هدایت شده از قهوه ی سرد آقایِ نویسنده
چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمیدیدی...
میگفت:
تو خیلی زودرنجی...
دلم میخواست بهش میگفتم
آدم ها از کسایی که دوسِشون دارن
بیشتر میرنجن،وگرنه بقیه که مهم نیستن...
-شازده کوچولو:شوخی چیه؟!
+روباه: همون که آدما حرفِ دلشونُ باهاش میزنن!...