دیشب تا صبح خیلی گریه کردم اونقدر که نفسم بالا نمیومد
اکسپلورم روضه مصور بود
حقیقتا من بعضی وقتا میترسم که قراره دیگه چه چیزی رو تحمل کنیم؟ قراره بعد از این چه مصیبتی رو به دوش بکشیم؟
اینجورم نیست که بعضیا میگن مصیبت از دی ماه۹۸ شروع شد نه بابا مصیبت از سقیفه شروع شد
لعنت بر سه تاشون
حاله همه اینا به کنار. با یه دید مثبت نسبت به جغرافیایی که درش زیست میکنم، میخوام تابستون بازهم نقاشی بکشم، زبان عربی رو شروع کنم(اسپانیایی رو در همون حد سرگرمی ادامه میدم)، خیاطی کنم، کتاب هامو بخورم و در راستای افزایش اعتماد به نفس خودم و اطرافیانم تلاش کنم.
هدایت شده از ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
باتمام وجودم نیازدارم عاشورای پارسال تکرار بشه.
حسینیهی امام و نگرانییهجماعتچشمانتظار و ورود ناگهانیای که شور داشت و اشکایی که باشوق به استقبال اون قدم ها رفتن...
... به اون لحظهی اشتیاق و پرت شدن عینک و کاغذ و دیالوگ "ایایرانبخوان!"
هدایت شده از the riha | دِ ریحا
ولی دنیایی که بچه سیدا با اهلبیت دارن خیلی جالبه. امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س) پدر و مادرشونن؛ از اونور جدشون به هر کدوم از ائمه برگرده، اون امام هم پدرشونه. عمو عباس(ع) عموشونه و حضرت زینب(س) عمهجانشون. وقتی روضه گوش میدن، واقعاً انگار خانواده خودشونو از دست دادن :))