焚
بچهها انگار همه آدما این روزها گمشدن چطور بگم. تو هرکشوری که هستن دنبال مهاجرت و عوض کردن مکان و هم
داشتم پستای یه خارجی که همش مهاجرت میکنه رو میدیدم که ابراز ناراحتی میکرد از اینکه هیچجا راضیش نمیکنه و هی بعد از یکی دوسال مکانشو عوض میکنه، یه کامنتی ذهنمو درگیر کرد. گفته بود وقتی از خودت فرار میکنی، حتی اگه مکانت هم عوض کنی میری میبینی که there you are
焚
وضعیت دنیا خیلی خندهداره
وقتی دیدم یسریا از سوئیس هم که بخاطر طبیعتش کشور رویایی خیلیاست فراریان و میگن حوصلهسربره!؟؟؟، دیگه اون آدم سابق نشدم
خلاصه که تو این دنیای مدرن مضخرف حواسمون باشه عمرمونو تو بیابونِ سردرگمی تلف نکنیم و دنبال سراب ندوییم. دنیا یه سرابه
焚
خلاصه که تو این دنیای مدرن مضخرف حواسمون باشه عمرمونو تو بیابونِ سردرگمی تلف نکنیم و دنبال سراب ندوی
نه اینکه خودمونو جدا کنیم و بریم تو یه روستا زندگی کنیم و فلانها. منظورم اینه که حواسمون باشه دنیا برای ما ساخته شده نه ما برای دنیا
Get it
بدن برای ما ساخته شده. ما این بدن نیستیم. بدن صرفا یه مرکب و اسبیه که قراره تو این دنیا توش باشیم و نمیدونم رشد کنیم فلان کنیم. هرچیزی که هست فراتر از این مسخرهبازیاست
انقدر زیر پستای آدمای جالب دیدم کامنتا فقط درباره قیافه طرف بحث میکنن که حالم از هرچی قیافه هست بهم خورده. چرا هیچکی اشاره نمیکنه اون دختره چقدر روح زیبایی داره و عجب شخصیت خفنی ساخته؟ زیر پستاش هیچوقت ندیدم بگن واو چقدر خودساخته و قوی هستی. همش قیافه
هدایت شده از ستاد مبارزه با بیکارا
منم این رو خیلی شنیدم.
یه جا میخوندم که خیلی از اروپاییها میخوان به آمریکا مهاجرت کنن.
در کل چیز خیلی ملموسیه چون آدما برای خودشون از جاهای دیگه بت و بهشت ساختن.
هدایت شده از ستاد مبارزه با بیکارا
به این فکر نمیکنن که تو هرجا بری، هنوزهم توی کرهی زمین هستی.
焚
منم این رو خیلی شنیدم. یه جا میخوندم که خیلی از اروپاییها میخوان به آمریکا مهاجرت کنن. در کل چیز
"romanticizing a life you havent lived"
焚
دیشب یهو تو ذهنم اومد که شاید دلیلِ به این دنیا اومدنِ موقتی و کوتاهِ آدمها این باشه که آزموده بشن و یاد بگیرن که چطور با هم برخورد کنن. یاد بگیرن چطور عشقی که درونشون هست رو کنترل کنن و تو راه درست استفادش کنن. یعنی هرچی بیشتر میگذره این بیشتر تو ذهنم میاد که همهی ما آدما به هم ناخودآگاه نیازمندیم از همون اولی که به دنیا میایم. اولش به شیر مادر نیازمندیم بعدشم به هزارجور آدم دیگه به هزاران دلیلی که انکارش میکنیم. سادهترینش اینکه ما برای نونمون هم به یه آدم نونوا نیاز پیدا میکنیم. بعد دنیای مدرن داره تنها بودنو برامون رمانتیکسازی میکنه و خیلی ضایعست هیچکی عمیقا دوست نداره. آدما دوست دارن به هم اعتماد کنن و حتی در حد ۲ تا هم شده آدم برای خودشون داشته باشن و به خلوتشون راه بدن. بارها توی غارم رفتم و همه رو از خودم دور کردم تا بیشتر بهم ثابت شه چقدر نیازمندم به عزیزانم. و چقدر تو دین درباره رفتارها و اخلاقیات بحث شده که مثل آدم با هم رفتار کنید، همدیگه رو دوست داشته باشید چون خدا همه رو دوست داره، یا چمیدونم مثلا اون حدیثه که میگه تا حد ممکن رابطه آشنایی فامیلی رو قطع نکنید. اینا همش پر از حکمتهای جالبن
焚
دیشب یهو تو ذهنم اومد که شاید دلیلِ به این دنیا اومدنِ موقتی و کوتاهِ آدمها این باشه که آزموده بشن
یا اینکه خدا ممکنه از حق خودش بگذره ولی از حق بقیه نمیگذره مسلما چون به یه آدم دیگه ظلم شده. انگار رفتار آدمها نسبت به همدیگه خیلی زیر ذرهبینه برای سنجش کارهاشون
بعد این ذهنمو مشغول میکنه که اصلا چرا به این دنیا اومدیم؟ انگار فقط اومدیم که در کنار هم یاد بگیریم چطور یه جامعه بسازیم و با هم درست زندگی کنیم