-عاقبت،دستانِمان رو میشود با شِعرها-
-مثل ِچشمانی که بعد از گریهها پُف میکنند-
شارِع القَـمَـر؛
-از فراقَت چِشم هایم غرقِ باران می شود- -عاشقِ هجران کشیده زود گِریان می شود-🫀
-ایهامُ استعاره و تمثیلُ نقطه چین...-
-اسان که نیست شاعرِ چشمانِ او شدن..
هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی...
میگفت:
تو خیلی زودرنجی...
دلم میخواست بهش میگفتم
آدم ها از کسایی که دوسِشون دارن
بیشتر میرنجن،وگرنه بقیه که مهم نیستن...