eitaa logo
دانلود
از این که نشد ناراحت نیستم ، خاصیت عشق در نشدن و نرسیدن است ، از این ناراحتم که تو بهترین دوستم‌ را از من گرفتی و با خودت بردی .
گفتی دوستم داری و معلوم بود در آن لحظه واقعا دوستم داشتی اما بعدها نه‌ ، بعدها فقط دوست داشتی که مطمئن باشی کسی را داری که برای تو بماند .
ترسیدم بخواهم تلاش کنم که فراموشت کنم و واقعاً یک روز بیدار شوم و ببینم فراموشت کرده‌ام .
چیزی نبود که راحت از یادم برود ، مگر آدم زنده می‌تواند فراموش کند که نفس می‌کشد ؟
شیرینیِ زندگی
جان می‌دهد به تنِ خسته‌ی من.
تاسیان
بماند که بی‌بهانه رفتی
نماندی ، رفتی دلتنگم نمی‌شوی ؟
تاسیان
اجازه دهید یکم خودم را معنا کنم ، من یک تماس بی‌پاسخ هستم ، یک پیام که دریافت کننده بدون اینکه بخوان
اجازه دهید یکم خودم را معنا کنم ، من چراغ قرمزی هستم که راننده‌ای بی‌توجه از آن عبور کرده ، نیمکت پارکی که سال‌هاست کسی رویش ننشسته ، من شبیه کتابی‌ام که جلدش را ورق زده‌اند و بعد نیمه‌خوانده در قفسه جا مانده ، من بادی هستم که پنجره‌ای بسته در مسیرش بوده ، کاغذی که بی‌هدف میان کوچه‌ها می‌چرخد ، شمعی که روشن نشد ، آهنگی که در میان پخش شدن متوقف شد ، من عکسی هستم که هرگز چاپ نشد ، پیراهنی که در گنجه خاک خورد یا سفری که در لحظه آخر لغو شد ، من حرفی ناتمام ، راهی که به بن‌بست رسید و شعری که میان یک مصرع ، خاموش ماند .