نمیدونم کجاست!🇵🇸
آقای امامرضا میدونی خیلی ناراحتم؟
حق داری اگر شماعم ازم ناراحت باشی؛
ولی این رسم رفاقت نبود:)
نمیدونم کجاست!🇵🇸
-روایتی زیبا و دلنشین و عجیب:))!✨️
از عاشق شدن سارا که دیگه تمام زندگی رو وابسته به حضرتعلی"ع" میدونه:))
از عاشق شدن دختری که از آلمان با داعش آشنا میشه؛ و در نهایت بایران میاد و با ایران و اسلامی مواجه میشه که با تکتک سلولاش حس نفرت داشته بهش:))
و در نهایت دلش رو به یپسر مسلمون میبازه:)))🤏🏻
نمیدونم کجاست!🇵🇸
-روایتی زیبا و دلنشین و عجیب:))!✨️ از عاشق شدن سارا که دیگه تمام زندگی رو وابسته به حضرتعلی"ع" میدو
نوع بیان نویسنده واقعا پر از حلاوت و شیرینی بود:))🍀
خصوصا اینکه نگاه سارای متنفر از اسلام رو خیلی خوب بتصویر میکشید:))
حتی گاهی شبهه هارو برطرف میکرد و خیلی خوب در حد توان توضیح میداد و توصیفات فوقالعاده قشنگی استفاده شده بود:))
[خلاصه که پیشنهادیه بشدت]
با تموم وجودم
از اینکه آدمای مهم زندگیم احساساتشونو دیگه بهم یادآوری نمیکنن چون صرفا براشون تکراری و ساده شدم؛ از اینکه ایگنور میکنن پیامای منو و مثل قبل رفتار نمیکنن متنفرم و تا ابد قلبم شکسته سرش و کلی فشار میاد بهم:))