هدایت شده از دوربین من🩻
پیرمرد خون گرم صاحب کتاب فروشی که لیسانسش رو سال ۵۴ گرفته بود و فکر میکرد دانشجو ام و نتونستم متقاعدش کنم که نیستم و ازم هم رشته و هم رشته ای که دوست دارم بخونم رو پرسید(و بعدا یادش رفت)، دوتا دختر داشت و ۵۰ سال بود که ازدواج کرده بود و فقط کافی بود ازش اجازه بگیرم برای عکس گرفتن تا برام از دختراش و همسرش و خونه ی پدریش بگه.
انگار توی یه دنیای دیگه زندگی میکرد.
° نیلوفرِ آبی ، ورژن خسته °
منظورتون چیه که چت جی پی تی برای من بالا نمیاد
خب یزیدا من چشم امیدم به این بود 🦭💔
° نیلوفرِ آبی ، ورژن خسته °
خب یزیدا من چشم امیدم به این بود 🦭💔
فرزندم ۲۴ ساعت دیگر صبر بفرما
° نیلوفرِ آبی ، ورژن خسته °
فرزندم ۲۴ ساعت دیگر صبر بفرما
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا