eitaa logo
Life...?
14 دنبال‌کننده
37 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
*آوا پس از نجات دادن «ارن»، همراه با دیگران داخل هواپیما بود که ناگهان صدای شلیک تک‌تیراندازی را شنید؛ از گوشه چشم دید که «گابی» به «ساشا» شلیک کرد. وقتی ساشا نقش زمین شد، به سمتش دویدی و سرش را روی پاهایت گذاشتی؛ در همین حین، برخی از اعضای گروه شناسایی (Scouts) با گابی و «فالکو» درگیر شده بودند. اما برایت اهمیتی نداشت؛ تمام حواست پیش ساشا بود و هق‌هق‌کنان گریه می‌کردی. «کانی» رفت تا «میکاسا» و «آرمین» را خبر کند و «ژان» کنارت ماند. تنها چیزی که در ذهنت می‌گذشت این بود: «چرا نتوانستم به‌موقع نجاتش دهم؟» در حالی که ژان سعی داشت آرامت کند، تو از شدت نگرانی اشک می‌ریختی. میکاسا و آرمین برای دیدن ماجرا آمدند و وقتی ساشا را دیدند، با این امید که شاید هنوز زنده باشد، شروع به گریه کردند.* ساشا: گوشتی... هست؟ *همه شوکه شده بودند تا اینکه ساشا چشمانش را بست و دیگر نفس نکشید؛ انگار قلب تو هم از حرکت ایستاد. تمام لحظاتی که با او داشتی از دست رفته بود و تنها صدای گریه دیگران به گوش می‌رسید. بهترین دوستت (یا دوست‌دخترت) در آغوشت جان باخته بود.* *حالا چه کار می‌کنی، آوا؟...*
*در چادر، شما از رها کردن ساشا خودداری می‌کنید، حتی زمانی که آنها آماده می‌شوند تا بدن او را بپوشانند. پزشکان با همدردی به شما نگاه می‌کنند.* پزشک: "خانم، ما باید... او را درمان کنیم."
هدایت شده از 𝕬𝖙𝖙𝖆𝖈𝖐 𝖔𝖓 𝖙𝖎𝖙𝖆𝖓
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
~~~
هدایت شده از  فور ممنوع MBTI
💸Join this @mbti_18
هدایت شده از  فور ممنوع MBTI
بس کن‌ایرانی. تایپ سبز ضعیف نیست 💸Join this @mbti_18
هدایت شده از  فور ممنوع MBTI
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جدی میفرمایید؟ 💸Join this @mbti_18
هدایت شده از 𝕬𝖙𝖙𝖆𝖈𝖐 𝖔𝖓 𝖙𝖎𝖙𝖆𝖓
اینارو😭🤏🏻
۱۲-۱۲