گفت با گذر زمان خوب میشوی و فراموش میکنی ، گفتم هیچوقت نمیخواهم آن احساس قشنگ را فراموش کنم چرا که آن تنها حس زنده در قلبم است .
به راحتی نمیتوانم بگویم تو برای من چه بودی اما برای بعضی از آدمها ، از همهی دنیا فقط یک نفر میماند ، تو برای من همان یکنفر بودی .
از این که نشد ناراحت نیستم ، خاصیت عشق در نشدن و نرسیدن است ، از این ناراحتم که تو بهترین دوستم را از من گرفتی و با خودت بردی .
گفتی دوستم داری و معلوم بود در آن لحظه واقعا دوستم داشتی اما بعدها نه ، بعدها فقط دوست داشتی که مطمئن باشی کسی را داری که برای تو بماند .
ترسیدم بخواهم تلاش کنم که فراموشت کنم و واقعاً یک روز بیدار شوم و ببینم فراموشت کردهام .