رفتی:)
خودم راهیات کردم؛
خودم تمام ارادهام را با سختی جمع کردم و دستم را بالا بردم:)
دستم را بالا بردم و بهجای اینکه ورودت را به بیت خوشآمد گویم و لبیک بگویم؛
گفتم بهامیددیدار!
اما اینبار دربیت نه؛ مقابل آن چهرهی زیبا و پرعظمت نه، مقابل آن لبخند زیبایت نه!
درمقابل تابوتِ پرافتخارت که با پرچم ایرانِاسلامی پوشیده شده بود..
خودم راهیات کردم و تو برای همیشه از تهران رفتی:)🕊💔
#رضوان_نوشت
نمیدونم کجاست!🇵🇸
-
جالب نیست؟
روزی آرزو داشتم عکاسِبیت بشوم و لحظهلحظهی دیدار که ناب و خاص بود را ثبت کنم؛ لحظهیورودت را!..
و حالا ثبت اولینلحظه از اولین دیدار و یک قابِماندگارِ باکیفیتِ پرغم از طرف من.💔
نمیدونم کجاست!🇵🇸
-
زیبا بود که برخلاف آرزوها و تصوراتم؛
دربهدر منتظر دیدن پیکرت بودم؟:)
غمدارترین سکانسِزندگیم؛
این قاب بود..
نمیدونم کجاست!🇵🇸
-
کاش اشکام بزارن دوثانیه خوب ببینم.
چقدر زیباست و پرغم:)
خیلی جدی انگار واقعه کربلا حالا برام قابل درکتره..
نمیدونم چجوری توضیح بدم ولی آره..!