eitaa logo
مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی
2.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
328 ویدیو
519 فایل
تا حالا شده که بخوای کتاب بخونی یا حتی تو مسابقات کتابخوانی شرکت کنی... ولی نتونسته باشی? می‌خوام یه سایتی رومعرفی کنم که بهت کمکت می کنه کم کم مطالعت بیشتر بشه و از کتابخوانی لذت ببری،مسابقه هم به صورت مستمرداره www.mketab.ir ایتا:09150751848 @Mketabir
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
7.91M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| 🎥📗 سفر الماس از مجموعه سرگذشت استعمار با ما کتاب بخون😌✨ برای سفارش ما اینجاییم👇🥰 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 📌فاضل نظری شاعر جوانی است که در دهه اخیر اشعار وی مورد استقبال دوست‌داران شعر قرار گرفته است. 📌مجموعه هفت جلدی اشعار فاضل نظری که با مفاهیم نو و به سبک سنتی سروده و توسط نشر سوره مهر چاپ شده است. 📚این مجموعه شامل کتاب‌های : اقلیت ، آن‌ها ، اکنون ، وجود ، ضد ، کتاب ، گریه‌های امپراتور است . ┄┅═⛲️📖═┅┄ 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎊عید زیباى برائت از عدو دارد ربیع🌸🍃 🎊عید میـلاد دو دلدار نکو دارد ربیع🌸 🎊موسم سرمستى دلهاى شیدا آمده🌸 💖مصطفى با حضرت صادق به دنیــــا آمـــــده 🎊🌸 🎉💖ولادت حضرت محمد(ص) 🎉💖وحضرت امام جعفر صادق(ع) برشما مبارکــــ باد 🎊 🌸 🌸🍃 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌺🌺 صبح می‌آید که زندگی را تقسیم کند درشهر ولبخند را تقدیم کند برلبها ما هم تقسیم میکنیم عشق را لبخندرا مهربانی را بین دوستانمان و باگرمای «سلام» دلشان را شنبه‌تون بخیر و خوشی 🌸🍃 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
Reading is essential for those who seek to rise above the ordinary. Jim Rohn مطالعه برای کسانی که قصد دارند بالاتر از حد معمول باشند، ضروری است “جیم ران” 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
📚 🌟عنوان:سه کاهن🌟 ✍🏻به قلم:مجید قیصری 🖨ناشر:کتابستان 📗قالب کتاب:رمان 💠📜💠📜💠📜💠📜💠📜 🌱🌼سه کاهن نوشته «مجید قیصری»، روایتی داستانی-تاریخی از تلاش حلیمه، دایه (ص) است که در مدت یک روز، سعی در نجات جان نبی اسلام (ص) از گزند کاهنانی دارد که براساس نشانه‌های ظاهری پیامبر خاتم (ص) به دنبال یافتن و از بین بردن ایشان هستند.☘ این کتاب برنده جایزه ادبی اوراسیای روسیه در سال ۲۰۱۸ نیز شده است... 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 مجموعه (( دوستان پیامبر(ص) و علی (ع) )) 🔆 مجموعه‌ای چهارده جلدی است از داستان زندگی و مبارزات بزرگ‌ترین، سرشناس‌ترین و باوفاترین یاران اهل بیت که در هر یک از عنوان‌ها با روایتی جذاب به آن‌ها پرداخته شده است.🌸🌿 عناوین این مجموعه 14 جلدی عبارتند از: 📕 صدای دوست داشتنی (بلال حبشی) 📒 فریاد ربذه (ابوذر) 📕 شیر صحرا (حمزه) 📒 پرنده مهاجر (جعفر طیار) 📕مهربان‌ترین عمو (ابوطالب) 📒داستان کمیل (کمیل) 📕در جستجوی خورشید (اویس قرنی) 📒 صدای علی (عمار یاسر) 📕 مسافر حبشه (مقداد) 📒 در آتش فتنه (حجربن عدی) 📕 یار ایرانی (سلمان فارسی) 📒 سفیر (مسلم بن عقیل) 📕 خرما فروش عاشق (میثم تمار) 📒 سردار (مالک اشتر) ┄┅═⛲️📖═┅┄ 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
📚📚📚 📝📓📓📝📓📝📓📝📓📝 📓«مرجان با عجله سمت شوادان رفت. آرام داخل شد و از پله‌ها پایین رفت تا به سکوی خودشان برسد. آرام از جلوی سکویی که ابراهیم و طاهره روی آن خواب بودند، گذشت. لحظه‌ای به آن‌ها نگاه کرد. صدای خرّوپف طاهره از یک سوی سکو به گوش می‌رسید و ابراهیم هم در تاریک و روشن سکو، گوشهٔ دیگر سکو پتو را روی خودش کشیده بود. دوباره آرام از پله‌ها پایین رفت. می‌دانست تا دیر نشده باید برای عطیه کاری کند. 📝کنار سکوی خودشان که رسید، ناگهان صدای بسته‌شدن در حیاط را شنید. جا خورد و به بالا نگاه کرد. از پله‌ها سریع بالا رفت تا بفهمد چه شده. به حیاط نگاهی انداخت و بعد سمت دالان رفت. آنجا هم که کسی را ندید، به اتاق رفت و آنجا را گشت. با قدم‌های آرامی داشت در اتاق می‌گشت و به اطرافش نگاه می‌کرد. وقتی که عطیه را ندید، آرام صدا زد: «عطیه... عطیه...» 📓در اتاق‌ها راه رفت. حس کرد ضربان قلبش بالا رفته و نفسش کند شده بود. دستش را روی قلبش گذاشت. آرام دوباره به حیاط برگشت. چارقدش را روی سرش مرتب کرد و وارد دالان شد. در حیاط را باز کرد و در کوچه سرک کشید. به هر طرف که نگاه می‌کرد، کسی را نمی‌دید. هیچ‌کس در کوچه نبود. مرجان داخل دالان برگشت و در خانه را آرام بست. مردد در دالان ایستاد. دهانش را گرفت و با قدم‌هایی نامطمئن سمت شوادان برگشت. 📝📓📝📓📝📓📝📓📝📓 📚 گندم هایم را بباف 🖋کیانا آرشید 📚مرکز مجازی مسابقات کتابخوانی را در ایتا دنبال کنید. @M_ketab
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا