eitaa logo
لقمه 🌯
10.4هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
17.6هزار ویدیو
6 فایل
﷽‌ آنچه ما می خوریم در روحیات ما تاثیر دارد، اینکه روزی ما و #لقمه ما چه باشد، بی ارتباط نیست با اینکه "حال ما" چگونه باشد... تبلیغات ؛ @baartaarinhaa
مشاهده در ایتا
دانلود
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥🔥 اختراعی که دنیای طب گیاهی را متحول کرد🔥🔥 💥سوپرفود فریادرس ابردارو معجزه آسا که ۷۰ بیماری را درمان می کند💥 🟢درمان افسردگی و خستگی 🔴سردرد 🟡کم خونی 🟤مشکلات گوارشی 🟣ریزش مو 🔵افزایش میل جنسی 🟠دیابت و.... ✅با ۵۰۰۰ کلیپ درمانشدگان درکانال سوپرفود فریادرس ابردارو اول سموم داخل بدن را خارج میکند بعدشروع به سلول سازی میکند http://eitaa.com/joinchat/3313631233Cd01ad2b6b2 http://eitaa.com/joinchat/3313631233Cd01ad2b6b2 یاران مهربان
🛑خودتان را رایگان در منزل تضمینی درمان کنید دعای خیرتان هم برای ما کافی هست ‼️سوپرفود فریادرس یک ابردارو طب سنتی صددرصد گیاهی و ارگانیک که هفتاد بیماری را درمان میکند 👇 https://eitaa.com/joinchat/3313631233Cd01ad2b6b2 ‼️ بیش‌از پنج هزار کلیپ درمان‌شده را درکانال قرار دادیم‼️ ❕دارو گیاهی❕دانستنی ها❕ ❕درمان انواع بیماری ها❕
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ ثروتی با ارزش تر از حال خوب نیست الهی همیشه حالِ دلت خوبِ خوب باشه ...🙏♥️
🚨خانواده ی کرمانی خونگرم که اهل سفرن ! 🤫😳😳😳😳😳😳😳😳😳 🤫 هیس!!!!!!!!!! فقط # خانومااااااا بیان که دورهمی دوست دارن ... 👀💛👇👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de داستان # زندگی_واقعی که همه پیگیرشن👆
😳 من منصوره هستم متولد ۶۷ تحصیلاتم کارشناسی ارشد برقه قبل از به دنیا اومدن پسرم تو اداره برق کار می کردم و عصرها هم تو دانشگاه تدریس می کردم یک روز داشتم خونمو تمیز میکردم دیدم رو قرآن یک وجب خاک نشسته،مسیرِ زندگی من از همون لحظه تغییر کرد ...🥺 ادامه این داستان واقعی اینجا سنجاق شده 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2094792962C54f070a0de
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چند ترفند کاربردی ܠــܧܩــܘ 🌯 @Lughme 🌮🌯🫔
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دسر انقدر ساده مگه داریم ؟🤍🥲 مواد لازم: شیر پرچرب ۳ لیوان کره ۵۰ گرم بیسکوییت پتی بور ۲ بسته شکلات ۳۰۰ گرم ‌‌‌ ܠــܧܩــܘ 🌯 @Lughme 🌮🌯🫔 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‍
❌ قبل از سنگ‌شکن و جراحی صبر کن! پدرم از درد سنگ کلیه تا صبح به خودش می‌پیچید… ادرارش بند اومده بود، از درد فریاد می‌زد 😣 دکترا گفتن «باید سنگ‌شکن شه!» ⚠️ اما با یه داروی کاملاً گیاهی و قدیمی 70 ساله ، همه‌چی عوض شد 🌿 تو کمتر از یه هفته، سنگش پودر شد و راحت شد ☺️ قبل از اینکه بری سراغ جراحی یا سنگ‌شکن حتما این کانال و رضایت بیمار هاشو ببین👇 https://eitaa.com/joinchat/3671785996Ce47a770af2
وارد خونم شد و قرار شد خدمتکار شخصی همسرم باشه تا بدهی پدرش رو صاف کنه. ریزه میزه بود و خیلی وقتا بابت اینکه مجبور شده توی این سن کم تقاص بی‌عرضگی پدرش رو پس بده دلم به حالش می‌سوخت و هواش رو داشتم تا اینکه متوجه شدم بیست و سه سالشه و از اون روز نگاهم بهش تغییر کرد. علاقه‌ای به همسرم نداشتم و همیشه ازش گريزان بودم و همین بهانه هم برام کافی بود که روز تولد همسرم وقتی همه سرگرم جشن بودن وارد آشپزخونه شدم. با دیدنش احساس کردم جنون‌زده شدم؛ در عین سادگی با زیبایی‌هاش مبهوتم میکرد... متعجب و منتظر به من نگاه میکرد که نزدیک رفتم و با گرفتن دستش حلقه‌ای که توی دستم بود رو وارد انگشتش کردم و بی‌توجه به جمعی که درحال دیدن ما بودن گفتم: - تمام بدهی رو می‌بخشم ولی به شرطی که به پیشنهادم جواب مثبت بدی... با من ازدواج می‌کنی نیلماه؟ https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
😍رمانی با 1500 پارت کامل و رایگان😍♨️ رمان این کانال از شدت هیجانی بودن و دلبر بودنش توی مدت زمان خیلی کم بالای صد هزار عضو گرفته و امروز هم به درخواست خود شما لینکش رو گذاشتم تا همگی استارت بزنید و شروع کنید به خوندن😌😉 https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44 من خودم این رمان رو توی دو ساعت تموم کردم اونقدر که پر ماجرا بود😜🙈❌
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آبنبات محلی😋 مواد لازم: شیر:دو لیوان شکر:یک لیوان طرز تهیه: شکر با شیر میزاریم روی حرارت بجوش که اومد تغییر رنگ داد میریزیم کف سینی مورد نظر بعد کنار چای نوش جان میکنیم ‌‌ ܠــܧܩــܘ 🌯 @Lughme 🌮🌯🫔
هدایت شده از گسترده امید
دختر فقیر شهرستانی بودم که اُستادم عاشقم شد و باهام ازدواج کرد، از همون اول خانواده اش مخالف ازدواج ما بودن، اونقدر تحقیرم کردن و بهم کنیز و کلفت گفتن که آخرش مجبور شدم از همسرم جدا بشم، توی شهر غریب بدبختی و بیچاره گی کشیدم، نون شب نداشتم بخورم، اما شهریه ی دانشگاهم و به هر زحمتی بود می دادم تا برای خودم کسی بشم و از این بیچاره گی نجات پیدا کنم. تلاش هام نتیجه داد و فوق تخصص قبول شدم، خبر رسیده بود که همسرم با کدوم بیمارستان قرار داد داره و من از عمد اون بیمارستان رو انتخاب کردم و قرارداد بستم، حالا من یه دختر قدرتمند بودم که می خواستم انتقام سالهایی که سختی کشیدم و از همسر سابقم که خیلی جراح معروفی بود بگیرم، داشتم بیمار رو ویزیت می کردم که رسید و با دیدنم..... ادامه ی رمان استادِ بهار👇😍🔥 https://eitaa.com/joinchat/538050827Cdd78e15ff2