تنهاییاش حاصل خلقيات بدش نبود؛
تندخو نبود، نامهربان هم نبود، فقط نمیخواست به هر بهانهی سخیفی همصحبتی هر بیسر و پایی را گدایی کند؛ اگر بخواهم درستتر بیان کنم معتقد بود قلبش را از سر راه نیاورده است.
- بریدهای از داستان کوتاه پیانیست کور
باید گریه کنم نه برای تو،
اما برای دوست داشتنت چرا
باید گریه کنم نه برایِ تو،
اما برایِ ندیدن لبخندت چرا
باید گریه کنم نه برای تو،
اما برای نگرفتن دستهات چرا
باید گریه کنم اما نه برای تو
برای حسم به تو....