eitaa logo
لشکر خوبان(دست‌نوشته‌های م. سپهری)
740 دنبال‌کننده
588 عکس
284 ویدیو
2 فایل
جایی برای نشر آنچه از جنگ فهمیدم و نگاشتم. برای انتشار بخش‌هایی از زندگی، کتاب‌ها، لذت‌ها، رنج‌ها و تجربه‌هایی که در این مسیر روزی‌ام شد. نویسنده کتاب‌های: 🌷لشکر خوبان (۱۳۸۴) 🌷نورالدین پسر ایران (۱۳۹۰) 🌷مرد ابدی (۱۴۰۳) راه ارتباطی: @m_sepehri
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
آخ که چقدر بر خاک بیایانها در موقف تست‌های موتورهای سوخت جدید و موشک‌های جدید سجده کردی حاج حسن... حالا مسلمانان منطقه‌اند که با غرش؟موشک‌های جمهوری اسلامی ایران؛ سجده می‌کنند... بله بله مبارک است این نصرت این وعده صادق است و آغاز نابودی رژیم منحوس اسرائیل الهی لک الحمد و لک الشکر😭⚘️✌️🇮🇷 https://eitaa.com/lashkarekhoban
جانم آقا جان... ما همه سرباز توایم خامنه‌ای گوش به فرمان توایم خامنه‌ای🇮🇷✌️❤️ https://eitaa.com/lashkarekhoban
کسانی که با مطالعه کتاب فهمیده‌اند چطور قدم قدم راه دشوار موشکی را در دفاع مقدس طی کرد و چطور جرات داد به یارانش تا برای اولین بار همزمان دو موشک شلیک کنند؛ امشب مثل یاران نزدیک حاج حسن، مثل خانواده و دوستانش؛ و مثل من از مشاهده این پرتاب‌های همزمان؛ غرور بی‌نظیری تجربه می‌کردند و با اصابت هر موشک به قلب رژیم صهیونیستی؛ بیشتر اوج می‌گرفتند که الله اکبر الله اکبر حسن آقا ، حسن آقا دمت گرم... نور بباره به مزار ابدی‌ت فرمانده... https://eitaa.com/lashkarekhoban
خانه‌ات آباد مرد! الان در خانه شهدا چه می‌گذرد؟ خانه شهیدان اقتدار؛ مدافعان حرم؛ شهدای گمنام... و اینجا خانه شهید طهرانی مقدم است🇮🇷🤍 مردی که بهترین رفیق بود و باوفاترین همرزم و شاید منتظرترین شهید برای نابودی اسرائیل غاصب برای یاری امام عصر ..... https://eitaa.com/lashkarekhoban
عشق سوزان است، بسم الله رحمن الرحیم هرکه خواهان است، بسم الله رحمن الرحیم دل اگر تاریک اگر خاموش، بسم الله نور گر چراغان است، بسم الله رحمن الرحیم نامه ای را هُدهُد آورده‌ست، آغازش تویی از سلیمان است، بسم الله رحمن الرحیم سورهٔ والیلِ من! برخیز و والفجری بخوان دل شبستان است، بسم الله رحمن الرحیم قل هو الله احد قل عشق الله الصمد راز پنهان است بسم الله رحمن الرحیم گیسویت را بازکن اِنّا فَتَحنایی بگو دل پریشان است، بسم الله رحمن الرحیم ای لبانت محیی الاموات! لبخندی بزن مردن آسان است... بسم الله رحمن الرحیم میزبان عشق است و وای از عشق! غوغا می‌کند هر که مهمان است بسم الله رحمن الرحیم مهدی جهاندار @pelak13
سید! در دنیای باقی چه خبرست حالا؟! از جسم مطهرتان دیگر خبر نداریم... آیا به خاک سپرده شده‌اید حالا؟😭 سید غیور و مهربان و دلاور مقاومت یاد ما هست اولین بار در لحظه تدفین پیکر پر پر حاج قاسم شهیدمان؛ موشک‌ها به سوی پایگاه آمریکا به پرواز درآمدند... ما از شما خبر نداریم. اما می‌دانیم شما از ما باخبرید‌ شما اینک شاد و مسرور از وصال و لقای پروردگار؛ راضی و سربلند در لقای حضرت پیامبر و ام ابیها و حیدر کرار و اهل بیت علیهم‌السلام خوشید. پس از سالیان و روزها به رهبران و یاران و برادران شهیدتان رسیده‌اید. به هادی شهیدتان. به امام کبیر ما؛ به فرشته‌های کوچک غزه رسیده‌اید که در دردشان شریک شدید و صادق الوعده بودید که برایشان جان گرامی خویش را نثار کردید... سید! سید! امشب؛ موشک‌های ایرانی و ساخت شیعه؛ خواب و امان و آرمان اسرائیل ملعون را آتش زدند. شیطان به ناله آمده ... مظلومان جهان و منطقه سرخوشند و شاد... یاران‌ مجروحت که یک هفته پیش چشم‌ها و دست‌هاشان قربانی جهاد شد؛ حتی اگر چشمی نداشتند که برایت اشک بریزند و دستی که بر سینه بکوبند اما ایمانشان؛ غم‌هایشان را به زانو درآورده بود... امشب؛ کجایی سید؟ همه خوشحالیم اما تو جبران نمی‌شوی😭🚩 اللهم عجل لولیک الفرج https://eitaa.com/lashkarekhoban
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
یک سپاس ویژه هم لازمست از برادرانمان بکنیم که عملیات را سر شب انجام دادند و وقت کافی برای ابراز احساسات و دعا و نوشتن مطلب و .... فراهم بود😇😁 https://eitaa.com/lashkarekhoban
چون ظاهرا کسی از مسئولین به فکر کتاب مرد ابدی نیست؛ خودم پیشقدم می‌شوم و بخشی از کتاب را اینجا می‌گذرام. موضوع به اولین پرتاب‌های همزمان کشورمان برمی‌گردد. الان را نبینید که صدها و ... موشک می‌توانیم همزمان پرتاب کنیم... در دوران جنگ؛ خبرها زیاد بود و روایتهای بکر و دست اول در خیلی زیاد است... لطفا این کتاب را به دیگران هم معرفی کنید. 🙏🌱 در ادامه بخش نسبتا مفصلی را بخوانید و بر روح بزرگ حسن طهرانی مقدم بیشتر درود بفرستیم و البته؛ برای سلامتی و توفیق همرزمان و شاگردان و یارانش دعا کنید🌷🌱🌷🤍 https://eitaa.com/lashkarekhoban
بریده از کتاب مرد ابدی ...... روایت پرتابهای همزمان (1) 🌱🇮🇷🌱🇮🇷 خورشید روز نهم اسفند 1366 هنوز غروب نکرده بود که چند انفجار پی‌درپی تهران را لرزاند و با تأخیر، صدای آژیرِ قرمز بلند شد. غلامرضا جعفری، که تازه به خانه رسیده بود همراه همسرش به پشت بام رفت. همسرش در دوران زندگی در کرمانشاه آن‌قدر بمباران دیده بود که دیگر ترسی نداشت! چشمشان به جست‌وجوی هواپیمای دشمن به آسمانِ ابری بود. ناگهان غلامرضا دید که از میان ابرها موشکی بیرون آمد و به زمین خورد. او از نیروهای تخصصی موشکی نبود اما بارها صحنۀ پرتاب موشک را دیده بود و حالا مطمئن بود چیزی که دیده، بمب نیست بلکه «موشک» است. خیلی نگران شد چون تا آن روز، دشمن هیچ موشک اسکادی به تهران نزده بود. بُرد اسکاد‌_بی 300 کیلومتر بود و فاصله تهران تا عراق بیش از این‌ها بود! اما اگر تأیید می‌شد که انفجارهای نهم اسفند ناشی از موشک بوده، مشخص می‌شد رؤیای صدام در دستیابی به موشک دوربرد محقق شده و این یعنی آغاز فصل جدیدی در جنگ شهرها! با صدور دستور عملیات، گروهی از بچه‌های فنی به منطقه رفته بودند. جعفری به مشایخی، مسئول ستاد یگان حدید، گفت: «من به چشم خودم موشک‌و دیدم!» ـ نه! بمباران بود! ـ آقا جمشید! من یقین دارم موشک بود، بریم جای اصابت‌و بررسی کنیم! با نظر حسین زاهدی، که آن روزها مسئول اطلاعات عملیات موشکی بود، تیمی محل اصابت را بررسی و تأیید کردند که انفجار، ناشی از موشک است! در اولین موشک‌باران تهران، که به اطراف میدان هفت تیر و خیابان جمهوری اصابت کرده بود، 15 نفر شهید و 75 نفر زخمی شده بودند. ده‌ها خانه و بخشی از بیمارستان عیوضی‌زاده هم ویران شده بود. این اخبارِ دردناک، برای بچه‌های یگان موشکی نگران‌کننده‌‌تر بود. آنها می‌دانستند که اگر دشمن پاسخ محکمی نگیرد، با موشک‌هایی که تازه پایشان به تهران و شهرهای عمقی ایران باز شده، مردم بی‌شماری را به خاک و خون می‌کشد! سؤالات متعددی برایشان مطرح شده بود اما وقت عمل بود. از دو روز پیش، در چند نوبت برخی از شهرهای مرزی بمباران شده بود و با حملۀ موشکی به تهران، وقتش رسیده بود دشمن ضرب شست تازه‌ای از ایرانیان بچشد. حسن مدتی پیش به دوستانش گفته بود: «امروز به آقای هاشمی می‌گم می‌تونیم سه تا موشکِ همزمان بزنیم!» بچه‌ها تعجب کردند و عبداللّه ادریسی گفت: «حسن آقا! با کی؟!» https://eitaa.com/lashkarekhoban
بریده از کتاب مرد ابدی ...... روایت پرتابهای همزمان (قسمت 2) 🌱🇮🇷🌱🇮🇷🌱 حسن مدتی پیش به دوستانش گفته بود: «امروز به آقای هاشمی می‌گم می‌تونیم سه تا موشکِ همزمان بزنیم!» بچه‌ها تعجب کردند و عبداللّه ادریسی گفت: «حسن آقا! با کی؟!» ـ با شما! بلندپروازی حسن همیشه غافلگیرشان می‌کرد! ـ حسن آقا! ما که دو تا رو هم به‌زور می‌تونیم همزمان بزنیم! حسن خندید و چیزی نگفت. این همه فشار را دشمن به آنها دیکته می‌کرد و حسن حاضر بود خودش و نیروهایش این شرایط طاقت‌فرسا را تحمل کنند اما تکلیف جنگ یک‌سره شود! نیروهایش را سه تیم کرد تا هر کدام، عملیات پرتاب یک موشک از یک سکو را انجام دهند. سکوهای جدیدی که از کره شمالی خریداری کرده بودند دست‌شان را برای پرتاب‌های همزمان باز کرده بود. موقعیت ممتازِ پنج پله هم این امکان را به آنها می‌داد که از روی هر پله یک سکو آمادۀ عملیات شود. تعدادشان برای این کارِ بزرگ خیلی کم بود. بچه‌ها برای توجیه و هدایت، مرتب بین این سه سکو در حرکت بودند! بالاخره با تلاشی جانانه، در کمترین زمان، موشک‌ها را آماده کردند و پاسخ دو موشکِ عراقی را با سه موشک اسکاد‌_بی دادند، آن هم در نیم ساعت! بلافاصله ستاد کل سپاه پاسداران اطلاعیه‌ای صادر کرد: «بسم ‌اللّه الرحمن الرحیم رژیم جنگ‌افروز حاکم بر عراق، درپی استیصال روزافزون خود، طی دو روز گذشته حمله به مناطق غیرنظامی و مسکونی چندین شهر کشورمان را آغاز کرد تا عجز و درماندگی خود در مواجهه با رزمندگان سلحشور اسلام را در پوشش این جنایتِ وحشیانه پنهان سازد. در پاسخ به شرارت‌های اخیر رژیم صهیونیستی حاکم بر بغداد و حمله به مناطق غیرنظامی و مسکونی شهرهای میهن اسلامی و به شهادت رساندن جمعی از هموطنان، در ساعات 2:55، 3:05، و 3:25 بامداد امروز، سه فروند موشک زمین‌به‌زمین توسط یگان موشکی نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌سوی ساختمان رادیووتلویزیون و دو مرکز نظامی در شهر بغداد هدف‌گیری و شلیک شد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بار دیگر به حُکام جنگ‌افروز و جنایتکار هشدار می‌دهد در صورت تداوم شرارت‌های خود، با پاسخی شدیدتر مواجه شده و به حملات‌شان به مناطق غیرنظامی کشورمان قاطعانه‌تر پاسخ داده خواهد شد.» هنوز تعداد نیروهای تخصصی موشکی به بیست نفر نمی‌رسید! لیبیایی‌ها، فقط برای پرتاب یک موشک، چهل‌نفره درگیر کار می‌شدند اما حالا ایرانی‌ها آن‌قدر اعتمادبه‌نفس پیدا کرده بودند که با نصف این تعداد، سه موشک را در کمتر از نیم‌ساعت به‌سوی دشمن پرتاب می‌‌کردند. سرانِ بعث عراق انتظار چنین واکنشی از سوی ایران را نداشتند. آنها از هر جهت مورد حمایتِ ابرقدرت‌های شرق و غرب بودند و کم‌وکسری نیروهایشان را از بیرون تأمین می‌کردند اما مطمئن بودند که بعد از لیبیایی‌ها، هیچ خارجی‌ای به ایرانی‌ها در پرتاب موشک‌‌ها کمک نمی‌کند. ـ پس ایرانی‌ها این همه توان را از کجا می‌آورند؟! این، سؤالِ بی‌پاسخِ دشمن بود. فردای آن روز، تهران در شوک انفجارهای پی‌درپی موشک فرو رفت! سیزده موشک روانه تهران شده بود ولی در کمال تعجب، فقط شش موشک عمل کرده بود که سه تا از آنها به نقاط مسکونی اصابت کرده و 20 شهید و 126 مجروح روی دست‌شان گذاشته بود. رصدِ بچه‌های موشکی از موشک‌های دوربردِ دشمنْ آنها را به نتایج جدیدی می‌رساند، بعضی‌ از موشک‌ها در هوا منفجر شده بودند و برخی حتی بعد از اصابت به زمین هم، منفجر نشده بودند! معلوم بود جنگی تمام عیار آغاز شده؛ جنگ موشک‌ها! بچه‌های موشکی ایران در جاده‌های خرم‌آباد و کرمانشاه و در همۀ 1200 کیلومتر مرز مشترک با همسایۀ غربی، بین پادگان‌ها و مواضع پرتاب در آمدورفت بودند. اسفند سرد سال 66، گرچه در جبهه‌های نبردِ زمینی عملیات بزرگی نبود، اما تنور عملیات‌های موشکی داغِ داغ شده بود! حسن مقدّم با روحیه‌ای شگفت، تصویری از یگان موشکی به فرماندهان مافوقش نشان داده بود که همه فکر می‌کردند این یگان می‌تواند پاسخگوی دشمن غَدّار باشد. https://eitaa.com/lashkarekhoban