eitaa logo
خوشه چین
135 دنبال‌کننده
361 عکس
79 ویدیو
1 فایل
■امام علی علیه السلام: «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» بنگر که چه گفته می‌شود نه این که چه کسی می‌گوید.
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹انسان و اختیار🔹 ✍ آیت الله العظمی جعفر سبحانی اختيار و آزادى انسان، واقعيّتى مسلّم و آشكار است، و انسان از راه هاى گوناگون مى تواند آن را درك كند، كه ذيلاً بدان ها اشاره مى كنيم. 《الف》 وجدان هر انسانى گواهى مى دهد كه او در تصميم گيری هاى خود مى تواند يكى از دو طرف فعل يا ترك را برگزيند، و اگر كسى در اين درك بديهى ترديد كند، هيچ حقيقت بديهى را نبايد پذيرا شود. 《ب》 ستايش ها و نكوهش هايى كه در جوامع بشرى ـ اعم از دينى و غير دينى ـ نسبت به اشخاص مختلف انجام مى گيرد، نشانه آن است كه فرد ستايشگر يا نكوهشگر، شخص فاعل را، در كارهاى خويش مختار تلقى مى كند. 《ج》 چنانچه اختيار و آزادى انسان ناديده گرفته شود دستگاه شريعت نيز لغو و بى ثمر خواهد بود. زيرا اگر هر انسانى ناگزير است همان راهى را بپيمايد كه قبلاً براى او مقرر گرديده و نمى تواند سر سوزنى از آن تخطى نمايد، در آن صورت، امر و نهى، وعد و وعيد، و پاداش و كيفر هيچگونه معنى نخواهد داشت. 《د》 در طول تاريخ پيوسته انسان هايى را مى بينيم كه در صدد اصلاح فرد و جامعه بشرى بوده اند، و در اين راه برنامه ريزی هايى كرده و نتايجى گرفته اند. بديهى است اين امر با مجبور بودن انسان سازگار نيست، زيرا با فرض جبرْ همه اين تلاش ها بيهوده و عقيم خواهد بود. اين شواهد چهارگانه، اصل اختيار را حقيقتى مستحكم و غير قابل ترديد مى سازد. البته از اصل آزادى و اختيار بشر نبايد نتيجه بگيريم كه انسان، مطلقاً به حال خود رها شده، و خداوند هيچگونه تأثيرى در فعل او ندارد. زيرا چنين عقيده اى، كه همان تفويض است، با اصل نيازمندى دائمى انسان به خدا منافات دارد، و نيز دايره قدرت و خالقيت خداوند را محدود مى كند. بلكه حقيقت امر به گونه ديگرى است كه در اصل بعد بيان خواهد شد. 📚 منشور عقاید امامیه، ص ۹۰ - ۹۱ ❇️ به ما بپیوندید: https://eitaa.com/koshechin
🔹شهر مقلدها🔹 ✍ آيت‌الله العظمی جعفر سبحانی مردان بزرگ آزادانه فکر می کنند، رهائی از بند و قید دیگران را کلید طلائی موفقیت خود می شمارند و می گویند تقلید در امور فردی و اجتماعی انتحار و خودکشی است. در گذشته گرمابه های ایران با شیپور و بوق مجهز بود. گرمابه داران برای آگاه ساختن مردم از باز شدن گرمابه، یک ساعت پیش از طلوع صبح شیپور می زدند. اتفاقا روزی در یکی از شهرها شیپور حمام گم و یا خراب شد. گرمابه دار با زحمت زیادی بوقی را با قیمت گرانی تهیه کرد و کار خود را انجام داد. مرد غریبی که تازه وارد آن شهر شده بود از دیدن این وضع خوشحال شد، زیرا دید که در آنجا جنس یک ریالی را می توان ده ریال فروخت. فورا تصمیم گرفت که تعداد زیادی شیپور بخرد و به این نقطه حمل کند تا ده برابر سود کند. مال التجاره خویش را وارد میدان بزرگ آن شهر کرد و انتظار داشت در نخستین لحظه مردم برای خریدن شیپورها سر و دست بشکنند. ولی او هر چه توقف کرد کسی از او احوالی نپرسید. بازرگان ثروتمندی که عصا به دست از آن میدان عبور می کرد علت نقل این همه بوق را از آن مرد غریب پرسید. وی سرگذشت خود را به او بازگو کرد. بازرگان خردمند از حماقت و ابلهی او در شگفت فرو ماند و گفت: تو آخر فکر نکردی این شهر دو حمام بیش ندارد و این همه شیپور در اینجا به فروش نمی رسد؟! مرد غریب پرسید: چه کار می توانی انجام بدهی؟! بازرگان جواب داد: دیگر این کار به تو مربوط نیست. همین اندازه بدان مردم اینجا مقلد و بی فکرند و من از این نقطه ضعف آنها به نفع تو استفاده خواهم کرد. سپس یک دانه بوق به امانت از او گرفت و به دست نوکرش سپرد تا به خانه او برساند. بامدادان این مرد سرشناس و ثروتمند به جای عصا بوق را به دست گرفت و تکیه زنان بر بوق، راه تجارتخانه را پیمود. شیوه این بازرگان توجه مردم را جلب کرد و با خود گفتند لابد رمز موفقیت این مرد در زندگی و بازرگانی همین نوع کارهای اوست. دسته ای نیز این نظر را تایید کردند و غلغله ای در شهر مقلدها راه افتاد. مردم مشغول خریدن بوق شدند و چیزی نگذشت که تمام بوق ها بفروش رسید. بازرگان پیر، برای رسیدگی به وضع نقشه خود، تماس مجددی با آن مرد غریب گرفت و مطلع شد که همه شیپورها به فروش رفته است. سپس پیغام داد که هر چه زودتر از این شهر بیرون رود؛ زیرا نقشه دگرگون خواهد شد. فردای آن روز بازرگان قد خمیده، بار دیگر به جای بوق، عصا به دست گرفت و به حجره رفت. مردم از کار و کرده خود پشیمان شدند و فهمیدند که فریب تقلید کورکورانه خویش را خورده اند. نه عصا رمز موفقیت بود، و نه بوق، بقول مولوی: ◽️خلق را تقلیدشان بر باد داد ◾️ای دو صد لعنت بر این تقلید باد همچنان که فرد باید خالق و نقشه کش باشد و جوهر شخصیت خود را بیرون بریزد، اجتماع نیز تا روح خالقیت و پیشروی در خود احراز نکند و دنباله روی را کنار نگذارد، هرگز کامیابی های اجتماعی و دسته جمعی نصیب آن نخواهد گردید. 📚 رمز پیروزی مردان بزرگ، ص ۷۴ - ۷۷ ❇️ به ما بپیوندید: https://eitaa.com/koshechin
🔹کار و تلاش🔹 ✍ آيت‌الله العظمی جعفر سبحانی سعادت هر کس در گرو عملش می باشد. صفحات گیتی و نظام جهان آفرینش گواه روشنی است که کامیابی هر موجودی وابسته به فعالیت و کوشش اوست. تا صدها فعل و انفعال شیمیائی در یک نهال به وجود نیاید، هرگز یک درخت برومند نخواهد شد. هر موجود ذی روحی ار روی غریزه و یا فطرت به این حقیقت رسیده که بقاء ناموس حیات در گرو کار و کوشش است. عدم پیروزی عده ای از جوانان ما عللی دارد. یکی از آن علل این است که روح کار کردن و فعالیت در بعضی از آنها کشته شده است. هجوم جوانان به سوی ادارات و اشغال کرسی ها و میزهای مؤسسات دولتی گواه روشنی است که عشق به کارهای سنگین کمتر شده است. به جای اینکه این جوانان مولد ثروت باشند مصرف کننده ثروت هستند. زندگی مردان موفق شهادت می دهد که همگی مرد کار و زحمت بودند و به قول الکساندر هامیلتن نابغه عصر خود: مردم می گویند تو نابغه هستی. من از نبوغ خود خبر ندارم فقط می دانم شخص زحمتکشنی هستم. و به قول یکی دیگر از دانشمندان: آنچه شده ام نتیجه کار است. من در سراسر عمرم لقمه ای بدون کار و زحمت نخورده ام. این صنایع شگفت انگیز مولود کوشش های خستگی ناپذیر دانشمندان است. مخترع رادیو گاهی تا سحر در حالی که همه اهل خانه در خواب فرو رفته بودند، کار می کرد. ادیسون برای تکمیل پاره ای از اختراعات خود شب ها و روزها در آزمایشگاه می ماند و برای آن که نیروی برق را طوری تسخیر کند که استفاده از آن ارزن و آسان باشد، بارها اتفاق می افتاد که دو روز و یا سه روز از آزمایشگاه بیرون نمی آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش می کرد و به چند پاره نان خشکیده اکتفا می نمود. در زندگانی پاستور دانشمند بزرگ فرانسه می خوانیم که شعار او در طول زندگی کار بود. گاهی چنان سرگرم کار می شد که سروصدا و غوغای بیرون آزمایشگاه را نمی شنید. حتی هنگامی که قوای مهاجم آلمان شهر پاریس را محاصره کردند و غریو توپ های دشمن در آن شهر محشر به پا کرد، او به هیچ وجه این غوغا را که بیرون آزمایشگاه به پا خاسته بود، متوجه نشد. ناپلئون شبانه روز پنج ساعت می خوابید و بقیه ساعات را مشغول کار بود. نابغه شرق، ابن سینا، مردی پرکار و پرمطالعه بود. کتاب های متنوع او یادگار و نشانه فعالیت های خستگی ناپذیر اوست. کتاب شفا در فلسفه و قانون در طب دو اثر بزرگ او شهرت جهانی دارد و کتاب اخیر وی به زبان های زنده جهان ترجمه شده است. ابن رشد دانشمند اسلامی، از موقعی که با کتاب آشنا شده بود حتی یک روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفکر نگذارنده بود. کتاب جواهر الکالم یکی از کتاب های نفیس و از مدارک فقه اسلامی است و تا کنون کتابی به این جامعی در فقه نوشته نشده است. چاپ اخیر کتاب در حدود چهل جلد نسبتا قطور می باشد. دانشمند گرامی آقای محمدتقی قمی که از شخصیت های ایرانی ساکن مصر بود، نقل می کرد که روزی تمام مجلدات این کتاب را به نظر اساتید دانشگاه مصر رسانیدم و گفتم همه این مجلدات را با این دقت، یک نفر نوشته است. آنان از شنیدن این سخن فوق العاده تعجب کردند. یکی از اساتید بزرگ و عالیقدر ما از فقید علم و فلسفه و عرفان آقای شاه آبادی نقل می کرد که: پدرم یکی از شاگردان مرحوم نویسنده کتاب جواهر الکالم بود. روزی که آن دانشمند بزرگ با مرگ و فقدان فرزند ارشد و دانشمند خود روبرو گردید، موقعی مراسم غسل او به پایان رسید که هوا روبه تاریکی بود. لذا قرار شد بدن او را در یکی از بقعه های صحن مطهر امیرالمؤمنان بگذارند و فردای آن روز مراسم تشییع در میان انبوه جمعیت به عمل آید. با اینکه مرحوم صاحب جواهر داغدار بود مع الوصف همان شب برنامه مطالعه و نوشتن خود را تعطیل نکرد. با کمال صبر و استقامت، پس از خواندن مقداری از کلام اللّه مجید در کنار بدن فرزند عزیز خود به مطالعه و نوشتن صفحاتی از کتاب جواهر پرداخت. مرجع عالیقدر اسلام مرحوم آقای بروجردی می گفتند: یک شب که درباره یکی از مسائل علم اصول ترتب فکر می کردم و می نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فکر و نوشتن بودم که رنج بی خوابی را ملتفت نبودم. یک مرتبه صدای مؤذن به گوشم رسید، متوجه شدم که هوا دارد روشن می شود و من از آغاز تا پایان شب سرگرم کار بوده ام. 📚 رمز پیروزی مردان بزرگ، ص ۲۱ - ۲۷ به ما بپیوندید: https://eitaa.com/koshechin
🔹آزادى بيان🔹 ✍ آيت‌الله العظمی جعفر سبحانی آزادى بيان عبارت است از: ارايه ى هر نوع فكر و انديشه، كه به صورت هاى گوناگون عرضه مى گردد مانند: گفتار و سخن، قلم و نگارش، تصوير و فيلم، تئاتر و تعزيه و هر چيزى كه مى تواند انديشه ى انسان را در اذهان مخاطبان مجسّم سازد. البته، ابزار بيان افكار و عقيده، به آنچه كه اشاره شد، منحصر نيست ولى راه هاى مهمّ آن همان است كه مطرح گرديد. بيان انديشه ها از موهبت هاى الهى است كه قرآن، از آن ياد مى كند، و مى فرمايد: خَلَقَ الإِنْسانَ *عَلَّمَهُ الْبَيانَ: «انسان را آفريد، و به او سخن گفتن آموخت». هرگاه بيان انديشه به صورت گفتگو صورت پذيرد، ابهام هاى ديرينه را از سيماى حقيقت مى زدايد، و چهره ى واقع با درخشندگى خاصى خودنمايى مى كند. اگر بشر، بر تمدّن و تمدّن هايى دست يافته، نتيجه ى گفتگوهاى علمى پيراسته از غرض ورزى بوده است. در علوم طبيعى، در تفسير پديده اى، فرضيه اى مطرح مى گردد، چيزى نمى گذرد، در سايه آزادى بيان، فرضيه ياد شده جاى خود را به فرضيه دومى مى دهد و سرانجام پس از فرضيه هاى متوالى، بشر به يك اصل مسلّم و حقيقتى پايدار دست مى یابد، اگر براى بيان فرضيه ها فضاى بازى نباشد، دانش بشر، دچار ركود مى شود. جوانان عزيزى كه آزادى بيان را، يك انديشه ى غربى مى انگارند، قرآن و صفحات تاريخ اسلام را ورق بزنند، تا روشن گردد كه مبتكر و پايه گذار آن، مصلحان انسانى، و پيامبران الهى بوده اند. حوار و گفتگوى قهرمان توحيد، ابراهيم خليل را با نمرود زمان، و مناظره ى موسى كليم را با فرعون و ديگر مناظرات پيامبران را با امت هاى خويش مورد بررسى قرار دهيد تا روشن گردد كه تا آنجا كه هدف، حقيقت يابى است، قلم و بيان، آزاد است. در اوج درخشندگى آفتاب اسلام، كه همه نقاط متمدّن را تحت پوشش داشت، و اوّلين و آخرين سخن از آنِ حاكمان اسلامى بود مع الوصف بازار مناظره آنچنان داغ و فضاى مناظره آنچنان وسيع و گسترده بود كه پيروان مذاهب گوناگون به نشر عقيده ى خود مى پرداختند تا آنجا كه ابن ميمون يهودى در قرن ششم به دفاع از كلام يهودى برخاسته و كتاب «دلالة الحائرين» را نشر داده است. مجموع مناظره هاى پيشوايان ما كه در كتاب «احتجاج» طبرسى گرد آمده است حاكى از فضاى باز، براى بيان عقايد بوده است. در حوزه هاى علمى، فنّ مناظره، يكى از علومى است كه در گذشته، مادّه ى درسى بوده و هم اكنون در «دروس خارج» شاگردان در نقد انديشه ى اساتيد آزاد مى باشند و به كلاس درس، زيبايى خاصّى مى بخشند. 📚 آزادی و دین سالاری، ص ۴۱ ❇️ به ما بپیوندید: https://eitaa.com/koshechin
🔹آزادى بيان🔹 ✍ آيت‌الله العظمی جعفر سبحانی هر موقع سخن از آزادى بيان و گفتار به ميان مى آيد، تصور مى شود كه لازمه ى آزادى بيان اين است كه از هر قيد و شرطى پيراسته باشد، زيرا در غير اين صورت، موضوع آزادى منتفى خواهد شد. اين انديشه ى افراط گرايانه ى برخى از نويسندگان است كه تصور مى كنند كه هر نوع قيد و شرط، در مورد انواع آزادى ها ضدّ آزادى است و در اين مورد مى نويسد: «بحث به طور مطلق، بر سر خواستن و نخواستن است، و ديگر شرط و شروطى وجود ندارد بدين معنى شايد بتوان گفت آزادى از مقوله «همه يا هيچ است» به نظر مى رسد يا آزادى هست كه هست و ديگر خط قرمز در ميان نخواهد بود. گويا آزادى لغوى با آزادى اصطلاحى يا به تعبير ديگر آزادى جنگلى با آزادى عقلانى به هم آميخته شده است، در قسم نخست، هر نوع قيد و شرط، نافى آزادى است، در حالى كه در آزادى هاى عقلانى و مدنى، آزادى بى قيد و شرط، ضدّ مدنيت تلقّى مى شود و نام قانون شكن به خود مى گيرد. در آزادترين نقاط جهان، آزادى مدنى، رها از قيد و شرط نيست، و اصولاً لازمه ى دمكراسى و حكومت مردم بر مردم، محدودسازى آزادى ها است كه بتواند، سعادت بشر را تأمين كند. لذا «منتسكيو» آزادى را به «انجام هر چيزى كه قانون اجازه داده است»، تعريف مى كند. اينك ما در اين جا به برخى از حدود آزادى بيان و رفتار اشاره مى كنيم كه در جوامع عقلانى و مدنى كاملاً پذيرفته شده است. ۱/ مايه تجاوز به حقوق ديگران نباشد: در يك نظام مدنى، آزادى در همه مقوله ها و در بيان خصوصاً ، تا آنجا محترم است كه بر معنويت و آبروى افراد ديگر لطمه اى وارد نسازد، مسلّماً «خدشه دار ساختن حيثيت و آبروى افراد» نوعى جرم تلقّى مى شود {هر چند آبرو و حيثيت در دو فرهنگِ شرقى و غربى تفاوت هايى دارند مثلاً ستودن زيبايى زنان و دختران مردم در قالب ادبيات، در غرب مشكل ايجاد نمى كند، در حالى كه ميان مردم مشرق زمين بالأخص مسلمانان، نوعى تجاوز به حيثيت افراد به شمار مى رود، و لذا يكى از محرّمات در اسلام «تشبيب» است.} ۲/ امنيت ملّى را تهديد نكند: امنيت ملّى واژه اى است كه همه ى شؤون مربوط به يك نظام سياسى را دربرمى گيرد، مانند نظام ادارى، تماميت ارضى، حاكميت ملّى و غيره، و چون نظام سياسى برخاسته از اراده و حاكميت مردم است، هر نوع تهديد امنيت ملّى، نوعى تجاوز به حقوق جامعه است كه اين نظام را با اراده ى خود پديد آورده، و در راه آن جان و مال داده است. در اين قسمت فرقى ميان نظام هاى دينى و غيره نيست. خطوط قرمز در نظام هاى مبتنى بر عقلانيت ليبرالى، ممنوعيت هايى است كه قانون آن را تعيين مى كند ولى در نظام هاى دينى آنگاه كه اكثريت قاطع مردم نظام الهى را پذيرفته اند، الزامات و تعهّدات دينى خط قرمز است و با آزادى منافاتى ندارد. ۳/ بانظام مقبول جامعه همسو باشد: آزادى در بيان و رفتار بايد با دمكراسى همگام و همسو باشند، هرگاه در پرتو يك انتخابات آزاد، نظامى تشكيل گرديد، و اكثريت قاطع رأى به آن نظام و قانون اساسى آن دادند كليه مصوبات دولت و مجلس، تحت عنوان «ميثاق ملى» محترم مى باشند، در اين صورت هرگاه آزادى در بيان و رفتار با اصول مصوبه دولت و مجلس در جدال باشد، يك چنين آزادى عملاً ناقض اصول دمكراسى بوده و ضد ارزش خواهد بود. از اين جهت حكومت هاى مردمى مى توانند، هر نوع اجتماعات، نشريات، و سخنرانى كه امنيت و حكومت قانون را ـ كه تجلّى گاه افكار عمومى است ـ به خطر افكند ممنوع سازند. نكته ى قابل توجه اين است كه سرچشمه قانون در حكومت هاى ليبرال، خواست مردم است، و در حكومت الهى و دينى، اراده ى خداست كه مردم نيز، به آن تن داده اند. اگر خط قرمزى در اين مورد مطرح مى شود، مقصود از آن خط قرمز شخص و اشخاص نيست بلكه امورى است كه حاكميت ملّى، يا حكومت قانون بر قداست آن اصرار می ورزد. 📚 آزادی و دین سالاری، ص ۴۵ ❇️ به ما بپیوندید: https://eitaa.com/koshechin
🔹کار و تلاش🔹 ✍ آیت الله العظمی جعفر سبحانی در افسانه های پیشینیان آمده است که در نقاط گوناگون زمین گنج هائی است و روی هر گنجی اژدهائی است و تا بر آن پیروز نشویم. گنج میسر نخواهد شد. بسیاری از مردم این مطلب را افسانه پنداشته و گروهی نیز به ظاهر آن اکتفا کرده اند. یعنی تصور نموده اند که واقعا در زیر زمین گنج ها و دفینه هائی است و حقیقتا روی هر گنجی ماری خوابیده است در صورتی که جمله فوق حقیقتی را در بر دارد و آن گنج ها همان ذخائر فکری یا طبیعی است که در اختیار بشر گذارنده شده، و موهبت هائی است که خداوند بزرگ به ما داده است. آن مارها کنایه از مشکلات و مشقت هائی است که باید بشر در راه تحصیل آن متحمل گردد. ادیسون می گوید: هیچ یک از اختراعات من محلول تصادف نیست. وقتی که معتقد شدم فلان کار نتیجه بخش است خودم را به آن کار می بندم و تجربه روی تجربه می کنم تا کامیاب شوم. نیوتن می گوید: اگر من به جائی رسیده ام بر اثر کار و کوشش است. میکالنژ می گوید: اگر مردم می دانستند که برای احراز مقام استادی چه رنج ها برده ام از دیدن شگفتی های هنرم متعجب نمی شدند. و به قول بزرگمهر باید لب فروبست و بازو گشود و کار کرد و دم نزد و یقین نمود که کلید طلایی کامیابی کار و کوشش است. براستی برخی از مردان روان عظیمی دارند و روح آنها بسان دریا بی قرار است. حرارت و عشق و علاقه آنها به کار و هدف، آنها را به جنبش و حرکت در می آورد. حتی در لحظات سخت زندگی نیز دست از کار و کوشش بر نمی دارند. مورخ بزرگ اسلامی، ابن خلدون، شاهکار نفیس خود به نام مقدمه بر تاریخ را در تبعید گاه نوشته است. فیلسوف شرق، خواجه نصیر الدین طوسی، که مدت ها در قلعه الموت از طرف فرقه اسماعیلیه باز داشت بود کتاب بزرگ و ذیقیمت خود به نام شرح اشارات را در آن زندان نوشته است. دانشمند بزرگ ما، مرحوم شهید اول، اثر ارجداری به نام لمعه را که متن قوانین اسلامی است در زندان دمشق نوشته است. سروالترراله تاریخ دنیا را در زندان نوشته است. رابن کرمو شاهکار ادبیات انگلستان را در زندان به وجود آورده است. ما در این قسمت به همین اندازه اکتفا کرده و سخنانی از بزرگان برای خوانندگان گرامی نقل می نمائیم. رسول گرامی کارگری را دید که دستش آماس کرده بود. دست او را بلند کرد و فرمود: آتش دوزخ هیچ گاه این دست را نمی سوزاند. این دستی است که خدا و پیامبر او آن را دوست می دارند. هر کس از دسترنج خود زندگی کند خدا با نظر رحمت به او می گردد. عابدی خدمت پیامبر رسید. به عرض حضرتش رساندند که او تمام سال را با عبادت می گذراند و مخارج عائله او را برادرش می دهد. پیامبر فرمود: برادر او که متکفل مخارج عائله اوست از وی در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است. امیرمؤ منان در مسجد کوفه به دسته ای برخورد کرد که در گوشه ای نشسته بودند. از خصوصیات آنها پرسید. عرض کردند: رجال الحق هستند و اگر کسی چیزی به آنها بدهد می خورند والا صبر می نمایند. فرمود: سگان بازار کوفه نیز چنین هستند. اگر استخوانی برسد می خورند و گرنه صبر می کنند. سپس دستور داد که حلقه رجال الحق پراکنده شود و هر کدام دنبال کاری بروند. سعادت و خوشبختی در خانه کسی را می زند که ساعی و کوشا باشد. کسانی که جهان را تکان داده اند، از نظر مواهب عقلی و فکری، زیاد فوق العاده نبوده اند؛ بلکه شالوده موفقیت آن ها را کار و کوشش و بعدا ثبات و استقامت تشکیل می داده است. بزرگان جهان برای تامین زندگی از تصدی کارهای کوچک پروائی نداشتند. بسیاری از شاگردان حضرت امام صادق علیه السلام روغن فروش، کفش دوز، شتردار، و ... بودند. افلاطون هنگام سیاحت در مصر مخارج سفر خود را از روغن فروشی در می آورد. لینه گیاه شناس معروف کفش دوز بود. بدبختانه یکی از فحش های رجال ما این است که در مقام مذمت افراد می گویند: حمال! در صورتی که باربری شغل شریفی است و اگر یک روز باربران اسکله دست به اعتصاب بزنند، یا باربران یک شهر دست از کار بکشند، زندگی فلج می شود. پیشوای بزرگ جهان انسانیت حضرت امیر مومنان علیه السلام با دست خود باغ های زیادی احداث می کرد و بعدا به بینویان واگذار می نمود. با قدرت بازوان خود قنات های متعددی در گوشه و کنار مدینه بوجود آورد و از عرق ریزی در راه کار هرگز واهمه نداشت. پیامبر اسلام کسی را که سرباز اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است. 📚 رمز پیروزی مردان بزرگ، ص ۲۱ - ۲۷ ❇️ به ما بپیوندید: https://eitaa.com/koshechin