eitaa logo
545 دنبال‌کننده
64 عکس
7 ویدیو
0 فایل
د مثل دروغ
مشاهده در ایتا
دانلود
لیست داروهایی که زمانی برای درمان افسردگیم لازم داشتم
در مرز میان شهود و منطق، جایی که کلمات معنای خود را می‌بازند و روح سرگردان است؛هر سایه مسلما نشانی از پلیدی نیست، بلکه حجابی‌ست بر حقیقت ناب فرم‌های ازلی. زمان یک خط مستقیم نیست، رشته‌ای است از احتمالات، که تنها ذهن متمرکز می‌تواند ببافد و در سکوت این جهان نامتناهی، تنها جوهرِ بودن، در تقابل با فهمیدن معنا می‌یابد و مسیر های اضلالی را هدف قرار می‌دهد.
در مرز میان شهود و منطق، جایی که کلمات معنای خود را می‌بازند و روح سرگردان است؛هر سایه مسلما نشانی ا
زندگی انتزاعی اینه؟ یعنی تمام وجودیت به نقد محدودیت‌های درک حسی و منطقی ما در برابر حقایق عمیق‌تر هستی و اهمیت شهود و تجربه درونی تاکید دارد؟ این وضعیت انسان را در لحظه‌ای که تلاش می‌کند مفاهیم بزرگ و فراتر از تجربه روزمره را درک کند، توصیف می‌کند. مانند منطق که ( ابزار تحلیل عقلانی ) و شهود ( درک ناگهانی و بدون استدلال ) در مرز یکدیگر قرار می‌گیرند ( چون هیچ‌کدام به تنهایی قادر به بیان کامل نیستند) سپس زبان و کلمات، در برابر این مفاهیم هیچ می‌شوند و روح در جستجوی این حقایق در این فضای مبهم سرگردان است. تفسیر افلاطونی این دیدگاه می‌گوید : سایه‌ها، نماد درک نواقص و شبهه ها یا حتی تجربیات منفی ما در جهان مادی هستند. متن می‌گوید نباید این مفاهیم محدودکننده یا تجربیات منفی را مستقیما برابر با شرارت دانست؛ بلکه این‌ها صرفا حجابی هستند که مانع دیدن ایده‌ها یا حقیقت مطلق می‌شوند. در فلسفه زمان، زمان را خطی (گذشته، حال، آینده) به حساب نمی‌آورد و در عوض، زمان مجموعه‌ای از تمام حالات ممکن است. تنها از طریق ذهنی که به تمرینات روحی یا مراقبه پرداخته است، می‌توان این احتمالات را به یک روایت منسجم تبدیل کرد تجربه کرد. در پایان با بی‌نهایت بودن هستی یا همان جهان نامتناهی، تلاش مداوم برای تحلیل و دسته‌بنذی کردن، به تنهایی کافی نیست مگر که او کمکت کند.
Unexpected
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Killing you made me brave
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
معشوقه‌ی پدیدارشناسِ من، جناب ادموند هوسرل میگه باید برگردیم به " چگونه اشیاء برای آگاهی ظاهر میشن؟ " چون برای او، شکل چیزی نیست که در بیرون باشد؛ بلکه شیء به عنوان یه چیز تجربه‌شده است. یعنی شکل همان‌طور است که آگاهی آن رو برای خود آشکار می‌کند و ذهن در هر لحظه اشکال را در - افق معنا - تفسیر می‌کند. مثلا دایره را نه تنها به عنوان منحنی بسته، بلکه به عنوان چیزی که می تواند توپ و یا حتی خورشید باشد، می‌پندارد.