2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیا دو آیه بخوان غم شود فراموشم
به جای خانهی خولی بیا در آغوشم(:💔
کنجِخلوت...!
نوشته بود که:
تو بزرگی و در آیینهی کوچک ننمایی
نازم آن سر که چو گیسوی تو در پای تو ریزد!
این آیینهی کوچک روحِ ما نمیتواند آن عظمت عجیب را در خود منعکس کند، اما آیینهی روحِ امیرالمؤمنین چطور؟ او میتواند؛ او این عظمت را میفهمد، میگیرد، درک میکند و به همین دلیل است که آنجور به خود میپیچد و اشک میریزد.(((((:
ای باطن غم تو غم کربلا حسن
میراثدار غربت شیر خدا حسن
ای شاهد مصیبت فرق شکافته
ای شاهد غم در و دیوار، یا حسن
ای زخم خورده، زخم زبان خورده از همه
سردار دست بستهی قحط وفا حسن
عمری اگرچه زیستهای زادهی علی
هر روز را شهید شدی، مرحبا حسن
بخشیدهاند مال، کریمان به مردمان
بخشیدهای تو آبروی خویش را حسن
هرگز نبود با تو ولی با حسین بود
هفتاد یار صادق و بیادعا حسن
افتاد جسم قاسم و عبداللهت به خاک
شد نذر آخر تو چه زیبا ادا حسن(:
کنجِخلوت...!
تو رفتی و اما با گریه میخونم: لالایی علی... #زمینه
همش خیاله..
نزار که آرزو به دل بمونه مادر.
همش سرابه..
به همه گفتم ساعت مرگِ ربابِ !
گهواره خالی..
گلم باید رو سینهی صحرا بخوابه(:
من خود به دل خاك سپردم بدنش را
يادم نرود گريه و ناخن زدنش را
آن تير كه زد حرملهی خير نديده
نگذاشت ببينم به زبان آمدنش را(:
ميخواستم بزرگ شوی محشری شوی
تا چند سالِ بعد علیاکبری شوی
ميخواستم كه قد بكشی مثل ديگران
شايد عصای پيریِ يك مادری شوی:)
لحظه به لحظه رنگ تو تغيير میكند
چيزی نمانده است كه نيلوفری شوی..
مثل دو تكه چوب لبت را به هم نزن
اسبابِ خجالتم جلوی ديگری شوی..
اين مادری ِمن كه به دردت نمیخورد
تو حاضری علی كه تاج سری شوی؟!