#سبکزندگیشهدا🦋
🔴مـقـصـر
یه روز که خسته از محل کار به منزل برگشتم دیدم بچه ها دعواشون شده و صداشون تا دم در خونه میاد.با عصبانیت وارد خونه شدم تا از عباس گلایه کنم. دیدم داره نماز می خونه. نمازش که تموم شد حسابی ازش گله کردم که چرا شما خونه بودی و بچه ها این قدر شلوغ می کردند؟ عباس هم با مظلومیت خاصی عذر خواهی کرد.
بعد که آروم تر شدم فهمیدم چقدر تند باهاش حرف زدم. اصلاً عباس مقصر نبود. نماز می خونده و بچه ها از همین فرصت استفاده کرده بودند. فقط به این فکر می کردم که چقدر بزرگوارانه باهام برخورد کرد.
رازونیازشهدا،ص68📚
#شهیدعباسبابایی🕊
سهم شما۱۰۰صلوات🕊
همیشه لباس کهنه میپوشید
آخرش هم اسمش پای لیستِ
دانش آموزان کم بضاعت رفت
مدیر مدرسه داییاش بود..!
همان روز عصبانی به خانه خواهرش رفت
مادرِ عباس برادرش را پای کمد برد
و ردیف لباسها و کفشهای نو را
نشانش داد و گفت عباس میگوید
دلش را ندارد که پیش دوستانِ نیازمندش آنها را بپوشد..!
#شهیدعباسبابایی
سهم شما۱۴ صلوات🕊
@labik_yamahdi_313