‹𝘶𝘯𝘴𝘢𝘪𝘥›
برای ما کسی شعر نخواهد گفت خوشا به حال تو که مخاطب شعری
زبانش بند میآید کسی که عاشقت باشد،
نبین اینقدر بعضیها برایت شعر میخوانند
قطعاً اگر میدانستم که چنین وضعی پیش خواهد آمد مرگ را بر زندگی ترجیح داده و اقلاً خود را از تحمل بار افکار جان خراش خلاص میکردم.