بسم الله
حال روحیم خوب نیست. شانه ی سمت راستم انگار که تاندونش کشیده شده. صبح دومین باری بود که برای فیزیوتراپی رفتم.
امروز از ان روز هاییست که میتوانم بزنم زیر همه چیز و بگویم گور پدر همه.
از ان روز هایی که از دو هفته ی پیش خواب درست و کاملی نداشتم و با دیدن جان ویک و کوبیدن مشتم روی میز با هر صحنه ی خفنش کمی از خشمم را تخلیه کنم.
خوابم خراب شده است. بنطرم مهم ترین چیز برای هر ادمی خواب است. اینکه از درد شانه ام نتوانستم درست و حسابی بخوابم، خشمم را بیشتر میکند. اینکه با دست چپ کار هایم را انجام میدهم تا دست راستم زود تر خوب شود، اما حالا دست چپ بیچاره ام که عادت به اینهمه فعالیت ندارد؛ درد گرفته است.
رسما دو دستم درد میکند. باز دست چپم خوب است و راه میاید با من، اما شانه ی راست انقدر زبان نفهم است که دردش را به بازو و کتف هم میدهد. یکی نیست بگوید اخه بیشرف خودت درد بکش و نیا بقیه رو هم دردمند کن.
دوست دارم ادم ها را بکشم. میلم به خون و کشتن زیاد شده است.
خشمی در درون من است که با گریه هم تخلیه نمیشود. اینکه میگویم خواب خیلی مهم است برای این است که وقتی گریه میکنی، بعدش بلافاصله باید بخوابی. نه اینکه گریه کنی و منتظر باشی تا خواب ایا بیاید، ایا نیاید!
دوست دارم همه را بکشم. شاید فکر کنید که این جمله را قبلا هم گفته ام و نباید اینجا تکرارش میکردم. اما من میخواهم بارها این را تکرار کنم.
احساس میکنم یک قاتلم. فقط درد دستم کلافه ام کرده است.
تمرکز ندارم بخاطرش و این افصابم را خورد کرده است.
گیف بی کیفیت رو بقیه قیمت بالا میفروشن اما من این گیف خوب و پر محتوا رو رایگان در اختیارتون گذاشتم
راستی در مورد فحش ها هم یه چیزی رو خدمتتون عرض کنم.
لطفا فحش های خوب بدید نه این فحش های روبیکاییه تینیجری😒