین
و درستترین حالت ممکن است.
ولی غم بیماری فرزند چهارم پدر
و مادر را پیر کرده.
اینجا و روضهی هرسالهاش
را دوست دارم.
خانههایی که صاحبعزا هستند در
مناسبتی خاص و هرساله روضهشان
بهپاست؛ دوستداشتنیست(:
#خاطره